کورش عرفانی – ۹ مرداد ۱۴۰۵
جنگی که سال گذشته با حملهی ۱۲ روزهی اسرائیل و آمریکا علیه ایران آغاز شد همچنان ادامه دارد و در دومین سال خود به سر میبرد. این یک جنگ فرسایشی است.
جنگهای فرسایشی درازمدت هستند و تا زمانی که یکی از دو طرف توان مقابله را از دست ندهد ادامه مییابد. راه دیگر پایان جنگ فرسایشی، مذاکره و توافق است که در مورد جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران ناممکن به نظر میرسد. تنها طریق سوم که ممکن است خاتمه بخش یک جنگ فرسایشی باشد، گسترش آن و تبدیل شدن به یک جنگ بزرگ اما کوتاهمدت است.
در مورد جنگ کنونی، حالت نخست یعنی از میان رفتن یک طرف به نحوی که نتواند هیچ پاسخی به طرف مقابل دهد در کوتاهمدت وجود ندارد؛ مگر آن که اسرائیل و آمریکا از سلاح اتمی علیه ایران استفاده کنند و در این صورت نیز کلید یک جنگ بزرگ منطقهای و جهانی زده خواهد شد.
احتمال توافق و صلح و مذاکره نیز بسیار ضعیف است چرا که چیزی که دو طرف میخواهند فقط با زور به دست میآید نه با مذاکره: صهیونیسم خواهان تصرف سرزمینهای خاورمیانه برای ساختن اسرائیل بزرگ است، آمریکا تصاحب و غارت منابع انرژی و معدنی منطقه را میخواهد و ایران، کنترل بر تنگه هرمز را به عنوان اهرم بازدارنده. هیچ یک از این اهداف از طریق مذاکره حاصل نمیشود و فقط نیاز به برتری نظامی یکی بر دیگری دارد.
از این رو ایران و ایرانی باید خود را برای یک جنگ فرسایشی طولانی مدت آماده سازد که فقط در صورت تبدیل شدن به یک جنگ فراگیر شانس توقف پیدا خواهد کرد.
اما جنگ کنونی اسرائیل و آمریکا علیه ایران چگونه ممکن است گستردهتر شود؟
همین حالا نیز این روند آغاز شده است. این لیست کشورهایی است که مستقیم یا غیر مستقیم درگیر جنگ کنونی هستند:
. ۱) اسرائیل ۲) ایالات متحدهی آمریکا ۳) ایران ۴) عربستان سعودی ۵) کویت ۶) بحرین ۷) قطر ۸) امارات متحدهی عربی ۹) اردن ۱۰) عمان ۱۱) عراق ۱۲) لبنان ۱۳) یمن
در هر مرحله از جنگ کشورهای دیگر وارد جنگ خواهند شد. ترکیه، پاکستان، مصر، جمهوری آذربایجان، افغانستان، بریتانیا و اوکراین، بلغارستان و قبرس در صف نوبت برای سری بعدی اوجگیری جنگ در منطقه هستند.
با ورود آنها کشورهای دیگری که با این ممالک در تضاد یا همراهند به جنگ وارد خواهند شد و یک درگیری نظامی عظیم بینالمللی شکل خواهد گرفت. پس از آن، در مرحلهی نهایی، با ورود قدرتهای اتمی و ابرقدرتها همه چیز برای یک جنگ جهانی ویرانگر اتمی فراهم خواهد بود.
در این شرایط گزارههای زیر برای هر ایرانی میبایست در رأس لیست اهمیت قرار گیرند تا بتوان برای باقی ماندن در یک دنیای رو به جنگهای بیشتر خود را آماده کرد.
گزارهها:
. اسرائیل با هدف نابودسازی ایران -و نه رژیم ایران- وارد جنگ شده است.
. یا اسرائیل باید ایران را نابود سازد یا ایران اسرائیل را. هردو نمیتوانند بمانند.
. اسرائیل آمریکا را به جنگ کشانده تا برای او ایران را نابود سازد.
. ایران قادر به از بین بردن آمریکا نیست، اما میتواند هزینه را به حدی بالا برد که آمریکا از اجرای دستور اسرائیل سر باز زند.
. در هر شرایطی، مقاومت یگانه راه باقی ماندن است و تسلیم یعنی باقی نماندن.
به عبارت دیگر، امروز دیگر در ایران بحث مقاومت کردن در مقابل دشمن یک انتخاب نیست، یک اجبار برای زنده ماندن است. البته که جنگ میکشد و ویران میکند، ولی فراموش نکنیم که سازش و تسلیم نه کسی را زنده میگذارد نه چیزی برای ایران باقی میماند.
حال که میدانیم مقاومت جبری و ناگزیر است، باید بپرسیم چگونه آن را سازماندهی و ساماندهی کنیم.
در این جا منظور از مقاومت اقداماتی است که در کلیت خود میتواند سبب شود ایران در مقابل هیولای اسرائیل و آمریکا تسلیم نشود و به تفالهی آنها در منطقه تبدیل نگردد. منظور هر اقدام فردی، گروهی یا اجتماعی است که ایران را در عرصههای مختلف قویتر میسازد: در عرصهی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، نظامی، دفاعی. پیش از این دربارهی راهکارهای فعال شدن در جامعه به عنوان معلم و دانشجو و صاحب کار و روزنامهنگار و سرمایهگذار و کارآفرین و غیره سخن گفتهایم. هرکس در حوزهی فعالیت خویش میتواند در روند مقاومت جمعی نقش داشته باشد.
چرا این مقاومت مهم است؟
برای این که تمدن ایرانی باقی بماند. برای این که کشوری که وجود آن به تاریخ و تمدن بشر معنا داده است بماند. بدون ایران بشریت میمیرد و با ایران بشریت میماند. این جنگی است برای آن که انسان بماند.
چقدر این مقاومت شانس موفقیت دارد؟
باید بدانیم که ما در موقعیتی سخت و دشوار قرار داریم و هزینهی سنگینی برای پیروزی خواهیم داد، اما آگاه باشیم که دشمن نیز در وضعیت خوبی به سر نمیبرد. سرمایهداری ابراهیمی، یعنی ترکیب آمریکا و اسرائیل، یک مجموعهی آشفته و پُر ضرر و ضد بشر است، تحمل آن فقط در کوتاهمدت ممکن است. نه در درازمدت بلکه در میانمدت این تمامیت قلابی ضد عقلانی و غیرانسانی محکوم به فناست؛ اما در این مسیر دست و پا میزند و تخریب و کشتار میکند تا سقوط حتمی خویش را قدری به تاخیر بیاندازد.
وضعیت هر دو تمامیت فاسد اسرائیل و آمریکا بسیار وخیمتر از آن است که بتوانند شاهد انقراض نسل بشر، تصاحب زمین و استقرار حکومت جهانی یهود بر آن باشند. کرهی زمین در حال سوختن است و فرصتی برای رویاپردازیهای تبهکارانه و احمقانهی قوم خودبرگزیده برجای نخواهد گذاشت. این ابلهان بر شاخ نشسته و بن بریدهاند و حالا که زمان سقوطشان فرا رسیده میخواهند بر سر دیگران فرود آیند تا زنده بمانند. سرمایهداری ابراهیمی با این جنگ در حال تکمیل روند خودنابودسازی حتمی است.
برای ادامهی این مقاومت به چه جهانبینی و نگاهی باید مجهز باشیم؟
برای تدوین یک جهانبینی در جهت تحمل همهی سختیها و دشواریهایی که مبارزه میطلبد میبایست چند اصل ساده را فراموش نکنیم:
. این یک نبرد تاریخی است میان دو جبههی نور و تاریکی.
. جبههی نور یعنی انسان و انسانیت، یعنی ایران و ایرانیت.
. جبههی تاریکی یعنی انسانستیزی و نژادپرستی، یعنی اسرائیل و آمریکا.
. این نبرد همیشگی است و هزاران سال در جریان بوده و است و خواهد بود. این همان نبرد تاریخی و دائمی اهورا و اهریمن است که با پیروزی نهایی نور و اهورا بر تاریکی و اهریمن به پایان خواهد رسید. شاید هزاران سال دیگر.
جنگ کنونی که در حال حاضر یک سال است در جریان است فقط بخشی از یک رویارویی چند هزار ساله میان فلسفهی ایرانی و ضد فلسفهی ابراهیمی است. فلسفهی ایرانی خواهان شکوفایی موجود زنده و زندگی است و ضد فلسفهی ابراهیمی خواهان کشتار موجود زنده و نابودسازی زندگی. این رویارویی همیشگی بوده است.
با در نظر گرفتن جنگ به عنوان بخشی از زندگی میتوانیم خود را برای ترکیب هر دو و پیش بردن آنها آماده سازیم.
در این میان با رژیم استبدادی در ایران چه کنیم؟
باید قبول کرد که فرصت چهل و هفت سالهی پایان بخشیدن به عمر رژیم آخوندی از طریق یک جنبش اجتماعی به واسطهی خطاها و کمکاریها و ترسها و تنبلیها از دست رفت، اینک که دشمن قسم خوردهی ایران، اسرائیل، به همراه سگ درندهی خود، آمریکا، به سراغ کشورمان آمدهاند، میبایست رژیم را هم بخشی از معادلهی مقاومت برای بقای ایران در نظر بگیریم و محاسبات خود را براساس حضور آن صورت بخشیم.
فراموش نکنیم که ایران باید بماند تا در شرایط پساجنگ فرصتی برای پایان بخشیدن ریشهای به عمر استبدادسالاری در ایران داشته باشیم. این واقعیتی است که امروز هم باید در جبههی جنگ با دشمن ایستادگی کرد و هم در جبههی نبرد با استبداد.
آیا راهی هست که بتوان این دو نبرد را ترکیب کرد و به پیش برد؟
آری! تقویت ایران از پایین، به جای نشستن و منتظر شدن برای انجام کاری از بالا. پیش از این نیز گفتیم که از همین حالا با تقویت قدرت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بطن جامعه، در درون شهرها و روستاها و در محل کار و درس و زندگی، میتوانیم «قدرت اجتماعی» مردم را تقویت کنیم. قدرتی که به واسطهی فعال بودن شهروندان شکل میگیرد و قادر است بر سرنوشت جامعه تاثیر بگذارد.
قدرت اجتماعی در گرو با هم بودن است. نخستین و مهمترین وظیفهی هر شهروند ایرانی تقویت روابط خود با سایر شهروندان و ایجاد اتحاد اجتماعی است، به نحوی که به جای منزوی و جدا بودن و تبدیل شدن به یک هدف آسان برای دشمنان، یک تن واحد قوی و قدرتمند باشیم که بتوانیم از خود و منافع جمعیمان به نحو موثر دفاع کنیم.
قدرت اجتماعی سوار بر اتحاد جمعی است و اتحاد جمعی محصول «قدرت تشخیص درست منافع جمعی» یا همان «آگاهی» است. پس، لازم داریم که با هم باشیم، آگاه باشیم و فعال باشیم: آگاه، متحد، کوشا. این مثلث پیروزی قدرت اجتماعی در هر دو جبههی جنگ با دشمنان خارجی و ایستادگی در مقابل استبداد داخلی است.
جان کلام، شرایط بسیار سخت است: بیکاری، تورم، بیارزش شدن پول ملی، خوابیدن اقتصاد، ناامنی ناشی از حملات دشمن، روشن نبودن آینده و … همهی اینها اما عناصر عادی یک شرایط غیرعادی هستند. شرایطی که از یک سو توسط دشمن، اسرائیل و آمریکا، به وجود آمده و از سویی حاصل سوءمدیریت و بیلیاقتی حاکمیت است. اینک ما ملت ایرانیم و این شرایط دشوار و موضوع بقاء ایران و ایرانی. جایی برای ناامیدی و یأس و ترس و افسردگی و پریشاناحوالی نیست. فقط فرصت فکر و ابتکار و خلاقیت و تلاش و شجاعت و اراده است. اگر وا ندهیم میمانیم، اگر وا دهیم میمیریم. معادله به همین سادگی است، بیدلیل با بحثهای کاذب آن را پیچیده نکنیم.
آن چه کشور عزیزمان نیاز دارد، مقاومتی است مردمی از طریق تولد بخشیدن به «قدرت اجتماعی». قدرت جمعی مردمی که نسبت به منافع جمعی خویش آگاهند، با هم متحدند، و فعال و کوشا هستند. آری، در سایهی جنگ، مردم ایران سرانجام میتوانند هم اهمیت قدرت اجتماعی را درک کنند و هم به ساختن و پرداختن آن مشغول باشند. قدرت اجتماعی آن نیرویی است که قادر خواهد بود هم جنگ علیه دشمنان خارجی را به پیروزی برساند و هم استبداد داخلی را به زانو درآورد. جنگطلبان در هر دو سوی این جنگ به آتش خونریزی دامن میزنند. برخی نیز تسلیم و زانو زدن در مقابل دشمن را به اسم مذاکره و سازش به هر قیمتی توصیه میکنند. ما نیاز به هیچ یک نداریم. ما مقاومت خود را روی اصل حفظ کرامت انسانی خود بنا میکنیم و با همین اصل تا آخرین نفس مقاومت میکنیم و هر جا که حقمان برآورده شود از جنگ باز میایستیم. قدرت اجتماعی ابزار دفاع ما در مقابل دشمنانمان است. شدنی است اگر بخواهیم.#
______________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) : KoroshErfani@
مقالات مرتبط
در همین مورد