جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران که در تاریخ 28 فوریه 2026 آغاز شد در زمان نگارش این نوشتار در ششمین روز خود است. این جنگی است که اسرائیل برای آن از دیرباز طراحی کرده بود و سرانجام موفق شد آمریکا را به انجام آن وادارد. اهداف اسرائیل در این جنگ آشکار است:
۱ – ویرانسازی فیزیکی و مادی ایران
۲ – از بین بردن ساختار دولت و ناممکن سازی جایگزین آن
۳ – از بین بردن وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران و تجزیهی آن.
در صورتی که این سه رخ دهد اسرائیل به قدرت مسلط ایران و منطقه تبدیل میشود. پس از آن تلآویو مایل است که آمریکا را به نابودسازی دو قدرت بزرگ دیگر در این منطقه بکشاند: پاکستان و ترکیه.
بدیهی است که در این معرکهی صهیونیستی اقتصاد و سیاست آمریکا ضربههایی هولناک دریافت خواهند کرد، اما این کمترین اهمیتی برای صهیونیستها ندارد. آن چه آنها برنامهریزی کردهاند قربانی کردن کل ثروت و قدرت آمریکاست در جهت تامین اهداف استراتژیک برای اسرائیل یا به طور مشخص برای صهیونیسم. برای این منظور، اسرائیل از لابی قدرتمند خود در آمریکا بهره میبرد. چنان که دیدیم سنای آمریکا به لایحهی محدودسازی قدرت ترامپ برای حمله به ایران رأی منفی داد. اسرائیل همچنین از حضور گستردهی ترامپ در فساد غیرقابل باور جنسی مندرج در پروندهی اپستین برای وادار سازی او به هر آن چه که به نفع اسرائیل و به ضرر آمریکا است بهره میبرد.
تحقق اهداف سه گانهی بالا برای اسرائیل یک آرزوی تاریخی است و برای ما پارامتر تعیین کنندهی بود و نبود ایران. بنابراین کشورمان در حال حاضر با یک تهدید وجودی بیسابقه و جدی مواجه است که هشیاری و همت همهی ما ایرانی ها را میطلبد. برای عبور از این پیچ سخت تاریخی نیاز به یک دستگاه نظری داریم تا مسیر را نشان دهد. این دستگاه نظری دربرگیرندهی گزارههایی است که در این جا به شکل ساده و شفاف بیان میشود تا بتواند در درک واقعگرا از شرایط به یاریمان آید.
گزاره ینخست: اسرائیل دشمن ایران است.
هرگونه توهمی در مورد کمترین وجه مثبتی در نظر و خواست اسرائیل به ایران خطای مرگبار محسوب میشود. کلیت عملکرد نظری و عملی اسرائیل مصداق بارز دشمنی با ایران و ایرانی محسوب میشود و نباید کمترین حفرهای برای فریبکاری و نفوذ دشمن به مجموعهی ایران و ایرانیان باز گذاشته نشود. اسرائیل آماده است که در صورت لزوم ایران را بمباران اتمی کند.
گزارهی دوم: ایران دشمن اسرائیل نیست.
فرهنگ و تمدن ایرانی با هیچ کشور و قوم و مذهب و نژادی دشمنی ندارد، اما چشم بر روی هیچ ستم و ظلم و کشتاری نمیبندد. نمیتواند ببندد، چرا که تمدن ایرانی انسانمدار است و جان و کرامت انسان در آن ارزش اول محسوب میشود. جان انسان فلسطینی و اسرائیلی و ایرانی و افغانی و هندی و عراقی و آمریکایی در این دیدگاه ارزش یکسان دارد. مردم فلسطین باید به حق تاریخی خود که داشتن سرزمین و کشور مستقل فلسطینی است برسند و در کنار اسرائیل در صلح و رفاه زندگی کنند. تا این نباشد صلح در جهان نخواهد بود. ما با کسی دشمنی نداریم اما دشمنی را که به سراغمان بیاید سر جایش مینشانیم.
گزارهی سوم: اسرائیل کنونی قادر به قطع و پایان جنگ افروزی در ایران و منطقه و جهان نیست.
در شرایط کنونی تمامیتی به نام اسرائیل در چنگ صهیونیستهای جنگطلب فقط با کشتار و جنگ دوام میآورد. یا باید به طور بنیادین تغییر کند یا در تقابل با بشریت از صحنه کنار زده شود. اسرائیل نیاز به یک انقلاب مذهبی و ایدئولوژیک و سیاسی دارد که بدون آن محکوم به در افتادن با کل جهان است و دوام نمیآورد. نفرت از اسرائیل در جهان و حتی در آمریکا در حال افزایش است و به جایی خواهد رسید که ضرورت نبود اسرائیل به عنوان یک شرط حیاتی برای بشریت مطرح خواهد شد. اسرائیل در جنون صهیونیستی به سر میبرد و آماده است جهان را به یک جنگ جهانی اتمی بکشاند.
گزارهی چهارم: آمریکا با ایران دشمنی ندارد اما کنترل آن در دست دشمن است.
آمریکا به عنوان یک کشور سرمایه داری پیشرفته در صدد کسب منافع خود است. آمریکای کنونی توسط صهیونیستها و با کودتای انتخاباتی سال 2024 مورد تصرف قرار گرفته است. ترامپ دست نشاندهی اسرائیل است و برای حفظ قدرت، ثروت و آبرو در پروندهی اپستین حاضر است ایالات متحده را برای منافع شخصی و خانوادگی خود به پای اسرائیل قربانی سازد. در چنین شرایطی باید درک کرد که آمریکای کنونی فاقد استقلال عمل و تصمیمگیری است و جز آن چه اسرائیل میخواهد نمیکند. ماموریت فعلی آن که توسط تلآویو دیکته شده است نابودسازی ایران است. تا زمانی که تغییری مهم در ساختار قدرت در آمریکا رخ ندهد، این کشور، هر چند که به طور ذاتی با ایران دشمنی ندارد، در خدمت دشمن ایران، اسرائیل، قرار خواهد داشت. توهمی در این باره نداشته باشیم.
گزارهی پنجم: ایران ضعیف میمیرد، ایران قدرتمند میماند.
هر اتفاقی که برای کشور میافتد باید در این راستا ارزیابی شود که آیا سبب ضعیفتر شدن ایران میشود یا قوی شدن آن. این به ما اجازه می دهد که خطاهای تاکتیکی خود را برای تجربهی یک شکست بزرگ انباشت نکنیم. در هر موردی که میخواهیم قضاوت و تصمیمگیری کنیم معیارمان باید هر چه قویتر شدن ایران در مقابل دشمن باشد و نه هیچ چیز دیگر. در این مقطع حساس فقط این تشخیص درست است که میتواند ما را از تفرقه و پراکندگی و خطای محاسباتی کشنده و نابودکنندهی ایران باز دارد. ایران باید قوی باشد چرا که «در نظام طبیعت ضعیف پایمال است».
گزارهی ششم: ایران باید باقی بماند تا آزاد و آباد شود.
در حال حاضر که دشمن به طور فیزیکی به سراغ کشورمان آمده است که آن را نابود سازد باید برای دفاع از بقای مادی و معنوی آن هر کاری که لازم است انجام دهیم. ماندن ایران پیش شرط هر چیز دیگری است که برای کشورمان میخواهیم. بدون ایران همهی رویاهای ما برای آزادی و دمکراسی و حقوق بشر و عدالت اجتماعی و غیره نقش بر فناست. ایران باید بماند تا بعد از رفع حمله و خطر دشمن، اسرائیل، بتوانیم آن را بسازیم و آباد کنیم.
این گزارههای ششگانه مبنایی است برای قدرت تشخیص درست منافع جمعی ایران و ایرانی. اینها را باید پایهی کار و عمل خود قرار دهیم و بر اساس آن در صدد باشیم که به موارد زیر بپردازیم:
۱ – اتحاد ملی ایرانیان را تقویت کنیم. با هم متحد و همبسته باشیم.
۲ – تمامیت ارضی ایران را خط قرمز خود بدانیم و به هیچ وجه آن را وجهالمعامله قرار ندهیم.
۳ – در صدد تقویت هر آن چه باشیم که اجازه میدهد در مقابل دشمن دوام آوریم.
۴ – از افتادن در هر گونه تله و دام و فریبکاری دشمن پرهیز کنیم.
۵ – از پایین هر گونه حفرهی مدیریتی از بالا را جبران کنیم.
۶ – با یاری یکدیگر اجازه ندهیم هیچ ناحیه و منطقهای از کشور دچار بحران معیشتی و مادی شود.
زمان بسیار حساسی است و حرف را باید کمتر و عمل را بیشتر کنیم. به همین چند کلام قناعت میکنم تا از هر ثانیهی وقت خود برای مقاومت و ایستادگی و وحدت و همبستگی در جهت پیروزی بهره ببریم. ایران باید بماند و خواهد ماند. #
_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد