اخبار

در تدارک شرایط پس از پایان احتمالی جنگ

کورش عرفانی –  ۲۸ فروردین ۱۴۰۵

 

با اعلام باز شدن تنگه‌ی هرمز تا پایان آتش، همزمان با اعلام آتش‌بس ده روزه در لبنان، امیدها نسبت به پایان مخاصمه‌ی نظامی میان ایران و آمریکا افزایش یافته است. این امر را البته باید با احتیاط بسیار مورد نظر قرار داد. موجودی به نام اسرائیل از بدو پیدایش خود تاکنون با هیچ آتش‌بس و صلحی به صورت پایدار برخورد نکرده است؛ مگر از سر اجبار تا فرصتی یابد و آن را نقض و به تجاوز و کشتار ادامه دهد. به همین خاطر، ضمن برخورد نسبی و محتاطانه با این موضوع، در این نوشتار به بررسی این امر می‌پردازیم که از همین حالا و در صورت پایان احتمالی جنگ، چه موضوعاتی می‌بایست در ارجحیت قرار گیرد و برای آن کسب آمادگی کنیم. 

جنگ و بستر اجتماعی-سیاسی آن

جنگ اخیر اسرائیل و آمریکا علیه ایران در زمانی رخ داد که بنا بر محاسبات دشمن، ایران در موقعیتی شکننده قرار داشت و آسیب‌پذیر بود. این شکنندگی جنبه‌های مختلف اقتصادی، مدیریتی و سیاسی داشت، اما آن چه در این نوشتار مورد توجه است شکنندگی اجتماعی بود. 

در نبود جامعه‌ای منسجم برای ایجاد شرایط مطلوب حیات جمعی خویش، اسرائیل این گونه پنداشت که زمان مناسبی است تا این گسست اجتماعی را به گسست ملی و میهنی تبدیل کند و ایران را به جنگ و آشوب کشانده و کشور را تجزیه کند. 

این محاسبه‌ای بود به طور نظری درست، اما در عمل، غلط از آب درآمد، چرا که در ذهن بسیاری از ایرانیان انسجام ملی بر گسست اجتماعی غلبه کرد. این حاصل نوعی غریزه‌ی تاریخی بود که در حافظه‌ی جمعی ایرانیان ثبت است.

در ورای به شکست کشیده شدن توطئه‌ی دشمن، آن چه باید مورد نظر قرار گیرد اهمیت ذاتی موضوع شکنندگی اجتماعی است که باید هم در شرایط جنگ و هم در شرایط پسا جنگ به آن پرداخت. 

جامعه‌ی از هم گسسته

ظلم و ستم چند دهه‌ای رژیم استبدادی جمهوری اسلامی در داخل، نابرابری طبقاتی و انباشت ثروت در دست اقلیتی کوچک به بهای به فقر کشاندن اکثریتی بزرگ، ایران را برای ضربه‌پذیری از خارج آماده کرده بود. رژیم، بدون توجه به اهمیت استراتژیک پیوند ارگانیک میان دولت و ملت، به سیاست‌های غلط و ضد مردمی خود ادامه می‌داد. جنگ، به نوعی، تکمیل نظامی-خارجی سرکوب امنیتی-داخلی محسوب می‌شود. به همین دلیل می‌توان حدس زد که حتی در صورت آتش‌بس و اختتام جنگ کنونی، خطر خارجی همچنان در کمین فرصتی برای تعمیق شکاف میان دولت و ملت باشد، تا در یک بزنگاه حساس که تضادها به نقطه‌ی طغیان می‌رسند، باز وارد صحنه شود تا آن چه را که از طریق لشگرکشی نظامی به دست نیاورده بود، از مجرای آشوب و جنگ داخلی به چنگ آورد . 

دشمن در کمین خواهد بود تا جنگ طبقاتی در ایران را به جنگ فراطبقاتی و تجزیه‌ی ایران بکشاند.

اهمیت کاهش تضادها

این اما خطری است که هم بالای سر حکومت خواهد چرخید تا او را هرگز به حال خود واننهد و هم بر بالای سر جامعه‌ی ایران تا هستی او را به عنوان یک ملت زیر سؤال برد. پس، تشدید تضاد دولت-ملت در ایران به نفع هیچ یک از این دو نیست. بر عکس، این در وحدت ارگانیک دولت-ملت است که کشور در مقابل توطئه‌ها و تهدیدات فعلی و آتی دشمن بیمه خواهد شد. 

این وحدت ارگانیک اما چیزی نیست که بتوان بدون طرح و نقشه بدست آورد. نیاز به اراده و میل و کار فکر شده از هر دو طرف دارد. هم رژیم جمهوری اسلامی می‌‌بایست در تمامی بنیان‌های فکری، ایدئولوژیک و سیاسی خود تجدید نظرهای اساسی کند و هم مردم ایران باید گرایش‌ها و باورهای پیشین خود نسبت به دخالت‌ورزی در حوزه‌ی جمعی را مورد بازنگری جدی قرار دهند. 

در بالا صحبت بیش و پیش از هر چیز بر سر پایان بخشیدن به انسداد مشارکت سیاسی است. یک فضای باز سیاسی می‌تواند بسیاری از تضادهای تند گذشته را تبدیل به اختلافات قابل مدیریت کند. تعامل سیاسی باید به صورت غیرکنترل شده و غیر مصنوعی در جامعه رواج یابد و برای این منظور، نهادهای دولتی باید ماموریت یابند تا با تامین شرایط و فضای لازم، آزادی‌های حداقلی و نیز امنیت بازیگران سیاسی را فراهم کنند تا آنها بتوانند به مشارکت در روندهای انتخاباتی آتی بپردازند. انتخابات آینده در ایران باید از عملیات کنترل شده‌ی دولتی به فرایندهای سیاسی خودجوش و مردمی تبدیل شوند. احزاب و سازمان‌های سیاسی می‌بایست فضای فعالیت آزاد بیابند و بتوانند در درون جامعه به کار قانونی و توأم با امنیت بپردازند. آنها می‌توانند جامعه و خواست‌ها و مطالبات آنها را در یک روند تعریف شده و حمایت شده توسط قانون مطرح ساخته و پی‌گیری کنند. 

هر گونه خبط و خطای تاکتیکی یا استراتژیکی توسط دولت در دوران پساجنگ و ورود به کلیشه‌‌ها و عادت‌های سرکوبگرانه و محدودیت‌آفرین قبلی می‌تواند هست و حیات رژیم و نیز ایران را به خطر بیاندازد. این خطری است نه فقط جدی که حتمی. جمهوری اسلامی می‌تواند اطمینان داشته باشد که در صورت بازگشت به سیاست‌های خفقان و دستگیری و زندان و اعدام، مانند گذشته، سند مرگ خود را امضاء کرده است؛ اما این بار با خشونتی که بمباران‌ها و موشک‌باران‌های جنگ در کنار آن، یک ماجراجویی سبک جلوه کنند. 

راز موفقیت این ایده‌ی آفرینش انسجام دولت-ملت این است که هر دو طرف به نقش خود پی برند. به وظیفه‌ی دولت در بالا اشاره شد. اینک به این بپردازیم که جامعه چه سهم و نقشی در این میان باید داشته باشد. 

تحول هدفمند در جامعه

جامعه‌ی ایران به واسطه‌ی این جنگ وحشیانه‌ی تحمیل شده از سوی اسرائیل و آمریکا به شکننده بودن سامانه‌های کلی و عمومی خود پی برد. این چیزی بود که باید از قبل به آن پرداخته می‌شد، ولی اینک در پرتو شوکِ جنگ، مردم آمادگی بیشتری دارند تا به نقش حساس خود در تامین بقای ایران پی ببرند. تا این جا تصور می‌شد که مسئولیت دفاع از ایران با حکومت است، اینک برای مردم ایران آشکار شد که حکومتی ضعیف و فاسد و ناتوان، در این عرصه چندان قابلیتی ندارد. کاهش ضعف حاکمیت در ایران به عنوان یک نهاد بر عهده‌ی مردم ایران است. آن هم نه از طریق تبعیت کورکورانه و حمایت بی قید و شرط از حکومت، بلکه در قالب تعاملی معنادار و سازنده که در آن، مشروعیت دادن به حاکمیت در گرو تن دادن حاکمیت به خواسته‌های مردم خواهد بود. 

ضرر و زیان وحشتناکی که از حیث تلفات و خسارات به کشور وارد شد نشان داد که یک حکومت فاقد پشتوانه‌ی اجتماعی قادر نیست، در عرصه‌های دفاعی و نظامی به قابلیت‌هایی دست پیدا کند که به طور موثر قادر به دفاع از مردم و کشور و زیرساخت‌های آن باشد. به طور اصولی، هیچ حکومتی بدون حمایت تمام عیار مردم نمی‌تواند به این سطح از توانمندی دفاعی دست پیدا کند، مگر آن که کشوری به پادگان شباهت داشته باشد؛ مانند کره‌ی شمالی که یک دولت نظامی است و ملت، دنبالچه‌ای از آن است و چیزی به اسم دولت-ملت (state-nation) به معنای متعارف در علوم سیاسی درباره‌ی آن مصداق ندارد. 

ایران هرگز نمی‌تواند به کره‌ی شمالی تبدیل شود. ایران، نماد بارز یک دولت-ملت است و باید استراتژی بقاء و توسعه‌ی خود را نیز در همین راستا ساماندهی کند. برای این منظور، ملت می‌بایست چیزی فراتر از یک جمع کثیر از ساکنان سرزمین ایران باشد. نیاز است که مردم ایران دارای حیات پویای اجتماعی و حضور فعال سیاسی باشند. چیزی که در چهار دهه‌ی گذشته در ایران مصداق نداشته است. اما حال که از اهمیت چنین امری برای بقای ایران و ایرانی باخبر شدیم لازم است به طور همه جانبه به آن بپردازیم و شرایط بازسازی اجتماعی جامعه‌ی ایران را فراهم آوریم.

پویاسازی جامعه

پویایی اجتماعی به واسطه‌ی توجه شهروند به کیفیت زندگی خود زاده می‌شود. جامعه یک سازمان سیاسی نیست که بتوان آن را برای انگیزه‌های سیاسی و ایدئولوژیک به خیابان آورد. دلیل عدم موفقیت اپوزیسیون در بسیج سیاسی جامعه نیز همین بود که با شهروندان به مثابه اعضای یک سازمان برخورد می‌کرد و با چند شعار کلیشه‌ای در مورد دمکراسی و سکولاریسم برآن بود آنها را به طور میلیونی به میدان مبارزه بکشاند. این خطای ادراکی و ارتباطاتی هم اپوزیسیون و سازمان‌های سیاسی داخل کشور را ناکارآمد ساخت و هم جامعه را در تصور این که فعال شدن شهروندی معادل کار تشکیلاتی-سیاسی است فرو برد. 

این خطا را سرانجام می‌توان تصحیح کرد. شهروند باید دریابد که هدف اصلی از پویا و فعال شدن در حوزه‌ی جمعی در درجه‌ی نخست برای بهتر زندگی کردن است. برای داشتن دستمزد کافی، حق بیمه، تامین اجتماعی، امنیت اجتماعی، اینترنت پرسرعت، هوای قابل تنفس، مواد خوراکی سالم، آب آشامیدنی مناسب، فضای سبز در شهر و روستا، داشتن سرویس‌های کارآمد حمل و نقل، شبکه‌های کارآمد برق، گاز لوله‌کشی و امن، آموزش و پرورش با کیفیت، رسانه‌های پرمحتوا، سرویس‌های شهری مناسب، خدمات دولتی موثر و ارزان، خیابان‌های فاقد ترافیک کشنده و غیره. او باید بداند که به دست آوردن همه‌ی اینها از طریق حواله دادن ضمنی به دولت و منتظر شدن و امیدوار بودن صرف ممکن نیست. نیاز به حضور و دخالت فعال او دارد. و این دخالت همه‌ی آن چیزی است که یک جامعه را از قربانی دست بسته‌‌ی شرایط به عامل تعیین‌کننده‌ی شرایط تبدیل می‌کند. 

شهروند ایرانی باید دریابد که با کناره‌گیری از ایفای نقش اجتماعی خود، هیچ چیز بهتری از این وضعیت وخیم و فاجعه‌بار کنونی نصیبش نخواهد شد. باید بفهمد که دلیل حمله‌ی اخیر دشمن، نبود یک ایران قوی بوده است و نبود ایرانی قوی، به دلیل ضعف حکومت از یک سو و غیبت مردم در صحنه از سوی دیگر بوده است. این دیگر چیزی نیست که بتوان آن را انکار کرد یا نادیده گرفت. کشور در یک قدمی سقوط و اضمحلال است، یک ضربه‌ی اساسی دیگر بخورد چیزی از ایران و ایرانی به جای نخواهد ماند. پس یا حالاست که باید درس خود را از تاریخ بگیریم و بدان عمل کنیم یا بعد، دیگر بسیار دیر است. 

نتیجه‌گیری

جنگ، فقط ضربه‌ی نظامی نبود، بیدارباش تاریخی بود. باید بیدار شویم و دیگر هرگز در خواب ترس و تنبلی نرویم. خود را به دانش و آگاهی یا همان قدرت تشخیص درست منافع جمعی مجهز کنیم و به صحنه بیاییم و در آن فعال بمانیم. 

نگارنده و همراهانش در حزب ایران آباد، پیوسته درصدد بوده‌اند و خواهند بود که بنیان‌های عمل‌گرایی در جامعه‌ی ایران را تقویت کنند. نیروهای اجتماعی باید با ۱) سازماندهی، ۲) داشتن یک خط راهبردی و ۳) ایجاد توان عملی برای خویش به صحنه‌ی تعیین سرنوشت کشور وارد شوند. از زمانی که ما مردم قوی باشیم نه سرکوب ممکن است نه بی‌اعتنایی به خواست‌های جامعه و نه حیف و میل ثروت‌ها و نه به خطر انداختن هستی کشورمان. 

ما در صورت پایان یافتن جنگ- هرچند که احتمال آن کم است، اما صفر نیست- با طرح و ایده‌ها و پیشنهادات جدیدی به همراهی با جامعه‌ی ایران خواهیم پرداخت و آن چه را که لازم می‌دانیم با شما هموطنان عزیز در میان خواهیم گذاشت. لازم است از همین حالا، کنشگران و لایه‌های فرهیخته‌ی جامعه مانند معلمان و اساتید دانشگاه، دانشجویان، فعالان سندیکایی کارگری و صنفی، روزنامه‌نگاران، روشنفکران، مدیران، صاحبان شرکت‌های غیردولتی و امثال آن خود را برای برخوردی جدید با موضوعات حوزه‌ی عمومی آماده کنند. میان خود از همین حالا بحث‌های مربوط به مشارکت مردمی فعال در صحنه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی را مطرح کنید. 

در دوران پسا جنگ می‌توانیم حق مدیریت و حاکمیت ملی را به مردم ایران بازگردانیم. این نه یک اتفاق و رویداد یک شبه، بلکه یک روند طولانی خواهد بود؛ اما روندی شدنی، ممکن و ضروری.#

_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید:  www.didgah.tv 
جهت اطلاع از نظریه‌ی «بی‌نهایت‌گرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بی‌نهایت گرایی: نظریه‌ی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
آدرس تماس با نویسنده: korosherfani@yahoo.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani

leave a reply

> <<

Didgah.tv

خبرهای مهم

15 مه 2026 2.07 ب.ظ

کورش عرفانی –  ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ شرایط کنونی جهان و ایران از یک خصوصیت دوگانه برخوردار است: بی‌ثبات‌ترین و بلاتکلیف‌ترین وضعیت از یک سو و مهمترین و سرنوشت‌سازترین از سوی دیگر. این ویژگی…

08 مه 2026 8.49 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ – ۸ ‌می۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…

08 مه 2026 2.37 ب.ظ

کورش عرفانی –  ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ با جهانی متفاوت روبرو هستیم که شرایطی نامشابه با گذشته‌ی حتی نزدیک خود دارد و درک آن نیازمند بازنگری در بسیاری از دستگاه‌های تحلیلی پیشین است. جنگ اسرائیل…

01 مه 2026 9.43 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ – ۱ ‌می ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…

01 مه 2026 3.17 ب.ظ

کورش عرفانی –  ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ از یک مرحله به بعد سرنوشت ایران را جنگ تعیین نمی‌کند، شرایط بعد از جنگ تعیین می‌کند. شرایطی که در آن به فراخور آن که جنگ چگونه به پایان رسیده است، معلوم خواهد…

24 آوریل 2026 8.48 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ – ۲۴ ‌آپریل ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی…

24 آوریل 2026 6.36 ب.ظ

کورش عرفانی –  ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵   حمله‌ی نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران در حال به پایان بردن ماه دوم خود است. دیگر کسی باور ندارد که این یک «عملیات نظامی» بود. حالا بسیاری آن را یک «جنگ…

17 آوریل 2026 9.13 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۲۸ فروردین ماه ۱۴۰۵ – ۱۷ ‌آپریل ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی…

16 آوریل 2026 11.36 ب.ظ

همایون صادقی –  ۲۷ فروردین ۱۴۰۵ معماران و یا دلال ها تجربه جنگی با که تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران آغاز شد و صدها میلیارد دلار خسارت مادی و چند هزار کشته و آسیب‌دیده بر جای گذاشت، فراتر…