اخبار

جنگ جهانی انسان‌مداری با انسان‌ستیزی

در حالی که انواع بحران‌ها سراپای جهان آشفته‌ی کنونی را در خود گرفته است، سرمایه‌داری غرب، به طور خاص، با بحران جدیدی روبروست: بحران بی‌اخلاقی. گویی که پرده‌ها کنار زده شده است و این نظام که به طور تاریخی غارت و استعمار و استثمار را ترکیب کرده بود اینک مجبور شده خودِ واقعی خویش را آشکار سازد. 

در بسیاری از کشورها -که نمادهای سرمایه‌داری هستند- فسادی عمیق همراه با ثروت‌سالاری افسارگسیخته نمایان شده و به نظر می‌رسد که بدون هیچ مانعی درصدد است که نشان دهد از این پس در جهانی متفاوت زیست می‌کنیم که در آن فقط و فقط ثروت و قدرت حرف نخست را خواهند زد. 

این جنون طبقاتی است. طبقه‌ی برتر با انباشت ثروت دچار رسوب عقل، که نه، زوال عقلانیت شده و مستی قدرت، آن را به بی‌بند وباری در اِعمال قدرت کشانده است. از این پس سرنوشت این جوامع، مانند آمریکا و بریتانیا و فرانسه و آلمان، تابع یک رویارویی جدی میان نیروهای اجتماعی ضد قدرت در پایین و نیروهای ضد اجتماعی انحصارگر و بی‌رحم در بالاست. 

اوج‌گیری اختلاف‌ها

تضادها میان این دو چشمگیر هستند. آن چه پایین می‌خواهد: 

.      عدالت اجتماعی و توزیع متعادل ثروت‌ها 

.      دمکراسی واقعی و در مسیر تامین منافع همگان 

.      نبود دروغ و حقه‌بازی در کار حکومت 

.      عدم به راه انداختن جنگ و کشتار 

.      عدم پیروی کورکورانه از شبکه جهنمی صهیونیسم 

.      نبود فساد و دزدی و غارت و چپاول ثروت‌ها 

.      احترام به حقوق بشر در همه جای جهان 

و در مقابل آن چه پایین می‌خواهد: 

.      پایان بخشیدن به هر چیز که نماد عدالت اجتماعی است و انباشت و انحصار ثروت‌ها 

.      پیاده کردن تمام پایه‌ها و نهادهای دمکراسی و تبدیل آن به یک لاشه‌ی توخالی 

.      استقرار دروغ و حقه‌بازی و شیادی به عنوان اصل پایه‌ای حکومتگری 

.      فعال کردن بی‌سابقه‌ی صنایع نظامی و کسب درآمد از طریق آن با به راه انداختن جنگ‌های متعدد 

.      همکاری کامل با شبکه‌ی جهنمی صهیونیسم برای محو ارزش‌ها، اخلاق و انسانیت

.      فساد عظیم و فراگیر و دزدی و غارت و چپاول ثروت های مردم و کشورهای ضعیف 

.      زیر پا گذاشتن حقوق بشر و نقض همه‌جانبه‌ی حقوق مدنی و انسانی و شهروندی  

بازگشت سرمایه‌داری به اصل خود 

در یک کلام، سرمایه‌داری در یک تضاد تاریخی آشکار گرفتار است: یا تعارف‌ها را کنار بگذارد و تبدیل به سرمایه‌سالاری مطلق شود و یا روند تحول تاریخی و طبیعی خود را به صورت مصنوعی به نفع جامعه متوقف کند و تحول یابد. این یک تضاد اساسی و تفاوتی آشکار است. آشوب و افسارگسیختگی که امروز در رفتار سیستم می‌بینیم شرایط غیرعادی برای سرمایه‌داری نیست، پایان بخشیدن به شرایط غیرعادی است. چرا که آن چه منطق حاکم بر نظام حکم می‌کند این توحش است، مدنیت‌مآبی سیستم به او تحمیل شده بود و تلاش وافر دارد که به آن پایان بخشد. خشونت و بربریت کنونی است که بخش اصلی منطق نظام است و نه دمکراسی و شکوفایی جامعه‌ی مدنی. سرمایه‌داری تلاش دارد با سرمایه‌سالاری به عصر انحراف جبری از ماهیت خویش پایان بخشد. 

در طول تاریخ تحول خویش، سرمایه‌داری بی‌رحم قرن نوزدهم برای ادامه‌ی حیات به پای ایجاد دو جنگ جهانی رفت؛ پس از آن مجبور شد که به واسطه‌ی فشار نیروها و جنبش‌های اجتماعی و طبقاتی، برخی امتیازات را به طور موقت به جامعه واگذار کند. از جمله : 

.      دمکراسی صوری و برگزاری انتخابات را بپذیرد، 

.      وجود و فعالیت آزاد احزاب سیاسی معتدل را برتابد، 

.      به حضور و کار سندیکاهای کارگری و صنفی تن دردهد، 

.      مطبوعات آزاد را پذیرا باشد، 

.      اجازه‌ی تجمعات و گردهم‌آیی‌های سیاسی را بدهد، 

.      به استقلال نسبی سه قوه‌ی قضاییه، مقننه و مجریه احترام بگذارد، 

.      آزادی‌های شهروندی و فردی را رعایت کند. 

همه‌ی این‌ها مواردی است که اینک، سرمایه‌داری -که وارد دوره‌ی سرمایه‌سالاری شده است- می‌خواهد پس بگیرد. برای این منظور اینک سرمایه‌دارها خود به طور بلاواسطه به عرصه‌ی سیاست آمده‌اند و با تسخیر بالاترین مقام و چیدن مشتی احمق و چاپلوس و نالایق در اطرافشان به این مهم مشغول هستند. برای همین، کشورهای سرمایه‌داری اینک به قصابخانه‌ی دمکراسی متعارف تبدیل شده‌اند؛ در کشورهای غربی اینک پیکر جامعه را آویزان کرده‌اند و ضمن بریدن سر آن، که همانا قشر روشنفکر و نقش هدایتگر تاریخی آنها برای توده‌ها بوده است، هر قسمت از بدن جامعه را که نمی‌خواهند می‌برند و دور می‌اندازند. 

توحش بی‌پرده 

شاهدیم که بدیهی‌ترین حقوق شهروندی در این کشورها نقض می‌شود، مردم را با باتوم و گلوله‌ی پلاستیکی و گاز اشک‌آور مورد حمله قرار می‌دهند، مخالفان را تهدید و بازداشت می‌کنند، سانسور را در فضای مجازی حاکم می‌سازند، روزنامه‌نگاران را به طور رسمی از دفتر رئیس جمهوری محروم یا بیرون می‌کنند، شهروندان را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، حق و حقوق آنها را کم یا قطع می‌کنند، سرویس‌های اجتماعی را تعطیل یا بودجه‌ی آنان را کاهش می‌دهند، هزاران هزار نفر از کارکنان بخش‌های دولتی را اخراج کرده  و بودجه‌ی آنها را کاهش می‌دهند، به طور علنی به شعور اجتماعی شهروندان و فهم آنها از واقعیت‌ها توهین و تورم و گرانی را به مردم تحمیل می‌کنند، وعده‌ی جنگ‌های بزرگ را می‌دهند و مردم را به قبول قطع مزایا و تامین اجتماعی برای تامین مخارج جنگ‌های در راه تشویق کرده یا مجبور می‌سازند، پول‌های کلانی را در بالا دست به دست کرده و خزانه‌ی عمومی دولت را به نفع منافع و شرکت‌های خصوصی و باندهای مافیایی خود خالی می‌کنند، قانون اساسی را به سخره گرفته و به طور آشکار  مفاد و قوانین منتج از آن را نقض می‌کنند، استقلال سه قوا را که بنیان دمکراسی است زیر پا گذاشته و آن را به دست فراموشی سپرده‌اند. به طور آرام نوعی دیکتاتوری و هرج‌و‌مرج‌سالاری مسئولیت‌گریزانه در حال استقرار در قلب سرمایه‌داری است. 

در چنین شرایطی، بدیهی است که این کشورها در داخل با خشم و نارضایتی اجتماعی گسترده‌ای روبرو باشند. سرمایه‌سالاری خود را برای این منظور آماده کرده است. دیگر بحث شنیدن اعتراضات و توجه ظاهری به آنها نیست. فقط سرکوب مطرح است:  

.      پلیس شهری را تقویت و زیر نظر آموزشیاران اسرائیلی آن را نظامی‌-‌ارتشی کرده، 

.      واحدهای ضد شورش قوی، تا دندان مسلح و بی‌رحم به وجود آورده، 

.      نفرت از خارجی‌ها را دامن زده تا نژادپرستی جایگزین مبارزه‌ی طبقاتی شود، 

.      با برخورد خشن با مهاجرین غیرقانونی -یا حتی قانونی- فضای وحشت نژادپرستانه را حاکم ساخته، 

.      در برخورد با تظاهرکنندگان و معترضین از تمام روش‌های خشن و ترس‌‌آفرین بهره برده، 

.      بسیاری از فعالیت‌های اجتماعی و اعتراضی را ممنوع و با عناوینی مانند فعالیت‌های تروریستی و افراطی با آنها برخورد کرده تا وحشت و ترور را در جامعه حاکم سازد. 

.      مخالفین سرشناس و مهم خود را یا در قالب‌های «قانونی» و پرونده‌سازی و یا به طور فیزیکی و در قالب ترورهای حساب شده از سر راه بر می‌دارد. 

تمامی این‌ها در زمانی است که پایه‌ی اصلی ساختار سرمایه‌داری، یعنی اقتصاد این کشورها، در حال سقوط آزاد است.

لنگ زدن اقتصاد 

رشد اقتصادی کشورهای اصلی سرمایه‌داری به حداقل رسیده، بازارهای بورس آنها متزلزل و قلابی شده، بانک‌ها در معرض یک ورشکستگی مزمن می‌باشند، بدهی عمومی دولت‌ها از کل تولید ناخالص داخلی آنها عبور کرده، صنایع آنها تمایل جدی به رفتن به سوی کشورهای ارزان‌تر دارند، رقبای اقتصادی بزرگ در جهان در مقابل آنها قد علم کرده یا از آنها پیشی گرفته‌اند، کشورهایی که در حال رشد و ظهور هستند تا نقش رقیب را برای آنها ایفاء کنند بیشتر و بیشتر می‌شوند، طبقه‌ی متوسط در حال کاهش و کوچک شدن است و طبقه‌ی محروم و محتاج در حال افزایش. بحران جمعیتی و رشد منفی جمعیت دامن‌گیر این کشورهاست، هزینه‌های لایه های کهنسال جامعه در حال افزایش است، تعداد مشاغل خلق شده کم و تعداد کسانی که در حال از دست دادن شغل هستند بیشتر شده است.

فاصله‌ی طبقاتی هرگز در تاریخ سرمایه‌داری به این حد نرسیده بوده و هیچ توازنی حتی به شکل ظاهری در ساختار اجتماعی این جوامع دیده نمی‌شود. میلیون‌ها شهروند اینک در معرض بیکاری اجباری ناشی از حذف خدمات دولتی و یا جایگزین با روبات‌ها و هوش مصنوعی هستند. 

وداع با اخلاق

در حالی که شرح تمامی فاجعه‌ی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و حتی فرهنگی این جوامع مفصل خواهد بود، شاخص همه‌ی آنها خداحافظی سیستم با اخلاق انسانی و اجتماعی و روی آوردن به سوی بی‌رحمانه‌ترین و رذیلانه‌ترین شیوه‌های حکومتگری است. سرمایه‌سالاری اینک ماکیاولیسم و رهنمودهای آن را بچه‌گانه تلقی کرده و با پیشه کردن اخلاق ابراهیمی به مرحله‌ی تازه‌ای از پستی و دنائت ضد بشری پای گذاشته است. 

سوار شدن تفکر ضد اجتماعی صهیونیسم بر سرمایه‌داری، این نظام را از مرحله‌ی غیر اخلاقی بودن به سمت ضد اخلاقی عمل کردن هل داده است. غیر اخلاقی یعنی عدم رعایت ارزش‌های اخلاقی، ضد اخلاقی بودن یعنی تدارک برای ریشه‌کن کردن ارزش‌های اخلاقی، به نحوی که ارزش‌های تمدن‌ساز بشری از صحنه‌ی جامعه رخت ببندند. اگر حاکمان فاسد موفق شوند این روند را بدون مقاومت اجتماعی قدرتمندی ادامه دهند زوال تمدن غرب و از هم‌پاشی سرمایه‌داری همزمان رخ خواهد داد. اما در این میان بشریت هم هزینه‌ای سنگین خواهد پرداخت. هزینه‌ی جنگ‌هایی بیهوده و مخرب که یا در جریانند یا در راهند: 

.      جنگ بزرگ در خاورمیانه برای اهداف شوم صهیونیسم اسرائیل، 

.      جنگ اوکراین و روسیه برای زنده کردن صنایع تسلیحاتی غرب و کشتن یک رقیب جسور، 

.      جنگ با ونزوئلا توسط آمریکا برای تصاحب اولین منبع نفتی جهان، 

.      جنگ بالقوه‌ی چین و تایوان به مثابه بهانه‌ای برای تخریب رقیب اصلی سرمایه‌داری ورشکسته‌ی غرب، 

.      جنگ در سودان برای نفت، 

.      جنگ با پاکستان برای از بین بردن خطر کشور اتمی اسلامی. 

سرمایه‌داریِ سر به جنون گذاشته شاهد است که نسل زد (Z generation) در کشورهای مختلف به پا خاسته‌اند. در همین یک سال گذشته شاهد حضور این نسل در صحنه‌ی سیاسی در کشورهای بنگلادش، سریلانکا، نپال، مراکش و ماداگاسکار به خیابان آمده‌اند. در قلب اروپا نسل جوان و مردمی که از بوی مشمئز‌کننده‌‌ی سرمایه‌داری صهیونیستی حالشان به هم می‌خورد در خیابان‌ها هستند. تشت رسوایی نظام از بام بشریت افتاده و جای تعارف و توهم نیست.

انقلابی در انقلابی‌گری 

شرایط جهان به سوی نوعی از موقعیت انقلابی دهه های نخست نیمه ی اول قرن بیستم می رود که برای رهایی از خصلت رادیکال و خطرهای آن، سرمایه داری غرب دو جنگ جهانی را به دنیا تحمیل کرد. اینک نیز با رشد رادیکالیسم اجتماعی، نظام فاسد حاکم  بار دیگر در صدد است تا با جنگ‌های خانمانسوز خود را از گرداب سقوط در خشم انسانی مرتبط با نفرت اجتماعی از خود نجات دهد. 

در قرن بیستم سرمایه‌داری در مقابل خطر انقلاب‌های اجتماعی بود، در قرن بیست و یکم، سرمایه‌سالاری در مقابل خطر انقلاب‌های انسانی قرار دارد. در مورد اول انقلابیون درصدد بودند که بر روی اشکالات نظام سرمایه‌داری انگشت بگذارند، حالا اما انقلابیون بر جوهره و منطق حاکم بر نظام سرمایه‌سالاری می‌تازند. تضاد دیگر فقط تضاد طبقاتی نیست، هر چند که محور مبارزه‌ی امروز از انباشت معایب تضاد طبقاتی بیرون آمده است؛ انقلابیگری نوین از نوع انسانی است، انسان‌مدار است. طبقه‌ی حاکم از این نوع انقلابیگری بیشتر وحشت دارد. چرا که اگر توانست انقلابیون قرن بیستم را با روایتی سطحی‌گرا از سوسیالیسم یا شعار-محوری چپ‌گرایی منحرف و زمین‌گیر سازد، انقلاب انسانی را به چشم پادزهر ماهیت غلیظ ضد انسانی خویش می‌بیند. 

تضاد اصلی تغییر کرده است؛ از مرحله‌ی تضاد سنتی کار و سرمایه عبور کرده‌ایم، تضاد نوین اینک میان انسان‌مداری و انسان‌ستیزی است. انقلاب انسانی برای سرمایه‌سالاری کنونی هزار بار خطرناک‌تر از انقلاب کمونیستی برای نظام سرمایه‌داری متعارف است، چرا که اولی به ذات مهربان و صلح‌طلب انسان ارجاع می‌دهد و نه به تشکیل حزب طراز نوین طبقه‌ی کارگر. قلب استدلال انقلاب انسان‌مدار ساده است: «انسان باش». یعنی به ضد انسانی که نظام سرمایه‌سالاری صهیونیستی می‌خواهد، تبدیل نشو، خودت باش، خودت بمان و ماهیت اصیل انسانیت را به خاطر بقای مادی به نظام ضد بشر حاکم نفروش. با انسان بودن زندگی کن و با استعفای از انسانیت به زنده ماندن اکتفاء نکن. 

انقلابی برای نجات بشر

میلیاردها انسان در زمین با این ایده احساس توافق و هماهنگی می‌کنند. شعار انقلاب انسانی هم‌سنخ انسان است: «جان و کرامت انسان برتر از هر چیز است». 

قرار دادن ارزش بی قید و شرط «جان و کرامت انسان» در بالاترین سطح از دستگاه ارزشی برهم زننده‌ی تمام بساط و سامانه‌های نظام ضد انسانی و ضد ارزشی سرمایه‌سالاری صهیونیستی است. به همین دلیل، تضاد کنونی، برخلاف تضادِ سطحی‌گرای قرن بیستم، یک تضاد واقعی و غیر نمایشی است و از جدیت ماهیتی و سرنوشت‌ساز برخوردار است. 

آن چه اخلاق را به جای تضاد طبقاتی جایگزین نبرد واقعی قدرت و ضد قدرت تبدیل کرده است همانا تغییر ماهیت نظام حاکم است از «سرمایه داری» به «سرمایه‌داری ابراهیمی» (صهیونیستی). مکتب ضد اخلاقی صهیونیسم با به دست گرفتن کنترل بخش اعظم ساختارهای اصلی اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای این کشورها، جهت‌گیری کلی تحول این نظام را به سوی نوعی از انسان‌ستیزی نهادینه از بالا پیش برد. به همین دلیل نیز جامعه اینک از دشمنی آشکار نظام حاکم با زندگی و حیات و رفاه خویش آگاه شده و بر آن است تا با تاکید بر دو ارزش «جان و کرامت انسان» در مقابل آن دست به یک مقاومت جانانه زده است. 

مقاومت مردم نوار غزه نمایشی بود از استقامت بی‌نظیر و بی‌همانند «انسان» در مقابل «اهریمن» سرمایه‌داری صهیونیستی. نبردی بس نابرابر و ناجوانمردانه که در تاریخ بشر نمونه‌ای نداشته است. ملتی که بر آن شد درد و رنج عظیم و مهیب خود را به کلاس درس تاریخ انسان تبدیل کند و نشان دهد که مقاومت شدنی است اگر بخواهیم. 

نبرد آغاز شده در غزه، که به تمام جهان سرایت کرده است، نبرد سرنوشت‌ساز آخرین بشر است. نبردی میان انسان و ضد انسان. نبردی که نتیجه‌ی نهایی آن، یا نابودی کل حیات موجودات زنده در کره‌ی زمین است به واسطه جنگ جهانی هسته‌ای و یا رهایی تمامیت بشر از دو عنصر سرمایه‌داری و صهیونیسم که به عنوان دشمنان بشر در حال فعالیت مخرب خود هستند. در صورت بروز مورد اول، جهانی نخواهد بود که بخواهیم غصه آن را بخوریم و در صورت بروز مورد دوم، صحبت بر سر یک جهان به کلی متفاوت است. 

موفقیت انقلاب انسانی به معنای پایان زجر و رنج و دیکتاتوری و غارت و جنگ و بهره‌کشی است. این سر آغاز ساختن جهانی خواهد بود که در آن تاریخ از نو نوشته خواهد شد و در اصل، شروع واقعی تاریخ است. 

ایران در این میان

کشورمان به عنوان مهد تمدن بشر یکی از اهداف اصلی صهیونیسم ضد تمدن بشر است. می‌خواهند بیایند و آن چه را که از ایران و ایرانی مانده است از صفحه‌ی زمین محو کنند. اگر ترس و تنبلی را پیشه کنیم موفق خواهند شد، اما اگر شجاعت و تلاش را مبنا قرار دهیم، همان طور که مردم نوار غزه نشان دادن می‌توانیم از شر دشمنان ایران جان سالم به دربریم و ایران را جادوانه سازیم. 

هیچ ملتی بدون مبارزه به چیزی دست نمی‌یابد. این نکته را اگر ملت ایران دریابد و اجرا کند رهایی او و بقای او حتمی است. اینک که شانس آن را داریم که بخشی از یک نبرد بزرگ بین‌المللی باشیم می‌توانیم با اطمینان از این که در جبهه‌ی عظیم بشریت قرار داریم، دلگرم و با روحیه برای بقای ایران و ایرانی و بقای انسانیت و انسان بجنگیم. . و چه شیرین جنگی است که در آن یک بار برای همیشه، سیاهی سرمایه‌داری و تاریکی صهیونیسم جای خود را به شکوفایی انسانیت و بهروزی انسان خواهند داد. 

شدنی است، اگر بخواهیم.#

_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید:  www.didgah.tv 
جهت اطلاع از نظریه‌ی «بی‌نهایت‌گرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بی‌نهایت گرایی: نظریه‌ی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
آدرس تماس با نویسنده: korosherfani@yahoo.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani

leave a reply

> <<

Didgah.tv

خبرهای مهم

12 دسامبر 2025 9.35 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۲۱ آذر ۱۴۰۴ – ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه حمایت…

12 دسامبر 2025 8.06 ب.ظ

مردم در ایران دچار نوعی کرختی بی‌سابقه شده‌اند وحتی در مقابل بدترین سناریوی قابل تصور واکنشی نشان نداده و همچنان به روزمره‌گی توأم با بدبختی مشغولند. در این شرایط تصور حرکتی خودجوش از آنان…

10 دسامبر 2025 10.34 ب.ظ

گفتار روز: اعتراضات معيشتى: شانس آخر قبل از شورش يا جنگ – کورش عرفانی  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…

08 دسامبر 2025 10.38 ب.ظ

گفتار روز: حذف پول ملى : نماد فروپاشى – کورش عرفانی  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه حمایت کنید. ←…

06 دسامبر 2025 11.36 ب.ظ

گفتار روز: آيا جنگى در راهست؟ – کورش عرفانی  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه حمایت کنید. ← عضو شوید.…

05 دسامبر 2025 9.43 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۱۴ آذر ۱۴۰۴ – ۵ دسامبر ۲۰۲۵  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه حمایت…

05 دسامبر 2025 5.46 ب.ظ

ایران کشوری است که در آن شاهد عقب راندن کل مملکت همزمان با عقب رفتن حکومت هستیم. کشوری که حکمرانان نالایق آن می‌خواهند از جامعه‌ای که به طور بالقوه فرسخ‌ها از او فاصله دارد عقب نیافتند تا…

03 دسامبر 2025 11.26 ب.ظ

  گروه های حساس:  نوزادان، شیرخواران، کودکان، مادران باردار و شیرده، سالمندان، افراد مبتلا به آسم، بیماری‌های قلبی و ریوی، دیابت، سرطان و سایر بیماری‌های شدید یا مزمن، چاقی مفرط. همچنین…

03 دسامبر 2025 10.43 ب.ظ

گفتار روز: فضاى عمومى در ايران تعيين‌كننده است – کورش عرفانی  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه حمایت…