این گونه به نظر میرسد که سرعت وخامت اوضاع در خاورمیانه در حال ورود به فاز جدیدی است. فازی که در آن جرقههای متعدد نزاع در منطقه به هم پیوند خورده و آتش یک جنگ بزرگ را برپا خواهند کرد. در روزی که این مقاله نگارش مییابد (28 اوت 2025) اسرائیل ۱) در نوار غزه به کشتاری بیرحمانه و مهیب مشغول است. ۲) مشغول تصرف شهرکهای فلسطینی در کرانهی باختری و بیرون راندن و بازداشت فلسطینیها در کرانهی باختری است. ۳) به صنعا پایتخت یمن حملات هوایی و بمبارانهای شدیدی را به این کشور تحمیل کرده است و ۴) مراکز حزبالله در جنوب لبنان زیر آتش توپخانه و بمباران قرار داده است. ۵) نیروهای بیشتری را به داخل سوریه گسیل داشته است.
در همین روز کشورهای اروپایی حامی اسرائیل (آلمان، بریتانیا و فرانسه) مکانیزم ماشه (SNAPBACK) را در چارچوب برجام و علیه ایران فعال ساختند. امری که تحریمهای گستردهای را بر کشور تحمیل کرده و اقتصاد ایران را با سرعت بسیاری بیشتری رو به فروپاشی خواهد برد.
روز قبل از این، در کاخ سفید جلسهای نیمه محرمانه با حضور هیولاهایی مانند تونی بلر، نخستوزیر سابق بریتانیا و جنایتکار جنگی تحت تعقیب و نیز جرد کوشنر داماد صهیونیست ترامپ با حضور رئیس جمهور آمریکا و مذاکرهکنندهی وی استیو ویتکاف برگزار شد تا در مورد فردای غزه بدون فلسطینیها در سرزمین تاریخی خود تصمیمگیری شود.
دو روز قبل، نیروهای ویژه اسرائیل در عمق خاک سوریه و در اطراف دمشق پایتخت این کشور مشغول عملیات نظامی خاصی برای از بین بردن تمام زیرساختهای نظامی این کشور بودند.
واضح است که اسرائیل در حال کشاندن کل آسیای جنوب غربی (خاورمیانه) به جنگی بزرگ است که قرار است نتایج زیر را در برداشته باشد:
۱) پروژهی تشکیل کشور مستقل فلسطین را برای همیشه به فراموشی سپارد.
۲) تمام فلسطینیها را قتلعام کرده و یا از سرزمین خود براند تا خاک آنها جزیی از اسرائیل شود.
۳) سوریه به عنوان یک کشور تجزیه و نابود شود و بخشهای عمدهای از آن به تصرف دائمی اسرائیل درآید.
۴) لبنان مورد تجاوز قرار گرفته و به طور کامل توسط اسرائیل تصرف شود.
۵) یمن به عنوان یک تهدید دائمی به طور کامل از بین برود.
۶) ایران نابود و تجزیه شده و فقط بخشهای دارای منابع طبیعی مانند نفت و گاز و آب به دست اسرائیل بیافتد.
۷) عراق تجزیه و نابود شود و فقط منابع آب و نفت آن در دست اسرائیل باشد.
این مقدمهای است برای تشکیل اسرائیل بزرگ که با تحقق آن، از میان بردن پاکستان، ترکیه، افغانستان و تمامی کشورهای عرب و سپس کشورهای آسیای مرکزی نیز در دستور کار رژیم صهیونیستی قرار خواهد گرفت.
برای این منظور، اسرائیل بر آن است که سرمایهداری غرب را که به طور تاریخی به بنبست رسیده قربانی کرده و از تمام منابع آن برای منافع خود استفاده کند. اسرائیل نیک آگاه است که سرمایهداری از این پس رو به افولی تاریخی خواهد گذاشت، چرا که منابع طبیعی زمین و ظرفیت فیزیکی آن برای تحمل مدل حیات سرمایهداری به پایان رسیده است، به همین دلیل این نظام مدتهاست یک مردهی متحرک تاریخی بیش نیست.
اسرائیل نمیخواهد که سرمایهداری غرب که شامل آمریکا و اروپاست، بدون رساندن منفعت تاریخی آخرین خود به پروژهی حکومت جهانی یهود از بین بروند؛ به همین دلیل، کنترل هر دو را در دست گرفته است و آنها را به سوی اهداف زیر هدایت میکند:
۱) از بین بردن هر نوع مقاومت اجتماعی، مردمی، حقوقی، قانونی، دیپلماتیک یا رسانهای در مقابل طرح اسرائیل بزرگ.
۲) یاریرسانی مالی و مادی و تسلیحاتی برای پیاده کردن طرح اسرائیل بزرگ.
۳) به میدان آوردن ارتشهای این کشورها و در رأس آنها آمریکا و بریتانیا برای از میان بردن دشمنان اسرائیل در سراسر جهان و از جمله در خاورمیانه.
۴) از بین بردن استقلال و حاکمیت تمامیت دولت-ملتهای منطقه از طریق سیاسی، اقتصادی، تحریمها، نظامی، هجوم و بمباران به نفع اسرائیل.
۵) وارد جنگ مستقیم شدن با تمام کشورهایی که اسرائیل میخواهد آنها را از بین ببرد از جمله لبنان، یمن و در رأس همهی آنها، ایران.
۶) فدا کردن کامل منافع ملی و داخلی کشورهای خود به نفع منافع جهانخوارانهی صهیونیسم بینالملل برای پیاده کردن طرح اسرائیل بزرگ و حکومت جهانی یهود.
آن چه که در حال حاضر میگذرد جزییات این نقشهی اهریمنی صهیونیسم اسرائیل است که سرمایهداری غرب به عنوان ابزار اصلی آن مورد بهرهبرداری قرار گرفته و میرود که پروژهی اسرائیل بزرگ را وارد فاز اصلی فعال و اجرایی خود کند.
صد البته که این طرح شیطانی با مقاومت کشورهای منطقه روبرو خواهد شد و از دل آن یک جنگ تمامعیار خونین بیرون میآید. اگر این جنگ گسترش یابد پای قدرتهای بزرگ به منطقه باز میشود و رویارویی اتمی میان این قدرتهای بزرگ یکی از احتمالهای بسیار قوی است. در صورت بروز آن ما شاهد آغاز جنگ جهانی خواهیم بود که این بار به صورت هستهای صورت میگیرد و به واسطهی آن کرهی زمین برای زندگی موجودات زنده ناممکن شده و انقراض حیات در سیارهی ما روی خواهد داد.
به این ترتیب مسیر تحول تاریخ جهان به سمت نابودی قابل ترسیم است:
۱) پیدایش اسرائیل
۲) گسترش اسرائیل
۳) آغاز طرح اسرائیل بزرگ
۴) جنگ بزرگ منطقهای برای استقرار اسرائیل بزرگ
۵) تبدیل جنگ بزرگ منطقهای خاورمیانه به جنگ جهانی
۶) تبدیل جنگ جهانی به رویارویی اتمی کشورهای صاحب قدرت اتمی
۷) از میان رفتن شرایط حیات در زمین به واسطه اثرات جنگ اتمی
۸) نابودی نسل موجودات زنده در سیارهی زمین برای میلیونها سال.
این سناریو با قدری تفاوت رخ خواهد داد. تنها چیزی که ممکن است آن را متوقف کند این است که در یک نقطهای اسرائیل در رویارویی با یک قدرت نظامی توانمند و مصمم، نقش محوری و وجودی خود را در این سناریو از دست بدهد. در این صورت تاریخ بشر وارد فاز و منطق جدیدی از تحول خواهد شد. در غیر این صورت انقراض نسل بشر و همهی موجودات زندهی زمین جای کمترین تردیدی ندارد.#
_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد