کورش عرفانی – ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده است. ویژگی جنگ فرسایشی ناتوانی دو طرف در غلبهی نظامی بر یکدیگر است. به همین دلیل، جنگ خصلت اقتصادی پیدا کرده است. آمریکا به رهبری اسرائیل در پی آن است تا با فروپاشاندن اقتصاد ایران، آشوب و هرج و مرج را حاکم ساخته و زمینه را برای تفرقه و از هم پاشی مدیریتی فراهم سازد. موقعیتی که به دشمنان ایران شانس حمله و هجوم و از هم پاشیدن و تجزیهی کشور را میدهد.
به این ترتیب مشخص میشود که برای دشمن مهم نیست که از چه ابزاری استفاده کند تا به هدفش برسد؛ از بمباران و موشکباران مراکز نظامی و غیرنظامی گرفته تا ایجاد قحطی و گرسنگی و از درون پاشی اقتصادی. در جنگ اخیر بیش از ۲۰۰۰ نقطه در شبکهی برق مورد حمله قرار گرفتهاند. معنای وجود یک چنین طیف وسیعی از تکنیکها و تاکتیکها گویای آن است که منظور نهایی دشمن نابودسازی و شکست ایران است و نه چیزی دیگر.
به همین خاطر باید توهمات مربوط به آتشبس و تفاهم و صلح را با هیولای اسرائیل و نوکر آشفته سر آن آمریکا کنار گذاشت و درصدد بنای یک تمامیت قوی همهجانبه در ایران بود. ساختاری که بتواند با تکیه بر امکانات و خلاقیت خویش، هر آن چه را که نیاز دارد به دست آورد، تحریمها را خنثی سازد و مستحکم و قدرتمند در مقابل دشمن بیایستد.
ضرورت ساختن یک ایران نیرومند
برپاسازی یک ایران قدرتمند در یک کلمه خلاصه میشود: تولید. این در تولید است که میتوان بستر هر کار و پیشرفت دیگری را فراهم ساخت: تولید دانش، تولید فنآوری، تولید صنعتی، تولید کشاورزی و تولید خدمات. اینها زمینهساز هر نوع فعالیتی برای قویسازی و پیشرفت عمومی کشور هستند. قدرت نظامی و دفاعی کشور نیز تابع مستقیمی از قدرت تولیدی آن خواهد بود.
اما ایجاد خصلت تولیدی در اقتصاد یک کشور بدون یک مدیریت قوی و هوشمند ممکن نیست. این مدیریت باید قادر باشد که درهمتنیدگی و پیوست چهار حوزه را تشخیص داده و آنها را به صورت جداگانه در نظر نگیرد: اقتصاد، جامعه، سیاست و فرهنگ. هر گونه تصور پرداختن به توسعهی یکی از اینها بدون فراهم آوردن شرایط توسعهی موارد دیگر خطایی بزرگ و غیر قابل بخشش است. اینها گزارههای پایهای در این عرصه است:
. هیچ اقتصادی بدون یک جامعهی برخوردار از رفاه و عدالت به پیشرفت نمیرسد.
. هیچ جامعهای بدون یک اقتصاد پیشرفته قادر به برخورداری از رفاه و عدالت نخواهد بود.
. هیچ اقتصاد پیشرفته و جامعهی دارای رفاه و عدالت بدون یک سیاست مبتنی بر مشارکت امکانپذیر نیست.
. سیاست مبتنی بر مشارکت بدون یک اقتصاد پیشرفته و جامعهی دارای رفاه و عدالت وجود نخواهد داشت.
. داشتن یک اقتصاد پیشرفته، یک جامعهی برخوردار از رفاه و عدالت و یک سیاست مبتنی بر مشارکت بدون فرهنگی خلاق و پویا ناممکن است.
. یک فرهنگ خلاق و پویا در نبود اقتصاد پیشرفته، جامعهی برخوردار از رفاه و عدالت و یک سیاست مبتنی بر مشارکت وجود نخواهد داشت.
در نگاه نخست شاید این گونه به نظر رسد که گزارههای ششگانهی فوق نوعی بازی با کلمات و جابهجایی مفاهیم و واژههاست. اما در نگاهی عمیقتر، روابط متقابل علت و معلولی حاکم بر این چهار حوزه را در بردارد. این یک رابطهی دیالکتیکی است که در آن هر یک از چهار پدیده، زاییده و زایندهی سه پدیدهی دیگر است: اقتصاد پیشرفته، جامعهی برخوردار از رفاه و عدالت، سیاست مبتنی بر مشارکت و فرهنگ خلاق و پویا.
کشوری که بخواهد سالم و قوی باشد تا از حیث امنیتی و دفاعی و نظامی از خود محافظت کند و دشمنان را به اضمحلال و شکست بکشاند هیچ چارهای ندارد جز این که این مجموعهی دارای روابط متقابل و پویا را در نظر بگیرد و آن را در اتخاذ تمامی سیاستهای خرد و کلان مدیریتی خویش ادغام کند. راز ناکامی تمامی ممالکی که در مقابل هجوم دشمن زورگو و جبار به زانو درآمدهاند این است که خواستهاند بدون منظور کردن ضرورت این نگاه همهجانبه بر چهار عرصهی فوق و روابط متقابل آن، برای خود دیوارههای دفاعی مستحکم تصور کنند.
بدون یک سیاست به معنای واقعی مبتنی بر مشارکت کشور قادر به عبور از هفت خوانهای دشوار پیش رو نخواهد بود. محال است که بدون توافق و تفاهم مردم حاکمیت بتواند به طور دستوری تمامی محدودیتهای اقتصادی و معیشتی به ویژه در حوزهی انرژی را به جامعه تحمیل کند. اقتصاد ایران نیاز به اصلاحات اساسی دارد و این اصلاحات از طریق مشتی مدیران فاسد و بیاخلاق و ناکارآمد انجامپذیر نیست. در این جاست که جامعه میبایست با فشاراز پایین بالا را وادار سازد که به گشایش سیاسی لازم برای حفظ بقای ایران تن در دهد. اگر قرار باشد حاکمیت با دشمن صلح نکند باید که با جامعه صلح کند و نماد آن چیزی نیست جز مشارکتی کردن سیاست و مدیریت کلان کشور با حضور نیروهای نخبه، فنسالار، غیرفاسد و قابل اعتماد در کشور. هشیار باشیم! در نبود یک درک مشابه از ضرورت حرکت و اقدام عاجل از سوی دولت و ملت، آیندهی ایران به خطر خواهد افتاد. در این باره بد نیست در این ایام سالروز کودتای ننگین ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ جملهی زنده یاد دکتر محمد مصدق را به یاد آوریم که به همهی ما ایرانیان گوشزد کرد: «فرزندان عزیز وطن، با چشمانی باز و بیدار مراقب خانه کهنسال خود باشید تا مبادا تاریخ فردا از نسل امروز به زشتی یاد کند». اینک است آن زمان که ایران به چشمان باز و بیدار ایرانیان نیاز دارد.
قیاس معالفارق
ممکن است برخی کرهی شمالی را به عنوان یک مورد ناقض ادعای فوق مطرح سازند. کشوری که با وجود نداشتن نگاه متقابل به عرصههای چهارگانهی بالا موفق شده است از خود در مقابل زورگوییهای دشمن خارجی، یعنی آمریکا و متحدانش محافظت کند و آنها را از حملهی نظامی به خویش منصرف سازد. این سخن در ظاهر درست است، اما نباید فراموش کرد که کرهی شمالی مثل کشور ما درگیر جنگی واقعی و در حال رخ دادن نبوده است تا ضعفهای خود را آشکار سازد. این کشور، در سایهی برخورداری مستقیم از حمایت ابرقدرت همجوار خویش چین، تلاش کرده با سرمایهگذاری کلان و تقریبن انحصاری بر بخش نظامی و دفاعی خود، نوعی از بازدارندگی قوی را تدارک بیند. در این زمینه نیز موفق عمل کرده است. اما چنین موفقیتی به تنهایی به این معنا نیست که اگر در نهایت مورد تهاجم قرار گیرد بتواند به طور کامل از خویش دفاع کند، چرا که اقتصاد آن بسیار ضعیف و فقیر و شکننده است، جامعهی آن ناراضی، سرکوبشده و سرخورده است، سیاست و تصمیمگیریهای راهبردی در آن خصلت قوی انحصاری و استبدادی دارند و فرهنگ در آن دولتساخته، تبلیغاتی و کنترل شده است. این کشوری است که از لحظهای که نتواند با ابزارهای نظامی و دفاعی خویش در مقابل دشمن ایستادگی کند، از شکنندگی و آسیبپذیری درونی و ساختاری بالایی برخودار است.
در حال حاضر حاکمیت در ایران، با یک خطای محاسباتی به سمت بازتولید الگوی کرهی شمالی گرایش پیدا کرده است. جابهجاییها و انتصابات نظامی اخیر گویای آن است که محافل قدرت مانند سپاه تلاش دارند با هر چه بیشتر بستن کشور و اعمال کنترل بیشتر بر آن، توان مقابله با دشمن را بالا ببرند. اما باید یادآور شد که این یک سوء برداشت به طور بنیادین اشتباه است و میتواند عوارض و نتایج فاجعه باری برای کشورمان داشته باشد. ایران کرهی شمالی نیست:
. نه ساختار سیاسی مشابه، یکپارچه، انحصاری و منسجم آن را دارد.
. نه بافت جغرافیایی و تاریخی و قومی یکدست آن را داراست.
. نه مجهز به سلاح اتمی است که پارامتری تعیینکننده و مهم در آن است.
. و نه از جنگ هنوز به دور است.
اهمیت متفاوتنگری
ایران کشوری است وسیع، چند قومیتی، درگیر در جنگ و از همه مهمتر، فاقد سلاح اتمی به عنوان عامل بازدارندهی دشمن. تفاوتهای این دو بسیار فراتر از اینهاست، اما با اتکاء به همین چند نکتهی بدیهی در مییابیم که ما شانس تبدیل شدن به کرهی شمالی و برقراری یک سیاست دفاعی یکجانبه و منحصر به قدرت نظامی بازدارنده را نداریم و به احتمال بسیار زیاد در آینده نیز نخواهیم داشت. کشور اینک در مقابل چالشی وجودی قرار گرفته است و هر گونه خطای محاسباتی، شانس بقاء را از ایران و ایرانی میگیرد. وقت اشتباه کردن نداریم. برای این منظور به کار بستن «مدل تفکر وارونه» بسیار مهم است. در این مدل، برای انجام یک اقدام، پرسش اصلی این نیست که «چطور میتوانیم موفق شویم؟». پرسش مهم این است: «چه چیزی ممکن است اشتباه پیش رود؟». در این الگوی تصمیمگیری «تمرکز بر دنبال کردن موفقیت» نیست بلکه بر «اجتناب از شکست» است. به عبارت دیگر، شرایط کشور ما طوری است که باید به هر قیمت که شده از «دامهای بزرگ پرهیز کرده» و «خروجیها را بهبود» بخشیم.
برای این منظور، بهتر است با تکیه بر واقعبینی محض به فکر آیندهی کشور خویش و چگونگی نجات آن باشیم. درصدد آن باشیم که با در نظر گرفتن ویژگیهای تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی و نیز شرایط بسیار خاصی که در آن به سر میبریم چشمانداز کار راهبردی خویش را در راستای استراتژی بقاء ترسیم کنیم. ما در میانهی یک جنگ هستیم و دشمن علاوه بر ضربه زدن و تلاش برای ضعیفتر کردن نیروها و قابلیتهای نظامی و دفاعی ما در صدد است که در چهار حوزهی فوق نیز راه هر گونه اقدام مثبت و سازنده را برایمان ببندد:
. اقتصادمان را فلج ساخته و به فقر و نداری و آشفتگی و فروپاشی بکشاند.
. جامعه را به نارضایتی، ناامیدی، چندپارگی و تفرقه و تشتت و درگیری بکشاند.
. سیاست را به صورت انحصاری به سمت برخی نیروهای سازشپذیر و تسلیمگر قرار دهد.
. فرهنگ ما را از تولید تفکر پویای انسانمدار، ایرانمحور و متحدساز دور کند.
جان کلام این که، این یک جنگ تمامعیار ساختاری و تمدنی است. یک جنگ صرف نظامی نیست و چنان چه در ابتدا گفتیم دشمن اینک «جنگ همه جانبهی اقتصادی» را نیز به آن افزوده است.
این جاست که میبینیم چقدر اهمیت دارد، نگاههای بسته و محدود و انزوانگر خود را کنار بگذاریم و با دیدن ایران در قالب یک تمامیت وسیع و کهن، همگی حوزههای فوق را در محاسبات خویش منظور کرده و به دنبال آن باشیم که در چارچوب درک روابط متقابل پویای این عرصهها، طرحی استراتژیک برای تقویت درازمدت ایران داشته باشیم. طرحی که در آن با بسیج تمامی ظرفیتهای تاریخی و مادی خویش، یک مجموعهی پویا و مشارکتپذیر را به وجود میآوریم و بیش از هشتاد میلیونی را در آن به کار می گیریم. این امر نیازمند نگاهی است به کلی متفاوت نسبت به گذشته. شدنی است، اگر بخواهیم.#
______________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) : @KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد