کورش عرفانی – ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
شرایط کنونی جهان و ایران از یک خصوصیت دوگانه برخوردار است: بیثباتترین و بلاتکلیفترین وضعیت از یک سو و مهمترین و سرنوشتسازترین از سوی دیگر. این ویژگی متضاد، دو عنصر نگرانی و امید را به طور توأمان به هر ناظری تحمیل میکند. نگرانی در مورد فردای نامشخص ایران، منطقه و جهان و امید برای فردایی بهتر در سایهی ثباتی که، حتی اگر نسبی باشد، فرصتی برای تثبیت درازمدت موقعیت کلی هر سه فراهم میکند.
اهمیت روابط چین و آمریکا و نقش اسرائیل
دیدار رهبران چین و آمریکا و وجه مثبت آن این تصور را به وجود میآورد که حتی قدرتهای بزرگ اقتصادی و نظامی جهان قادرند، به طور نظری، مسیر همکاری و همسویی را بر رقابت وحشیانه و تضاد خشن منافع پیش بگیرند. مهم در این میان نقش عواملی است که چنین مسیری را در راستای منافع خود نمیبینند و دست به هر کاری خواهند زد تا اوضاع را به سوی آشوب و جنگ بکشانند.
اسرائیل اینک این نقش مخرب را در سراسر جهان، در منطقهی خاورمیانه و در پیوند با ایران ایفاء میکند. کشوری که به واسطهی بنیان تروریستی خود جز با جنگ و کشتار و نسلکشی قابل دوام نیست. تمامیت صهیونیستی طوری خود را بنا کرده و توسعه داده است که جز با آتشافروزی و آدمکشی نمیتواند آیندهای برای خویش ترسیم کند.
فرضیهی رژیم صهیونیستی این است که امنیت آن در گرو ناامن کردن منطقه و جهان است؛ چرا که وحشت دارد در صورت استقرار امنیت و آرامش در خاورمیانه، قدرتهای اقتصادی و لذا نظامی دیگری سر بلند کنند و برای اسرائیل تبدیل به یک تهدید شوند. برای همین، ترجیح میدهد که تمامی کشورهای منطقه را در نوعی از جنگ بیپایان نگه دارد تا به واسطهی آن فقط خود رشد کرده، قویتر و تبدیل به یک ابرقدرت بزرگ شود. هدف رسیدن به مرحلهای است که بتواند سناریو اسرائیل بزرگ خود را با اشغال سرزمینهای مفید و مهم منطقه میسر سازد.
این سناریو که دهههاست دنبال میشود از هفتم اکتبر وارد فاز فعال خود شده و اینک دولت صهیونیستی مدعی است که در هفت جبهه مشغول جنگ است: با فلسطینیها در نوار غزه و در کرانهی باختری، با حزبالله در لبنان، با حوثیها در یمن، با حشدالشعبی در عراق، با نیروهای علوی در سوریه و با ایران. هدف اسرائیل غزهسازی کل خاورمیانه است تا با ناپدید شدن دولت-ملتهای دیگر، شرایط برای ظهور اسرائیل بزرگ فراهم شود. در عین حال اسرائیل انجام وظیفهی تاریخی خود را برای غرب ادامه میدهد: تولید جنگ و فروش تسلیحات. وظیفهای که از روز اول توسط سرمایهداری غرب به خاطر آن اسرائیل به وجود آمد و هشتاد سال است که بنا به خواست سرمایهداری ابراهیمی مانع از صلح و پیشرفت در آسیای جنوب غربی (خاورمیانه) و شمال آفریقا (مصر) شده است.
آغاز پایان رویای صهیونیسم؟
اسرائیل تا روزی که از حمایت «سرمایهداری ابراهیمی» آمریکا و اروپا برخوردار باشد به وظیفهی خود عمل میکند. اما این ماموریت بدون هزینه نیست و جامعهی اسرائیل اینک حاوی میلیونها سایکوپت و بیمار روانی است که اگر امکانات رایگان شبه زندگی از پول مالیاتدهندگان آمریکایی و اروپایی به آنها نرسد همدیگر را خواهند درید. این مجموعهی قلابی به گفتهی حتی تحلیلگران اسرائیلی مانند مورخ سرشناس ایلان پاپه و یا تحلیلگر روزنامهی هاآرتس گدون لِوی محکوم به مرگ است و رسیدن زمان سقوط آن به گفتهی آنها تابع زمان است و بس.
در آمریکا یک انقلاب فکری و فرهنگی در حال شکل گرفتن است که نوعی از آگاهی جمعی بیسابقه در مورد نقش مخرب اسرائیل در این کشور را شکل بخشیده است. نظرخواهیها نشان میدهد که حباب دروغپردازیهای صهیونیستی ترکیده و مردم عادی آمریکا نیز اینک در حال آموختن این نکته هستند که نکبت مادی و معنوی زندگی آنها از تسلط اسرائیلیهای دزد و غارتگر بر تمامیت هستی کشورشان ناشی میشود. آنها در یافتهاند که اقلیت صهیونیست حاکم بر آمریکا تمامی ارکان قدرت و ثروت را در اختیار دارد و در حال چپاول بیمانند کشورشان است.
این جنبش فکری جدید بعد از ۱۰۰ سال تسلط فزایندهی صهیونیسم در ایالات متحدهی آمریکا اینک میرود که به بلای جان اسرائیل تبدیل شود. در این نهضت فکری، وسایل نوین ارتباط اجتماعی (social media) نقش مهمی را ایفاء میکنند. آمریکاییها و اروپاییها از این طریق در حال آموختن واقعیتی هستند که دههها -به واسطهی کنترل کامل وسایل ارتباط جمعی سنتی از طریق صهیونیستها- از آنها پنهان شده بود و حالا به تدریج آشکار میشود. اسرائیل برای بسیاری از آمریکاییها دیگر نه «دوست و متحد آمریکا» که «دشمن و مزاحم آمریکا» شناخته میشود.
نسل جوان در دنیای غرب اینک کشف میکند که فلسطینیها در چه ستم تاریخی بارزی به سر میبردهاند و تا چه حد خواست آنها برای داشتن یک کشور مستقل فلسطینی بر حق و به جا و عادلانه بوده است. نفرت تاریخی از اسرائیل و صهیونیسم در حال افزایش است و سامانههای شبکهی جهانی صهیونیسم به این واسطه به لرزه افتاده است. به همین دلیل، اسرائیل درصدد است پیش از آن که این نفرت جهانی بخواهد به واقعیت ساقطساز آن تبدیل شود، خاورمیانه را تخریب کرده و خود را برای نبرد نهایی یا همان جنگ جهانی صهیونیسم علیه بشریت آماده سازد.
نقش تاریخی مقاومت ملت ایران
در چنین بستری است که مقاومت ملت ایران در مقابل هجوم مشترک اسرائیل و آمریکا معنایی خاص پیدا میکند. این مقاومت در حال تبدیل شدن به نقطهی آغازین سقوط «سرمایهداری ابراهیمی» است. اسرائیل هنوز در بهت و حیرت است که حتی با کشاندن بزگترین قدرت نظامی جهان در کنار خود، قادر به پیروزی نظامی بر ایران نبوده است. این تمامی محاسبات تبهکارانهی صهیونیستها را به هم زده است و مانند مار زخمخورده به دور خود میچرخند.
بیداری و هوشیاری مردم آمریکا نیز از همین شکست مفتضحانهی ماشین غولآسای نظامی آمریکا در مقابل قدرت نظامی ایران میآید. آنها میبینند که کشورشان برای منافع اسرائیل به جنگی پای گذاشته که هیچ مشروعیت و موضوعیتی برای آنها ندارد. جنگی که جز شکستی مفتضحانه برای واشنگتن محسوب نمیشود. آری! اگر نبود تحقیر و شکست تاریخی آمریکا در مقابل ایران، محال بود که ترامپ و کل دولت او، اینگونه از موضع ضعف و استیصال به دیدار رقبای چینی خود بروند.
ایران در این جنگ از خود تواناییی را نشان داد که تمامی اتاقهای فکر صهیونیسم و سرمایهداری از درک آن غافل شده بودند. کشورمان نشان داد که به واسطهی تاریخ، فرهنگ، تمدن و انسجام خود قادر است در مقابل وحشیانهترین موج حملهی نظامی، اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک قدرتهای بزرگ ایستادگی کند. آنها تصوری از ریشههای عمیق پیوند فکری و احساسی ملت ایران با سرزمین و کشور خود نداشتند و به همین دلیل تودهنی محکمی از تمامیتی به اسم ایران دریافت کردند. یک تودهنی بیمانند که به درس و نمونهای برای جهان تبدیل شده است.
این مقاومت ملی ایرانیان میرود که به یک کنش تاریخساز تبدیل شود؛ چرا که اینک جهان شاهد است دو قدرت عظیم نظامی جهان، یعنی ارتش آمریکا -که خود را نیروی نخست نظامی دنیا معرفی میکند- و ارتش اسرائیل -که باور دارد قویترین نیروی نظامی خاورمیانه است- به طور مشترک و حتی با کمک برخی کشورهای خائن عرب منطقه و نیز عناصر وطنفروش و جاسوس و خائن و خرابکار نتوانستند کشورمان را به زانو درآورند. و این امر، ابهت و عظمت قلابی آنها را یک شبه فروپاشاند. به همین خاطر است که ترامپ و همراهانش این چنین خوار و ذلیل در پکن از چین و حکومت مقتدر آن تقدیر و تعریف میکردند.
کاری که کشورمان کرد را دست کم نگیریم:
. ایران بود که این توسری بیسابقه را به واشنگتن و تلآویو زد.
. ایران بود که صهیونیسم را به روزی انداخته که پیشبینیها در مورد پایان اسرائیل و مرگ صهیونیسم در جهان تا این حد قوی و مطرح شده است.
. ایران بود که با بستن تنگهی هرمز دنیا را وادار به نرمش و سازش با خود کرده است.
. ایران بود که نشان داد با زورگویی و قلدری نمیتوان مسائل دیپلماتیک جهان را حل و فصل کرد.
. ایران بود که به مردم کشورهای مورد تهدید آمریکا و اسرائیل نشان داد که اگر بخواهند میتوانند تسلیم نشوند و بمانند.
نتیجهگیری
به نکتهی نخستین مقاله بازگردیم. اینک در موقعیتی هستیم که میتوانیم ببینیم چگونه انتخابی سخت و تاریخی در انتظار بشریت است. انتخابی که محور اصلی آن ایران است: یا پافشاری بر جنگ و زورگویی که سبب فعال شدن دومینوی ۱)جنگ منطقهای، ۲) نزاع بینالمللی، ۳) جنگ جهانی سوم، ۴) آخرالزمان هستهای و ۵) محو حیات از سیارهی زمین خواهد شد. و یا قبول این واقعیت که ملت ایران ماندگار و جاودانی است و کشور ما به عنوان یک ابرقدرت منطقهای بلامنازع و بازیگر تعیینکنندهی معادلات منطقهای و جهانی به رسمیت شناخته خواهد شد.
ایران قدرت آن را دارد که انتخاب سومی برای جهان باقی نگذارد و دنیا باید این واقعیت را به رسمیت شناسد. اگر سرمایهداری ابراهیمی اصرار داشته باشد که همچنان با زبان زور با ایران سخن بگوید باید منتظر جنگ جهانی نابودساز حیات در کرهی زمین باشد و اگر به واقعگرایی روی آورد در مقابل قدرت و عظمت ایران عقبنشینی خواهد کرد.
آنچه ما مردم ایران باید بدانیم آگاهی از نقش خود در تعیین مسیر تاریخ در این اردیبهشت ۱۴۰۵ خورشیدی است. ما هستیم که با مقاومت و شجاعت خویش مسیر آیندهی حیات بشر در زمین را معلوم خواهیم کرد. و این چیزی نیست، جز بازگشت ایران به نقش تاریخی خود پس از یک قرن و نیم محرومیت از ایفای آن. چنین ایرانی بدون تردید در مسیر تغییر مهم و اساسی پای خواهد گذاشت و با گذر از محدودیتهای کاذبی که در چند دههی گذشته برایش ساختهاند و حل مشکلات داخلی خویش، مسیر رشد و توسعه و تقویت را پیش خواهد گرفت. در مورد ایرانی متفاوت صحبت میکنیم که با درک اهمیت جایگاه بینظیر خود در جغرافیای سیاسی میان شرق و غرب مرجعی برای ترسیم شکلبندی تاریخ آینده منطقه و جهان خواهد بود: یک ایران آزاد و آباد.#
______________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد