کورش عرفانی – ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
با ورود جنگ به چهل و یکمین روز خود، موضوع آتشبس میان ایران و آمریکا مطرح شد. اسرائیل به عنوان شروع کنندهی اصلی جنگ به سرعت از این امر فاصله گرفت و بمباران وحشیانهای را در لبنان ترتیب داد که به یک کشتار جمعی تبدیل شد و خشم جهانیان را برانگیخت. نمایشی از خشم صهیونیسم و نفرت آن از انسان.
معادلهی جنگ با ایران را اسرائیل پدید آورده است و بدون مشارکت فعال آن محال است که جنگ به پایان برسد. اسرائیل کمترین انگیزهای برای توقف جنگ ندارد، چرا که تمام موجودیت خویش را از روز نخست پیدایش بر روی جنگافروزی کشتار و تخریب و اشغالگری و جنایت و ترور قرار داده است. این روند تا آخرین دقیقه حیات اسرائیل ادامه خواهد داشت. هرگونه تصور حضور اسرائیل بدون جنگ توهم خامی بیش نیست.
آمریکا نیز اسیر اسرائیل است و تا زمانی که مردم آمریکا سیاستمداران مزدور اسرائیل را در رأس قدرت و تسلط صهیونیسم را بر کل ارکان کشور خود کنار نزنند دراسارت صهیونیسم باقی خواهد ماند و به پای آن خواهند سوخت. به همین دلیل، مذاکرهی ایران با آمریکا ره به جایی نمیبرد، چرا که ایران با کشور مستقلی روبرو نیست؛ ایران با اسرائیل طرف است نه آمریکا. آمریکا ابزاری است در خدمت اسرائیل.
اینک نیز درخواست مذاکره توسط آمریکای گرفتار در مرز فروپاشی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مطرح شده است نه اسرائیل و به همین دلیل بعید است که اسرائیل اجازه دهد مذاکرات ره به جایی ببرد، حتی به بهای ریزش امپراتوری واشنگتن.
آمریکا در نهایت چارهای ندارد جز این که با شکست حتمی مذاکرات، وارد فاز اصلی جنگ شود که در آن باید از هر آن چه دارد در جهت تامین هدف اسرائیل بهره ببرد: نابودی کامل ایران یا همان چیزی که مامور موساد در کاخ سفید برای ترامپ فرموله کرده بود، «یک تمدن را یک شبه نابود کردن».
از این جا به بعد ماهیت این آتشبس روشنتر میشود: یک توقف کوتاه برای آمادهسازی. مذاکرات قرار نیست به هیچ چیز راهبردی منجر شود جز فرصتی کوتاه برای آمریکا تا هر آن چه که اسرائیل نیاز دارد را به منطقه بیاورد و با دهها هزار سرباز و دهها میلیون تن بمب و موشک، کار ایران را یکسره کند. این دستور اسرائیل است و آمریکا چارهای جز اجرا ندارد. در نهایت استفاده از بمبهای هستهای نیز قابل تصور است.
در چنین شرایطی، با درک واقعیت ماهیت هیولای اسرائیل، همگی میتوانیم بدانیم که سرنوشت منطقه و در آن میان، سرنوشت ایران چیزی جز تخریب و مرگ و نابودی نیست. بعد از ایران نیز نوبت ترکیه و پاکستان است و این روند تا محو بشر و موجود زنده در زمین توسط اسرائیل دنبال خواهد شد.
یگانه عاملی که میتواند این روند تخریب و انحلال زندگی در جهان را متوقف کند شکست کامل اسرائیل و آمریکا است. فقط در این صورت است که ماشین جنگ از کار میافتد. تا آن جا هنوز راه است و در این فاصله جهان بهایی سخت و سنگین خواهد پرداخت. اما این احتمال را نباید از نظر دور داشت و یگانه نقطهی امید بشریت نیز همین است.
اگر این روند به جنگ جهانی سوم از نوع اتمی نیانجامد، شانس بقاء برای بخشی از جمعیت جهان وجود خواهد داشت؛ در غیر این صورت، کل حیات در سیارهی زمین ناپدید میشود.
قدرت اجتماعی مردم در کشورهای مختلف تنها ابزاری است که برای پرهیز از این سناریوی سیاه باقی مانده است. میماند که آیا همت شهروندان در کشورهای مختلف برای سازماندهی تودهها و نجات بشر بسیج و سازماندهی خواهد شد یا خیر.#
_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد