با ورود تجاوز اسرائیل و آمریکا علیه ایران به پایان دومین هفتهی خود به خوبی آشکار شده است که این نبردی است فراتر از تمام مرزهای یک جنگ متعارف و متداول. این یک رویارویی تاریخی است میان دشمنان تمدن بشر و مدافعان آن. این نبرد جهل و انسانکشی است با انسانیت مندرج در فرهنگ و تمدن ایرانی.
سرخوردگی دشمن
جای خوشبختی است که این جنگ آن گونه که صهیونیستهای اسرائیل و تجاوزگران آمریکایی میخواستند پیش نرفته است و هیچ یک از اهداف استراتژیک آنها که تجزیه و نابودی ایران را شامل میشد تحقق نیافته است. برخی از مواردی که آنها به دنبال آن بودند چنین است:
. از بین بردن دستگاه حکومتی در ایران
. به جان هم انداختن مردم
. ایجاد جنگ قومی و تجریهی ایران
. نابودسازی زیرساختهای کشور برای همیشه
. تبدیل ایران به ترکیبی از لیبی و سوریه
با شکست مفتضحانهی جبههی ضد انسانی و ضد ایرانی اسرائیل و آمریکا، آنها به دردسر بزرگی افتادهاند که عبور از آن برایشان آسان نیست:
. بازارهای مالی و سهام در سطح بینالمللی و به ویژه در آمریکا فروپاشیده و ضررهای تریلیون دلاری به خود دیدهاند.
. بازار انرژی به هم ریخته و افزایش قیمتها به دلیل کاهش تولید و صادرات توقفناپذیر گشته،
. اقتصاد منطقهی خلیج فارس، خاورمیانه، آسیا و جهان در معرض خطر کاهش درآمد و افزایش قیمتها در تمامی حوزهها قرار گرفته،
. فرار سرمایه از بازارهای مالی آمریکا، آیندهی سرمایهداری را با چالشهایی جدی مواجه ساخته،
. خشم و نارضایتی در میان مردم آمریکا اوج گرفته و آیندهی سیاسی و انتخاباتی ترامپ و حزب جمهوریخواه به خطر افتاده،
. احتمال بروز ناآرامیهای اجتماعی و سیاسی و به هم ریختگی شدید اقتصادی در آمریکا تقویت شده،
. هیچ چشماندازی برای اعلام پیروزی در جنگ کنونی از سوی آمریکا یا اسرائیل موجود نیست.
در چنین اوضاعی که در اسرائیل نیز به سوی وضعیت جهنمی به پیش میرود، سرنوشت بدی در انتظار آمریکا، تمامیت صهیونیسم جهانی و هم پیمانان آنها نشسته است.
اما چرا همه چیز این قدر بد پیشرفته است و این دو کشور متجاوز این گونه به باتلاق افتادهاند؟
خطای تاریخی
دلایل زیادی در این مورد مطرح است و مطالب بیشتری هم پیرامون آن در آینده منتشر خواهد شد. اما شاید مهمترین آنها را بتوان در این فرمول آورد:
«برنامهریزی برای یک حرکت مطلوب سریع، قاطع و کوتاه مدت و مواجهه شدن با یک واقعیت نامطلوب، آهسته، از هم پاشیده و طولانی مدت».
تفاوت میان این دو بسیار است. اقدام مشترک اسرائیل و آمریکا اینک در پایان دومین هفتهی خود به سر میبرد و هیچ اثری از آتشبس یا توقف کوتاه مدت در آن مشهود نیست. در چنین شرایطی بدیهی است که این دو قدرت دیوانه در باتلاق ساختهی دست خود گیر کردهاند، و این نخستین باری است که در چنین تجربهی تلخی به سر میبرند، چرا که پیشبینی نمیکردند پاسخ ایران، کشوری که قرار بود ظرف یک تا دو روز تسلیم شود، تا این حد قوی و گسترده باشد. اینک :
. اسرائیل زیر آتش موشکهای سنگین و پهبادهای ایرانی است و حتی قادر به دفاع از خود نیست.
. کل پایگاههای آمریکا در منطقه زیر حملهی مستقیم آتش تهاجمی ایران هستند.
. کشورهای عرب که امیدوار بودند بتوانند از حمایت آمریکا برخوردار باشند شاهدند که آمریکا حتی قادر به دفاع از پایگاههای خود نیست.
. کمترین شانسی برای عبور هیچ نفتکشی بدون خطر از تنگهی هرمز وجود ندارد.
. کلیهی تاسیسات نفتی، گازی، پتروشیمی و نیز سایر زیرساختهای کشورهای عربی منطقه زیر آتش تخریبگر ایران است.
. خطوط هوایی، دریایی و زمینی حمل و نقل مسافر و بار در منطقه فلج شده است.
این موقعیت اسرائیل و آمریکا حیران ماندهاند که چگونه ممکن است که بعد از بمباران هزاران پایگاه در ایران همچنان با مقاومت سرسختانه از خود نشان میدهند، و این که حال چه باید کرد؟
نبود چشمانداز برای تجاوزگران
با افتادن فاصلهی بیش از حد میان « آن چه میخواستیم» و « آن چه شد»، به نظر میرسد که واشنگتن و تلآویو مشغول بررسی معدود گزینههای باقیمانده باشند. یکی از آنها تسلیم در مقابل خواستهای ایران است. سه خواست مشخص مطرح است:
. پذیرش حقوق بدیهی ایران براساس قوانین بینالملل (مانند غنیسازی اورانیوم برای مصارف غیر نظامی).
. پرداخت غرامت بابت خسارتهای چند صد میلیارد دلاری وارد شده.
. تضمین قاطع و قطعی بینالمللی برای عدم تکرار تجاوز نظامی به ایران.
پذیرش این سه شرط معادل شکست کامل اسرائیل و آمریکا در مقابل ایران و تبدیل این کشور به قدرت بلامنازع خاورمیانه و آسیای جنوب غربی میباشد. امری که اضمحلال صهیونیسم اسرائیل و نقشهی آن برای تبدیل شدن به «قدرت جهانی یهود برای حاکمیت بر سیارهی زمین» را به دنبال خواهد داشت. آمریکا نیز به تفالهی خود تبدیل میشود و به قعر جدول کشورهای مهم جهان سقوط خواهد کرد. آیندهای سیاه و شوم برای هر دو.
اگر این گزینه مورد انتخاب قرار نگیرد، میماند که آمریکا و اسرائیل میبایست ایران را به طور فیزیکی از بین ببرند و از آن جا که این امر از طریق سلاحهای متعارف ممکن نیست، چارهای ندارند جز این که به کاربرد سلاحهای اتمی روی آورند. بمباران اتمی ایران هم البته معادل آغاز جنگ جهانی هستهای خواهد بود و پایان بشریت و زندگی در زمین را با خود به همراه خواهد داشت.
جان کلام این که، خطای بزرگ و تاریخی که آمریکا به تحریک اسرائیل اشغالگر مرتکب آن شد، یا باعث ضربه خوردن غیر قابل جبران به امپراتوری لرزان و بیمار سرمایهداری ابراهیمی آمریکا خواهد شد و یا آن را به تحریک صهیونیستها به یک حرکت غیر عقلانی و ضد انسانی رادیکال وامیدارد؛ بمباران اتمی ایران بدون تردید کلید یک آخرالزمان هستهای را برای انسان و انسانیت خواهد زد.
این موضوعی باز است و باید همگی به سهم خود در پرهیز از این سناریوی آخر به هر طریق که میتوانیم کوشا باشیم.#
_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد