اخبار

تغییر شدنی است اگر مدیریت باشد

هر دولت-ملتی می‌بایست راه مناسب برای تامین امنیت، بقاء و شکوفایی خود را پیدا کند. در شرایط کنونی، این امر نیازمند درجه‌ی بالایی از قدرت تطابق است. یکی از دلایل ضعف در این زمینه نبود هماهنگی میان دو بخش این تمامیت‌ها می‌باشد، میان دولت و ملت. در چنین کشورهایی به دلیل نبود همخوانی و همسویی میان این دو جزء، آسیب‌پذیری و معلولیت کارکردی در سطح بالایی است. این امر، قدرت انعطاف و انطباق کشور ما را به حداقل رسانده و آینده‌ی آن را زیر سؤال می‌برد. 

در چنین موقعیتی دشواری شرایط برای آن سرزمینمان به اوج می‌رسد، چرا که هم باید در مقابل تمامی چالش‌های مهم عمومی حاکم بر اوضاع نابسامان و به هم ریخته‌ی جهان ایستادگی کند و هم از این ناهمسازی مهم ساختاری در درون خود رنج برد. این به طور عملی به معنای دو برابر شدن مشکل است. 

حساسیت شرایط ایران 

کشور ما ایران اینک در چنین موقعیتی است. هم در معرض چالش‌های بزرگی است که اگر مورد پردازش قرار نگیرند به طور قطع نابودی و اضمحلال را به دنبال خواهند داشت و هم در اوج ناهماهنگی میان آن چه ملت می‌خواهد و آن چه دولت می‌کند. 

پرسش اساسی در این موارد این است که چگونه باید عمل کرد تا حل یکی از این دو سری معضلات، بدتر شدن و پیچیده‌تر شدن دیگری را به دنبال نداشته باشد. این کار آسانی نیست. هرگونه نادیده گرفتن چالش‌های بزرگ، عمومی و خارجی برای پرداختن صرف به تضاد داخلی میان دولت و ملت می‌تواند خطری مهیب و غیر قابل جبران را برای کشور برانگیزد. از آن سوی، بی‌اعتنایی به واقعیت ضعف عظیم ناشی از عدم همسویی میان دولت و ملت و تنها به تهدیدهای بیرونی پرداختن ممکن است کشور را در چنان موضع رو به ضعفی فرو برد که توان مقابله با هیچ یک از مشکلات اساسی و مهم را نداشته باشد. 

یک چنین موقعیت پرتناقضی با تمام پیچیدگی‌ها و ظرافت‌های خود اینک در مقابل کشور ماست. 

از یک سو کشور در معرض مجموعه‌ای از تهدیدها و چالش‌های بزرگ و کشنده است: 

    تهدید حمله‌ی نظامی اسرائیل و آمریکا،

    تهدیدات منطقه‌ای، تحریم‌ها، 

    تحریم‌های کمرشکن بن‌بست پرونده‌ی اتمی و احتمال فعال شدن مکانیزم ماشه و بازگشت تحریم‌های سراسری و حتی محاصره‌ی اقتصادی و نظامی

    فروپاشی اقتصادی ناشی از رکود تورمی و فرار سرمایه و خوابیدن فعالیت‌ها، 

    فروپاشی اقلیمی ناشی از کمبود آب، گرما و ناتاب‌آوری ساکنان برخی مناطق به دلیل گرمایش بیش از حد 

    کمبود شدید انرژی و قطع برق و خوابیدن فعالیت‌های به این دلیل 

    بحران عمیق امنیتی و اطلاعاتی به دلیل نفوذ اسرائیلی‌های پنهان در تمامی سطوح 

    از کار افتادن سیستم عمومی مدیریت و خدمات دولتی در سراسر کشور 

    از دست دادن موقعیت بین‌المللی، بازارهای جهانی و هل داده شدن به ردیف کشورهای درجه‌ی سوم جهان. 

اگر به همین بسنده کنیم می‌توانیم مشکلات ناشی از بحران شکاف میان دولت و ملت را نیز این گونه فهرست کنیم: 

    ناکارآمدی عمیق دولت در عرصه‌ی مدیریت عمومی کشور 

    فساد عمیق حاکمیت در حوزه‌های مالی و مدیریت اقتصادی 

    ناتوانی عظیم در حوزه‌ی تامین امنیت اجتماعی کشور 

    برخورد سرکوبگرانه با تمامی مخالفین سیاسی، صنفی و اجتماعی 

    عدم به رسمیت شناختن ناتوانمندی و یا اظهار علاقه به تغییر در حکمرانی 

    دست رد زدن به تمامی طرح‌ها و پیشنهادها و ایده‌‌ها برای ایجاد تغییرات مسالمت‌آمیز 

    عدم هیچ گونه اقدام داوطلبانه از بالا برای زمینه‌سازی در جهت تغییرات امیدبخش برای جامعه 

    از دست دادن کنترل عمومی اداره‌ی کشور در سطوح کلان، میانی و خرد.

به این ترتیب می‌بینیم که درست در زمانی که ایران به دلیل جدی بودن چالش‌های خطرساز متعدد برای کشور در معرض تهدید نابودی واقعی و فیزیکی قرار گرفته است و دشمنان خونی آن مانند اسرائیل در کمین هستند، ضعیف‌ترین حکومت در تاریخ معاصر بر مملکت حاکم است. 

ضرورت یک نگاه سوم

چاره‌ی کار را باید در پرهیز از یک بُعدنگری دانست. به عبارت دیگر نباید در هیچ کجای این مسیر پر پیچ و خم و خطر به دنبال آن بود که ارجحیت مطلق را به یکی از این دو امر داد و فراموش کرد که دیگری نیز به همان اندازه مهم است. این بدان معنی است که رفتارهای افراطی و یکسونگرانه را باید به طور قطع کنار گذاشت. 

برخی استدلال می‌کنند در شرایط کنونی باید نسبت به تهدیدها و خطرات خارجی و عمومی بی‌اعتناء بود و تمام تمرکز را گذاشت بر این که «به هر قیمت شده» از چنگ رژیم نالایق آخوندی رها شد.  به طور مثال یک وطن‌فروش در روزهای اخیر توصیه می‌کرد که اسرائیل آن قدر ایران را بمباران کند تا در نهایت مردم علیه رژیم به خیابان‌ها بریزند. این گونه استدلال‌ها بسیار ساده‌انگارانه و حتی در بسیاری موارد ساخته‌ی دست دشمنان و غرض‌ورزانه است. این پیشنهادها به طور عمده  از جانب نفوذی‌های دشمن، مانند اسرائیلی‌هایی که در  پوشش اپوزیسیون ایرانی عمل می‌کنند، مطرح می‌شوند. جریان‌های دیگری نیز که به طور مستقیم به دشمن وابستگی ندارند از سر ضعف و استیصال به این ایده دامن می‌زنند. به هر روی در پس این ایده چیزی جز متلاشی شدن کشور و تجزیه‌ی آن وجود ندارد. این شاید بدترین پیشنهادی است که در حال حاضر مطرح می‌شود و لازم است که تمامی نیروهای هشیار ایرانی از دامن زدن به آن پرهیز و به طور قاطع و روشن آن را محکوم سازند. 

در مقابل، بعضی نیز با دادن اهمیت مطلق به این تهدیدهای خارجی و کلان، پرداختن به موضوع مهم تعیین تکلیف یک نظام حکومتی ناکارآمد و مخرب مانند رژیم آخوندی را اشتباه قلمداد کرده و همگان را از این کار باز می‌دارند. در ورای نیروهایی که به خود رژیم مربوط می‌شوند و یا جزیی از مجموعه‌ی ناکارآمد بوده اما از قبل آن کسب منفعت می‌کنند، افراد، جریان‌ها، رسانه‌ها و تشکل‌هایی که این نگاه را مطرح می‌کنند، یک درک بسیار مکانیکی از موضوع دارند. آنها می‌پندارند که می‌توان مدیریت کشور در مقابل تمامی این چالش‌های عظیم و خطرناک را به یک چنین حاکمیت مفلوک و ناتوانی واگذار کرد و انتظار داشت که مملکت در نهایت سالم و سربلند از آنها بیرون آید. زهی خیال باطل! برخورد بسیاری از نیروها و شخصیت‌ها و رسانه‌های داخل کشور با «بیانیه جبهه‌ی اصلاحات» در روزهای اخیر نمادی از این رویکرد منفعل نازا و بی‌فایده است. 

بهترین نگاه برای شرایط حساس کنونی شاید در برخورد از نوع سوم باشد. یک درک دیالکتیکی از هر دو مجموعه‌ی خطرات و به فراخور هر زمانی درک ضرورت پرداختن بیشتر به آن مورد. در این نگاه هر دو مجموعه تهدیدهای بیرونی و یا کلان  از یک سو و تهدیدهای ناشی از قهر و جدایی میان دولت و ملت از سوی دیگر به طور، همزمان، همه جانبه، بدون استثنا و بی‌مسامحه مد نظر قرار می‌گیرد. این مستلزم آن است که تشخیص دهیم در هر شرایطی خطر بلافصل (imminent ) کدام است و باید به چه موردی پرداخت. 

برخورد روشمند

بر اساس جدول رتبه‌بندی آیزنهاور (Eisenhower Matrix ) که هم چنین به عنوان «ماتریکس اهمیت-ضرورت» شناخته می‌شود، می‌توان فهرستی از چالش‌های مهم و تهدیدهای حساس کنونی در هر دو حوزه‌ی خارجی و داخلی تهیه کرد. سپس، با کمک ماتریکس فوق، اقدام به طبقه‌بندی رتبه‌وار آنها کرد. 

این جدول اجازه می‌دهد که مواردی که هم از «اهمیت» (importance) و هم از «اضطرار» (urgency) برخوردارند را پیدا کنیم. به این ترتیب، دو جدول ارجحیت‌بندی، یکی شامل تهدیدهای خارجی و عمومی وجودی برای کشور و دیگری برای چالش‌های ناشی از بریدگی و فاصله‌ی مشکل‌ساز میان دولت ناکارآمد و ملت ناراضی خواهیم داشت. در مرحله‌ی بعد می‌توان این دو جدول را با هم ترکیب کرد؛ به طور قطع در این جدول ترکیبی می‌توانیم شاهد تفاوت‌هایی به فراخور شرایط خاص زمان تحلیل و ارزیابی باشیم. 

این جدول نهایی از این ویژگی برخوردار است که ۱) هر دو سری مشکلات و تهدیدها (خارجی و داخلی) را در خود دارد ۲)  دو عامل مهم اهمیت و نیز اضطرار را در خود منظور کرده و ۳) امکان خطای محاسباتی ناشی از باورها و اعتقادات و احساسات و ایدئولوژی را کاهش می‌دهد. 

در این محاسبه‌گری عقلانی شاخص زیربنایی و راهنما چیزی نیست جز «تامین بقای ایران». بقای کشور با حفظ «تمامیت ارضی» و «وحدت ملی» بدون کمترین عقب‌نشینی در مقابل دشمنان یا زورگویان غارتگر بیگانه. این شاخص که بسیار هم روشن است در قالب حفظ «منافع ملی» عمل می‌کند. منافع ملی قطب‌نمای اصلی در محاسبه‌ی فوق است و باید  به عنوان شاخص برای سنجش و تعیین «اهمیت» موضوع و نیز «اضطرار» موضوع در «ماتریکس» فوق مورد استفاده قرار گیرد. 

این جدول مشخص خواهد کرد که برای «تامین بقای ایران» به عنوان منظور اصلی 

۱)     موضوعات دارای اهمیت و اضطرار کدام هستند که نیاز به اقدام فوری و آنی و بدون معطلی دارند. 

۲)     موضوعات دارای اهمیت اما فاقد اضطرار کدام هستند که برای پرداختن به آنها باید از حالا برنامه‌ریزی کرد. 

۳)     موضوعات فاقد اهمیت اما دارای اضطرار که باید به آن پرداخت اما به طور بلافاصله کدام‌ها هستند. 

۴)     موضوعاتی که نه اهمیت دارند نه اضطرار و می‌توان آنها را از دستور کار خارج کرد. 

یک بار که این رتبه‌بندی را در اختیار داشته باشیم می‌توانیم محورهای بلافصل حرکت ما در حال حاضر چه باید باشد، به همان ترتیب که ایده‌ای در مورد اقدامات لازم در آینده (نزدیک، میان مدت و درازمدت) خواهیم داشت. این امر سبب می شود که به طور مصنوعی هیچ یک از خطرات تهدید کننده ی خارجی و داخلی را منها یا حذف نکنیم و نیز، در هیچ شرایطی در نوعی از خطای قابل پرهیز، محاسبات خود را به سوی یک باخت استراتژیک و مهم نکشانیم.

ما ایرانیان آگاه که براساس تعریف آگاهی «قدرت تشخیص درست منافع جمعی» یا همان منافع ملی را داریم، باید قادر باشیم که با یک درک دیالکتیکی از مشکلات و چالش‌های دو گانه‌ی داخلی و خارجی این اصول را برای نجات تدریجی کشور مد نظر داشته باشیم: 

۱)     هم تهدیدات خارجی اهمیت دارند و هم داخلی. 

۲)     پرداختن به هر دو باید در دستور کار باشد. 

۳)     درک ما از این که در یک زمان مشخص به کدام مشکل باید پرداخت می‌بایست یک درک دیالکتیکی باشد. 

۴)     این درک دیالکتیکی دو ویژگی را مد نظر قرار می‌دهد. 

الف)     همه چیز را تابع حفظ منافع ملی ایران (تمامیت ارضی، وحدت ملی، زمینه سازی شکوفایی کشور) می سنجد. 

ب)     به طور مداوم در پی آن است که روابط متقابل مشکلات و چالش‌ها در چارچوب هر مجموعه و نیز میان دو مجموعه با یکدیگر را مد نظر قرار می‌دهد. 

۵)     با در نظر گرفتن موارد بالا و براساس «ماتریکس اولویت‌بندی»، دو شاخص «اهمیت» و «اضطرار» را مد نظر قرار می‌دهد. 

الف)     تمامی تهدیدهای کلان خارجی را در این جدول طبقه‌بندی می‌کند. 

ب)     تمامی تهدیدهای داخلی را در این جدول طبقه‌بندی می‌کند. 

پ)     با درک دیالکتیکی (روابط پویای متقابل پارامترها) این دو جدول را ترکیب و از آن یک جدول واحد عملیاتی بیرون می‌کشد. 

۶)     این جدول نشان می‌دهد که در چارچوب منافع ملی، کدام یک از موارد لیست شده در هر یک از دو حوزه‌ی داخلی و خارجی، در یک درک پویا و واقع‌گرا باید به موضوع اول کار و توجه توسط تمامی منابع موجود در کشور قرار گیرد. 

الف)     موضوع اول همان موردی است که هم از «اهمیت» و هم از «اضطرار» برخوردار است و باید به طور بلافصل به آن پرداخت. 

در سایه‌ی این روش‌شناسی می‌توانیم ارجحیت‌بندی تلاش‌های خود را داشته باشیم و براساس آن بدانیم که نجات ایران چه می‌طلبد. این جا، همین حالا. بار دیگر می‌بنییم که همه چیز در رابطه با کشورمان به بحث مهم مدیریت باز می‌گردد. تغییر در ایران شدنی است. حتی رادیکال‌ترین شکل تغییر در ایران شدنی است، به شرط آن که مدیریت خوب و مناسب اعمال شود. در یک کلام، اگر خوب مدیریت کنیم تغییر هم تحقق پیدا می‌کند. شدنی است، اگر بخواهیم.#

_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید:  www.didgah.tv 
جهت اطلاع از نظریه‌ی «بی‌نهایت‌گرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بی‌نهایت گرایی: نظریه‌ی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
آدرس تماس با نویسنده: korosherfani@yahoo.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani

leave a reply

> <<

Didgah.tv

خبرهای مهم

17 آوریل 2026 9.13 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۲۸ فروردین ماه ۱۴۰۵ – ۱۷ ‌آپریل ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی…

17 آوریل 2026 6.56 ب.ظ

کورش عرفانی –  ۲۸ فروردین ۱۴۰۵   با اعلام باز شدن تنگه‌ی هرمز تا پایان آتش، همزمان با اعلام آتش‌بس ده روزه در لبنان، امیدها نسبت به پایان مخاصمه‌ی نظامی میان ایران و آمریکا افزایش یافته…

16 آوریل 2026 11.36 ب.ظ

همایون صادقی –  ۲۷ فروردین ۱۴۰۵ معماران و یا دلال ها تجربه جنگی با که تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران آغاز شد و صدها میلیارد دلار خسارت مادی و چند هزار کشته و آسیب‌دیده بر جای گذاشت، فراتر…

11 آوریل 2026 11.16 ب.ظ

همایون صادقی –  ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ در عصر حاضر، ما با پارادوکسی هولناک روبه‌رو هستیم. دنیایی که در آن مصرف‌گرایی لجام‌گسیخته و لذت‌طلبی آنی توسط ساختارهای سرمایه‌داری ابراهیمی و با تسخیر…

10 آوریل 2026 8.37 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۲۱ فروردین ماه ۱۴۰۵ – ۱۰ ‌آپریل ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی…

10 آوریل 2026 4.16 ب.ظ

کورش عرفانی – ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ با ورود جنگ به چهل و یکمین روز خود، موضوع آتش‌بس میان ایران و آمریکا مطرح شد. اسرائیل به عنوان شروع کننده‌ی اصلی جنگ به سرعت از این امر فاصله گرفت و بمباران…

04 آوریل 2026 11.56 ب.ظ

همایون صادقی –  ۱۵ فروردین ۱۴۰۵   زیرساخت به مثابه سنگ ‌بنای آزادی زنان و برابری جنسیتی: چرا بمباران زیرساخت‌ها، جنگ علیه زنان است؟ پیش‌گفتار: استعمار نوین و فمینیسمِ ویرانی در فضای ملتهب…

03 آوریل 2026 8.34 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۱۴ فروردین ماه ۱۴۰۵ – ۳ ‌آپریل ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی…

03 آوریل 2026 3.56 ب.ظ

کورش عرفانی –  ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ در حالی که جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران دومین ماه خود را آغاز کرده است، هدف اصلی آن به تدریج روشن‌تر می‌شود: «برگرداندن ایران به عصر حجر». این کاریست که…