اخبار

تفاوت ملت در خواب و ملت خود را به خواب زده

در جهانی که خصلت اصلی آن بی‌ثباتی و آشوب‌سالاری ناشی از بحران‌های عمیق نظام اقتصادی حاکم یعنی سرمایه‌داری از نوع ابراهیمی است، هر ملتی، به طور منطقی، می‌بایست، دقیق و عمیق، روش‌های بقای خود و تامین آینده‌ای روشن برای خویش را جستجو، پیدا و اجرا کند. این امر در مورد کشورهایی که دولت حاکم، نماینده‌ی ملت خود است کاریست متعارف و ممکن. دشواری از زمانی بروز می‌کند که دولت نماینده‌ی مردم خود نیست و تضاد میان این دو یک کشور را فلج کرده و شانس‌های واقعی برای نجات آینده و تدارک یک سرنوشت مطمئن برای ملت را هدر می‌دهد. 

ایران در چنین موقعیتی است. اینک که سرمایه‌داری ابراهیمی و به طور مشخص، ترکیبی از سرمایه‌داری سردرگم ایالات متحده‌ی آمریکا و صهیونیسم رو به سقوط اسرائیل، به سوی یک تلاطم ساختاری عمیق و ناگزیر می‌روند، هر دو درصدد بر آمده‌اند تا از این شکاف میان دولت و ملت در ایران بهره برده و کشورمان را قربانی مطامعی شوم برای کاهش تنش‌های ویرانگر درون خویش سازند. اسرائیل به طور قطع به نابودسازی خاورمیانه همت کرده و با این عمل، سرمایه‌داری فلج شده‌ی آمریکا را نیز به سوی اضمحلال پرشتاب‌تر سوق خواهد داد. ایران یکی از قطعات اصلی این پازل صهیونیستی-سرمایه‌داری در گریز از بحران‌های داخلی‌شان است.  

این امر ما را با یکی از بدترین دوره‌ها برای ایران در طول تاریخ ده هزار ساله‌ی خویش مواجه می‌سازد. اگر حساسیت این مقطع، ویژگی‌های آن و ضرورت اقدام را درک نکنیم چه بسا به یک سراشیبی درازمدت تمدنی خانمان‌برانداز در ایران فرو افتیم. به همین دلیل لازم است که هر یک از ما از خود بپرسد، چقدر در یک تمامیت جغرافیایی، تاریخی و سیاسی -به اسم ایران- زندگی کردن برایمان اهمیت دارد و برای حفظ چنین چیزی چه باید بکنیم. 

مشکلات ایران متعدد است و در واقع بهتر است در مورد آن‌ها از واژه‌ی بحران نام برد. جایی یا حوزه‌ای از زندگی جمعی ایرانیان نیست که به واسطه‌ی عملکرد حکومتی دزد و نالایق از یک سو و انفعال و بی‌خیالی مردم از سوی دیگر دستخوش بدترین شرایط قابل تصور خود نباشد. چاره‌ی کار البته در تسلیم نیست، چرا که تسلیم و ناامیدی معادل نابودی نهایی است و بس. هرکس هر آن چه را که فکر می‌کند برای برون‌رفت از این موقعیت اسف‌بار لازم و مفید و ضروری است باید مطرح سازد. 

وضعیت وخیم کشور

میهن‌مان در معرض چالش‌هایی است که بعید است به سادگی بتوان حتی از شر یکی از آنها خلاص شد. این یک کلاف سردرگم است که یا باید به طور جمعی و همه‌جانبه به آن پرداخت  و یا هیچ یک از آنها به تنهایی و مجزا قابل مدیریت نخواهند بود. 

از جمله بحران‌های کشور می‌توان این موارد را نام برد: 

۱.      بحران اقتصادی: رکود-تورمی همراه با ورشکستگی مالی خزانه‌ی عمومی، قحطی سرمایه‌گذاری و از کار افتادن چرخ اقتصاد در حوزه‌ی صنعت، خدمات و کشاورزی، ضعف پول ملی، کاهش قدرت خرید، سقوط تولید ناخالص ملی و نزدیک شدن قیمت‌ها به مرز ویرانگر «ابرتورم». 

۲.      بحران اقلیمی: از دست رفتن منابع آبی، بیابان‌زایی، خشکی مناطق سبز، کاهش بارش، گرمای شدید، فرونشست زمین، مهاجرت‌های اقلیمی، غیر قابل زیست شدن مناطقی وسیع و فاجعه‌ی زیست‌محیطی. 

۳.      بحران سیاسی: بن بست پرونده ی اتمی رژیم، درجازدن ساختار مدیریتی سراپافاسد کشور، ادامه ی خفقان و سرکوب و اعدام ها، ضعیف شدن ایران در سطح جهانی و منطقه ای، محو مفهوم انتخابات، احتمال حمله ی نظامی و جنگ ویرانگر.  

۴.      بحران اجتماعی: گسست پیوندهای اجتماعی، انزوای اجتماعی بی‌سابقه، کاهش روابط سالم و متعارف اجتماعی، روان‌پریشی و افسردگی در سطح میلیونی، رکوردهای بی‌سابقه در زمینه‌ی خشونت، خودکشی، طلاق. 

۵.      بحران فرهنگی: نازایی فکری روشنفکران، نزول وحشتناک سطح کیفی موسسات آموزشی پیش‌دانشگاهی و دانشگاهی، درجا زدن تولید هنری و فرهنگی. 

مجموعه‌ی این بحران‌ها و گره خوردگی درونی آنها به هم، خبر از آن می‌دهد که در نبود یک بیداری واقعی و اقدام قاطع و گسترده از جانب ملت ایران، سرنوشتی سیاه و تباه در انتظار آن کشور است. ایران می‌رود که در یک دوره‌ی بی‌آبی، بی‌برقی، بی‌نانی، بی‌پولی، گرانی، ناامنی، هرج و مرج، آشوب در مرزها، بحران مهاجرتی، خطر جنگ و بمباران و نیز، بی‌ثباتی سیاسی فرو رود؛ اگر این از پیش آغاز نشده باشد. 

اهمیت پرسش‌گری جمعی

آن چه ما بیداری ایرانی می‌نامیم اشاره به این دارد که شهروند ایرانی از خود بپرسد من برای نجات کشوری که در آن زندگی می‌کنم، چه باید کنم. چه از من ساخته است و چرا آن را از قبل شروع نکرده‌ام؟ چگونه باید شروع کنم و در این راه چه کسانی را می‌توانم با خود همراه کنم و چگونه؟ 

تا این پرسش‌ها در ذهن بخشی از جامعه شکل نگیرد حرکتی فعال و آگاهانه و هدفمند برای بیرون کشیدن ایران از این باتلاق تاریخی را شاهد نخواهیم بود. لازم است قشر فرهیخته‌ی جامعه شروع به طرح این پرسش اساسی کند که چگونه باید ملت را از خواب خودخواسته و خودساخته بیدار و دعوت به حرکت کرد. 

این موضوعی است که یک‌درصدی‌ها باید میان خود مطرح کنند: راه بیداری ایرانیان چیست؟ می‌دانیم که این کار آسان نیست. اما شاید بهتر باشد با پرهیز از عملکرد بی‌ثمر گذشته آغاز کنیم.  

راه‌های بیهوده را نرویم

نگارنده به سهم خود در این سال‌ها تلاش کرد تا در این بیدارسازی نقشی ایفاء کند و به این نتیجه رسید که اگر امکان بیدارسازی ایرانیان با روش‌های متعارف کار سیاسی و فکری و رسانه‌ای و اجتماعی وجود ندارد از این روست که ایرانیان در واقع امر خواب نیستند، خود را به خواب زده‌اند. آنها صداهای بیدارساز بسیاری را از قول زندانیان سیاسی، فعالان اجتماعی، افراد فرهیخته و دردمند، رسانه‌های روشنگر، نویسندگان و روزنامه نگاران و امثال آن می‌شنوند، اما اعتنایی نمی‌کنند؛ بنابراین بیدارند، می‌شنوند، می‌دانند، خواب نیستند، اما

.      به طور عمدی بی‌توجهند، 

.      به طور داوطلبانه منفعلند؛

.      زنده‌اند، اما اصرار دارند که مرده جلوه کنند.  

آنها نیک می‌دانند که باید کاری کنند اما کاری نمی‌کنند، می‌دانند که باید قیام کنند، اما نمی‌کنند، می‌دانند که باید رژیم ضد مردمی و ضد ایرانی را کنار بزنند اما نمی‌زنند. هر آن چه را که لازم است بدانند تا عمل کنند می‌دانند اما عمل نمی‌کنند. 

به همین خاطر، رفتن به سراغ روش‌های کلاسیک مانند صحبت و حرف و سفارش و نصیحت در مورد آزادی، حقوق بشر، دمکراسی، لائیسیته، سکولاریسم، انتخابات واقعی و امثال آن برای مردمی که توجه خود را از این موضوعات بریده و تمام تمرکز خود را روی بقای فیزیکی از یک سو و لذت جسمی از سوی دیگر هدایت کرده‌اند بی‌معناست. لذا، وقت گذاشتن برای متقاعدسازی مردم ایران به قیام برای دستیابی به آرمان‌هایی مانند یک «جمهوری دمکراتیک و لائیک» آب در هاون کوبیدن است؛ نه از این حیث که این مفاهیم ارزش ذاتی ندارند، از این روی که کاربرد عملی در ایران کنونی ندارند. این‌ها مفاهیمی هستند که ایرانیان هیچ احساس قرابتی در سطح اجتماعی با آن ندارند و خاص کتاب‌ها و محافل بحث و گفتگوست و بس. 

مردم دیگر حتی نسبت به مفاهیمی که به سیاست ربطی ندارند، بلکه در پیوند با حرمت و کرامت انسانی هر کس است نیز به نوعی بی‌اعتناء و بی‌احساس هستند. به همین خاطر، حتی گفتمانی که آنها را دعوت به بیرون آمدن از خفت و نکبت و ذلت زنده ماندن کنونی در قیاس با یک زندگی دارای عزت و احترام و محتوا کند بی‌علاقه هستند. نه برای این که زندگی در خفت را دوست داشته باشند، به آن عادت کرده‌اند؛ نه برای آن که زیستن توام با نکبت تحمیل شده توسط آخوند را دوست دارند، برایشان بخشی از روند زنده ماندن شده است؛ نه برای آن که ذلت در خفقان و ترس و تحقیر را دوست دارند، جز این ندیده‌اند که مقایسه کنند و برآشفته شوند. لذا، هر گونه گفتاری که بخواهد برای ایجاد تحرک فردی یا اجتماعی روی این مفاهیم معنوی و رفتاری و ارزشی، که برایشان کمترین انگیزشی خلق نمی‌کند، تاکید داشته باشد وقت خود را هدر داده است.  

در چنین شرایطی است که می‌بینیم بیدارسازی یک ملت خود را به خواب زده به هیچ وجه آسان نیست. این نوعی از بی‌حسی مغزی است که فرد در خود پدید می‌آورد تا بدین وسیله از تمام مسئولیت‌های سخت و خطرناک ناشی از درک و فهم برخاسته از کار عادی مغز خلاص شود. با نوعی از خلسه‌ی روانی که از طریق سرگرمی‌های کاذب، مواد مخدر، مشروبات الکلی، سکس و تناولات و تنقلات و هزلیات و ابطال وقت به دست می‌آورند، خود را از تصویر هولناکی که آینده جلوی چشم‌شان ترسیم می‌کند رها می‌سازند. مردم ایران می‌دانند که کشور به سوی نابودی می‌رود ولی می‌خواهند که دیگران باور کنند که آنها این را نمی‌دانند. آنها از هر گونه تلاش برای یادآوری این نکته که از واقعیت خبر دارند گریزانند. 

در یک کلام، ملت ایران نمرده است، خود را داوطلبانه به مردن زده تا مرگ واقعی را آسان‌تر تجربه کند. بیدار کردن این ملت ممکن است معنا داشته باشد اما به طور قطع مصداق ندارد. از همین روی، بایستی در نگاه خویش نسبت به پدیده‌ی سنتی روشنگری و آگاه‌سازی تجدید نظری واقع‌بینانه داشته باشیم. یکی از عوامل درجا زدن جامعه‌ی ایرانی این است که روشنفکران آن نخواسته‌اند بن‎مایه‌ی جامعه‌شناختی-روانشناختی فوق را باور کنند و همچنان اصرار دارند تا با ابزارهای مفهومی رنگ‌باخته و بی‌اثر، ملت خود-را- به-خواب‎زده‌ی ایران را بیدار کنند. ملتی که همه‌ی سخنان روشنگران را می‌شنود و برای این که مسئولیت کاری را از جانب آنان پذیرا نشود، داوطلبانه و عامدانه و آگاهانه به درون تاریکی و سیاهی جهل قلابی و خودساخته فرار می‌کند. 

در این جاست که با پرسشی مهم مواجه می‌شویم: 

چگونه ممکن است تکانی بخورد؟ 

نگارنده بیش از یک دهه است بر این باور است که در نهایت، مردم ایران فقط به واسطه‌ی وخامت شدید اوضاع مادی و جبر مکانیکی «فقر حداکثری» یا همان نقطه‌ی «فلاکت مطلق» است که ممکن است از خود تحرکی نشان دهند. یعنی زمانی که ترکیب جهنمی از بی‌‌آبی، بی‌نانی، بی‌برقی، گرما و گرسنگی به سراغشان آید، زندگی که هیچ، زنده بودن را هم برایش ناممکن سازد و در این صورت شاید دست به کار شوند و برای بقای خویش کاری کنند. 

در این میان البته نباید این نظر را مطلق دانست. این درک من از شرایط است، اما ممکن است خرد جمعی فرهیختگان جامعه به نتیجه‌ای دیگر رسیده باشد و هنوز بیداری و بسیج ایرانی را ممکن و میسر تلقی کند. در این صورت باید که آنان نظرات و راهکارهای خود را مطرح سازند. اما در عین حال عقلانیت ایجاب می‌کند که عنصر روشنگر و کنشگر خود را بیش از این معطل روشنفکرمآبی‌های بی‌اثر نکند و از همین حالا به فکر آن باشد که زمانی که اکثریتی از مردم، در نقطه‌ی فلاکت مادی و معیشتی مطلق، به خیابان آمدند تا آب و نان بیابند چگونه از نیروی جمعی آنها برای ایجاد یک تغییر مفید کلی در وضعیت فاجعه‌بار کشور استفاده کند. 

این بهره‌برداری عقلانی و هوشمندانه مستلزم طرح و برنامه‌ریزی و استراتژی و نقشه‌کشی بسیار است. از حالا باید دانست که مکانیزم‌هایی که با آن بتوان شورشیان گرسنه و تشنه را به سوی فتح قدرت سیاسی و به دست گرفتن مدیریت منسجم کشور هدایت کرد چیست. هم چنین باید دانست که چگونه می‌بایست کشور ویران شده‌ی بعد از شورش‌ها را در مسیر درستی مدیریت کرد تا آب و نان و برق و امنیت را تامین ساخت. اینهاست واقعیت‌هایی که باید روی آن تاکید داشته باشیم: مدیریت ویرانستانی به اسم ایران.#

_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید:  www.didgah.tv 
جهت اطلاع از نظریه‌ی «بی‌نهایت‌گرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بی‌نهایت گرایی: نظریه‌ی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
آدرس تماس با نویسنده: korosherfani@yahoo.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani

leave a reply

> <<

Didgah.tv

خبرهای مهم

10 جولای 2026 10.32 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۱۹ تیرماه ۱۴۰۵ – ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶ –  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…

10 جولای 2026 3.56 ب.ظ

کورش عرفانی – ۱۹ تیر ۱۴۰۵   ایران در چنبره‌ای از مشکلات بیرونی و درونی به سوی سرنوشتی نامشخص در حرکت است. نیرویی که بتواند کشور را از این سرگردانی تاریخی نجات دهد و در مسیری روشن و مشخص قرار…

09 جولای 2026 1.38 ق.ظ

گزارش جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران – کورش عرفانی – ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ –  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه…

06 جولای 2026 10.04 ب.ظ

گزارش جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران – کورش عرفانی – ۶ ژوئیه ۲۰۲۶ –  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه…

03 جولای 2026 10.29 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۱۲ تیرماه ۱۴۰۵ – ۳ ژوئیه ۲۰۲۶ –  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…

03 جولای 2026 7.47 ب.ظ

کورش عرفانی – ۱۲ تیر ۱۴۰۵     نظام سرمایه‌داری جهان را به نقطه‌ای رسانده است که تغییراتی سخت و مهم تبدیل به یک واقعیت ناگزیر شده‌اند. اما آن چه از این امر مهم‌تر است، تبدیل شدن این…

01 جولای 2026 9.41 ب.ظ

گزارش جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران – کورش عرفانی – ۱ ژوئیه ۲۰۲۶ –  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه…

29 ژوئن 2026 9.49 ب.ظ

گزارش جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران – کورش عرفانی – ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی…

26 ژوئن 2026 9.03 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۵ تیرماه ۱۴۰۵ – ۲۶ ‌ژوئن ۲۰۲۶ –  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…