اخبار

جامعه‌ی ایران و دشمنانش

جامعه‌ی ایران در یک فضای ترس، وحشت و سرکوب در طول بیش از ۴۵ سال به شدت اتمیزه شده بود. این خصلتی است که کار را برای شکل‌گیری و به ثمر رساندن کنش جمعی بسیار دشوار می‌کند. به همین سبب در طول دهه‌های گذشته تمامی جنبش‌های اعتراضی از نوعی انزوای اجتماعی و اقلیت‌گرایی جمعیتی رنج برده‌اند. این امر آنها را ضعیف و شکننده ساخته و در نهایت همگی دچار فرسودگی و شکست شده‌اند. 

جامعه‌ی اتمیزه 

در جامعه‌شناسی، اتمیزه شدن اجتماعی پدیده‌ای است شناخته شده و زمانی رخ می‌دهد که پیوندهای عادی مردم به «امر امنیتی» تبدیل و توأم با دردسر و مشکلات و خطرات می‌شود. به همین دلیل، افراد برای پرهیز از مسائل حاشیه‌ای -که بوی امنیتی می‌دهد- روابط اجتماعی و ارتباطات جمعی خود را کاهش داده و به حداقل می‌رسانند. این امر حتی روابط خانوادگی و خویشاوندی را نیز شامل می‌شود. چند دستگی و تشتت از طریق مقوله‌سازی‌های کاذب مانند «حزب‌اللهی»، «حراستی»، «رژیمی» و امثال آن افراد را نسبت به هم بدبین و بین آنها فاصله می‌اندازد. در دراز مدت انسان‌ها به قالب‌های فردی یا جمع‌های کوچک نزدیک، مانند خانواده، اکتفاء کرده و به کنج خویش می‌روند؛ حس جمعی در جامعه می‌میرد. 

در چنین شرایطی همبستگی اجتماعی به حداقل رسیده و جامعه فراموش می‌کند که «سرنوشت مشترک» دارد. این موقعیت مطلوب تمامی حاکمیت‌های ضد مردمی است که می‌خواهند از طریق ترس و وحشت و سرکوب در قدرت بمانند و از مزایای مادی انحصار قدرت بهره برند. آنها حتی این فضای جداسازی توده‌ها از یکدیگر را دامن می‌زنند و به طور سیستماتیک بر شدت آن نظارت می‌‌کنند. در ایران برای سال‌ها حتی برگزاری یک جشن خانوادگی و تجمع چند ده تا چند صد نفری با اوقات تلخی و خط و نشان کشیدن‌های فراوان از سوی دستگاه‌های امنیتی و انتظامی توأم بوده است. 

جامعه‌ی ایران به این دلیل در طول بیش از چهار دهه موفق نشد خود را پیدا کند تا به دفاع جمعی از منافع مشترک خویش بپردازد. مردم در شرایط انزوای اجتماعی و روانی درد و بدبختی را تحمل کرده و یا آن را با روش‌های فردی و خانوادگی مورد تعامل قرار داده بودند. این وضعیت می‌توانست ادامه یابد اگر حکومت موفق به تامین حداقل‌های حیاتی برای همگان بود. اما چنین نشد. احساس کاذب امنیت از پایین، بالایی‌ها را چنان مست و غرّه کرد که دست به غارت و چپاول بی‌سابقه‌ی یک ملت گسیخته و فرسوده و ناامید زدند. ده‌ها میلیون ایرانی به فقر فاقه دچار شدند و خشم و نفرت شروع به انباشته شدن کرد. ثروتمندان برای خود دنیایی ساختند که تمام درها و دیوارهایش به روی درد و رنج توده‌ها بسته شده بود. 

ناتوانی حاکمیت

مشکل اما از زمانی شکل حاد گرفته است که دولت نشان داده نه تنها قادر به تامین نیازهای حداقلی اکثریت ایرانیان نیست، بلکه حتی علاقه ندارد در این زمینه کمترین تغییر مثبتی در شرایط جهنمی توده‌ها ایجاد کند و فقط با وعده‌های دروغ و یا تهدید سرکوب می‌خواهد با آنها برخورد کند. این به معنای آن بود که دنیای بالایی‌های به قدری از جهان اجتماعی پایینی‌ها فاصله گرفته بود که دیگر برای اکثریت جامعه کمترین توهم و امیدی به آینده نمی‌رفت. 

این جا بود که نارضایتی ناشی از فقر و تهیدستی و بیچارگی و بی‌آیندگی تبدیل به ماده‌ای برای چسب اجتماعی شد. آن چه در طول دو هفته‌ی گذشته در ایران می‌گذرد تبلور اولیه کارکرد این عامل مشترک می‌باشد و هنوز به نقطه‌ی اوج خویش نرسیده است. هنوز میلیون‌ها ایرانی باور ندارند که دوره‌ی اتمیزه و منزوی و جدا بودن در حال پایان است و نوعی از همبستگی جبری در میان ایرانیان در حال شکل‌گیری است. 

می گوییم «همبستگی جبری» چون این مقوله از همبستگی اجتماعی که حاصل فرایندهای متداول جامعوی و دراز مدت است متفاوت می‌باشد، اما می‌تواند در میان مدت و با مشاهده‌ی کسب موفقیت در میدان نبرد اعتراضی با حاکمیت، زاینده‌ی نوعی و درجه‌ای از همبستگی اجتماعی هم باشد. به همین دلیل اعتراضات نقش سرعت‌بخش روندها را دارند و می‌توانند مردمی را که درد مشترک دارند از فاصله‌گیری و انزوا خارج ساخته و آنها در کف خیابان و در صف اعتراضات به یکدیگر متصل کند.  

بازسازی همبستگی اجتماعی

این روند قدری وقت می‌گیرد و نیاز دارد به این که اعتراضات، اعتصابات و مبارزات بتواند ادامه یافته، گسترش یابد و پیروزی‌های جزیی اما ماندگار به دست آورد. اگر چنین شود دو اتفاق می‌افتد: یک) شمار بیشتری از مردم منزوی و وحشت‌زده به آن می‌پیوندند و دو) پیوند میان فعالان حاضر در اعتراضات قوی‌تر و مستحکم‌تر می‌شود. هر دو عامل کمک بیشتری به بازیابی همبستگی اجتماعی از دست رفته می‌کنند و می‌توانند صفوف مردم را در اعتراضات و تظاهرات پرشمارتر و منسجم‌تر کنند. 

فرایند فوق یک نقطه‌ی سرنوشت‌‌ساز دارد، آن جایی که تجمیع نیروهایی که به همبستگی اجتماعی دست یافته‌اند آنها را به قدرت تغییر حاکمیت برساند. در آن جاست که جریانی که قرار است جایگزین قدرت شود بروز می‌کند و بر جنبش مستقر می‌شود. با داشتن سر و بدنه، جنبش به سوی کنار زدن حکومت و جانشین ساختن با حاکمیت جدید خواهد رفت. 

رسیدن به آن نقطه در حال حاضر دور و ناممکن به نظر نمی‌رسد. فوران خشم و اعتراض در کشور به حدی است که رژیم کنونی نه توان و نه طرحی برای آن دارد. در روزمره‌گی یک سرکوب ناکارآمد گیر کرده و اگر جنگ به راه نیافتد سرنوشت حکومت آخوندی از همین حالا معلوم است. رژیم قربانی شیوه‌ی ضد اجتماعی حاکمیت خود می‌شود، از طریق پادزهری که مردم برای آن تدارک می‌بینند: همبستگی و به واسطه‌ی آن قدرت اجتماعی. 

می‌ماند که این بازسازی همبستگی اجتماعی تا چه حد براساس روندهای خودجوش مردمی شکل یابد و تا چه حد تحت تاثیر طرح و برنامه‌های توطئه‌آمیز قرار گیرد. در سال ۱۳۵۷ همبستگی اجتماعی به نسبت ۱۴۰۴ بالا بود و امکان بهره‌برداری از آن حتی برای یک شبکه‌ی رهبری‌کننده‌ی شلخته مانند آخوندها با کمک دست‌های غیبی رادیو اسرائیل و بی‌بی‌سی میسر شد. اما این بار این همبستگی ضعیف و هزار تکه است و باید با دقت آن را قطعه به قطعه به هم پیوند زد. هرگونه شتاب کاذب یا وارد کردن خط و مسیرهای انحرافی می‌تواند این تلاش مهم و سرنوشت‌ساز جامعه برای بازسازی همبستگی اجتماعی خویش را فلج یا آشفته سازد. 

نقش دشمن، اسرائیل

طرح دشمن، اسرائیل، به طور دقیق همین است. ابزار این کار همانا وارد کردن خط «بازگشت سلطنت» و مطرح کردن مهره‌‌ی خود «رضا پهلوی» است تا بتواند از این طریق، ضمن جذب بخشی از نیروهای اجتماعی، مانع از پیوستن اکثریتی که کمترین علاقه‌ای به این پدیده ندارند شود. این یک بمب ساعت‌شمار است که اسرائیل تلاش دارد در بطن جنبش کنونی بکارد تا اطمینان یابد که این همبستگی اجتماعی برانداز، رژیم مطلوبش در ایران را به نقطه‌ی حساس و سرنوشت‌ساز نمی‌رساند. اسرائیل می‌خواهد تا روز بمباران هسته‌ای ایران و نابودسازی کشورمان، رژیم دست نشانده‌اش در ایران بماند. همبستگی اجتماعی خودجوش و قیام مردمی دارای اصالت اجتماعی کابوس هر دو است: هم رژیم و هم اسرائیل. این دو برای بقاء به یکدیگر وابسته بوده‌اند و هوای همدیگر را داشته‌اند.  

به همین دلیل باید هشیار بود و نگذاشت که بی‌فکری و ساده‌اندیشی یک اقلیت فریب‌خورده سبب عدم ورود یک اکثریت لازم برای به ثمر رساندن جنبش شود. دشمن، اسرائیل و انگلیس، نمی‌خواهد یک جایگزین برای جنبش تعیین کند می‌خواهد که جنبش یک جایگزین تعیین نکند. هدف اسرائیل به قدرت رساندن تهی‌مغزی مثل رضا پهلوی نیست، می‌خواهد از او استفاده‌ی ابزاری کند تا مردم نتوانند بر سر یک آلترناتیو مردمی واقعی به توافق برسند. اسرائیل به دنبال تخریب ایران است نه ساختن آن. همبستگی اجتماعی دشمن اسرائیل است.  

این آن نکته‌ای است که باید مورد توجه اکثریت قرار گیرد تا به طور فعال و آگاه وارد صحنه شوند. یعنی حضور یک اقلیت ساده‌انگار را دلیلی برای نیامدن به صحنه ندانند، برعکس، حضور این اقلیت را مبنای حضور فعال اکثریت خویش کنند. در سال ۱۳۵۷ هم این خطای محاسباتی انجام شد.  ۹۰ درصد اعضای بالغ جامعه کنار کشیدند تا ۱۰ درصد فریب‌خورده‌ی خمینی شیاد کشور را به سوی تغییر تخریب‌گر به پیش برند. اگر همان زمان، نیرویی -که یک نمونه‌ی کوچک آن را در آخرین روزهای انقلاب در تظاهرات حمایت از شاهپور بختیار دیدیم- زودتر و وسیع‌تر به صحنه آمده بود و آن  ۱۰ درصد را در مقابل حضور چند برابری خود به انزوا می‌کشید، هرگز فاجعه‌ی ۲۲ بهمن. ۵۷ رخ نمی‌داد. 

نتیجه‌‌گیری

به همین دلیل، امروز با بهره‌گیری از این تجربه‌ی تاریخی، لازم است که قشرهایی که می‌دانند داستان کاذب اسرائیل -ساخته‌ی پهلوی یک اقدام ضد ایرانی، انحرافی و کاذب برای به شکست کشاندن جنبش، آغاز جنگ و نابودسازی ایران است وارد صحنه شوند و به طور فعال، با حضور در اعتراضات و اعتصابات، یک خط سالم ملی برای تغییر را به پیش برند. با ترویج یک شعار سالم و مشارکت مستمر و هدفمند در حرکت می‌توان زمینه‌های یک جا به جایی قدرت که به نفع ایران و منافع دراز مدت ملی آن باشد را فراهم کرد. همه چیز بستگی به یک محاسبه‌ی درست و عمل کردن به آن دارد. 

نگارنده یک بار دیگر هشدار می‌دهد که غفلت نیروهای مترقی اما منفعل جامعه سبب نابودی یگانه شانس باقی مانده برای نجات ایران و ایرانی خواهد بود. غفلتی که فردایی برای پشیمانی ندارد.#

_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید:  www.didgah.tv 
جهت اطلاع از نظریه‌ی «بی‌نهایت‌گرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بی‌نهایت گرایی: نظریه‌ی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
آدرس تماس با نویسنده: korosherfani@yahoo.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani

leave a reply

> <<

Didgah.tv

خبرهای مهم

08 مه 2026 8.49 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ – ۸ ‌می۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…

08 مه 2026 2.37 ب.ظ

کورش عرفانی –  ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ با جهانی متفاوت روبرو هستیم که شرایطی نامشابه با گذشته‌ی حتی نزدیک خود دارد و درک آن نیازمند بازنگری در بسیاری از دستگاه‌های تحلیلی پیشین است. جنگ اسرائیل…

01 مه 2026 9.43 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ – ۱ ‌می ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…

01 مه 2026 3.17 ب.ظ

کورش عرفانی –  ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ از یک مرحله به بعد سرنوشت ایران را جنگ تعیین نمی‌کند، شرایط بعد از جنگ تعیین می‌کند. شرایطی که در آن به فراخور آن که جنگ چگونه به پایان رسیده است، معلوم خواهد…

24 آوریل 2026 8.48 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ – ۲۴ ‌آپریل ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی…

24 آوریل 2026 6.36 ب.ظ

کورش عرفانی –  ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵   حمله‌ی نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران در حال به پایان بردن ماه دوم خود است. دیگر کسی باور ندارد که این یک «عملیات نظامی» بود. حالا بسیاری آن را یک «جنگ…

17 آوریل 2026 9.13 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۲۸ فروردین ماه ۱۴۰۵ – ۱۷ ‌آپریل ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی…

17 آوریل 2026 6.56 ب.ظ

کورش عرفانی –  ۲۸ فروردین ۱۴۰۵   با اعلام باز شدن تنگه‌ی هرمز تا پایان آتش، همزمان با اعلام آتش‌بس ده روزه در لبنان، امیدها نسبت به پایان مخاصمه‌ی نظامی میان ایران و آمریکا افزایش یافته…

16 آوریل 2026 11.36 ب.ظ

همایون صادقی –  ۲۷ فروردین ۱۴۰۵ معماران و یا دلال ها تجربه جنگی با که تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران آغاز شد و صدها میلیارد دلار خسارت مادی و چند هزار کشته و آسیب‌دیده بر جای گذاشت، فراتر…