نقشه راه گذار ملی در شرایط جنگ و عدم مشروعیت داخلی حکومت
طرحی برای امنیت، مشارکت، توسعه و حفظ تمامیت ارضی
ایران در شرایطی قرار گرفته است که همزمان با جنگ خارجی و فقدان بخشی از فرماندهی نظامی و رهبری عالی، با عدم مشروعیت مردمی و خطر بیثباتی داخلی نیز مواجه است. تجربه تاریخی نشان میدهد که در چنین بزنگاههایی، کشورها یا به سمت فروپاشی و درگیری داخلی میروند، یا به سمت تمرکز اقتدارگرایانه شدیدتر، و یا با مدیریت عقلانی بحران، به گذار کنترلشده و ثبات پایدار دست مییابند.
این مقاله نقشهراهی عملی برای سناریوی سوم ارائه میدهد: گذاری مدیریتشده که چهار هدف اساسی را همزمان دنبال میکند:
۱. تضمین امنیت بدنه و هواداران نظام موجود
۲. ایجاد چشمانداز مشارکت واقعی برای مخالفان
۳. اطمینانبخشی به مردم درباره مسیر توسعه
۴. حفظ تمامیت ارضی و وحدت ملی
۱. تضمین امنیت بدنه نظام و جلوگیری از چرخه انتقام
یکی از مهمترین عوامل فروپاشی در دورههای انتقال، ترس ساختار حاکم از حذف کامل یا مجازات گسترده است. تجربه آفریقای جنوبی نشان داد که گذار موفق بدون تضمین امنیت نسبی نیروهای سابق ممکن نیست. کمیسیون حقیقت و آشتی به جای انتقامجویی، بر اعتراف، شفافیت و آشتی ملی تأکید کرد و از جنگ داخلی جلوگیری نمود.
در اسپانیا پس از مرگ Francisco Franco نیز توافقی سیاسی شکل گرفت که بر «عدم تصفیه گسترده» استوار بود. این تصمیم امکان انتقال آرام به نظام جدید را فراهم کرد.
پیشنهاد عملی:
• اعلام عفو عمومی مشروط برای مسئولانی که در جنایات (کشتار مردم) دخالت نداشتهاند. (واقعگرایی سیاسی ایجاب میکند که برای عاملان مستقیم جنایات، دادگاههای ویژه با استانداردهای بینالمللی پیشبینی شود تا خطر انتقامجویی مردمی کاهش یابد).
• تضمین حقوق بازنشستگی و جایگاه حرفهای نیروهای نظامی و کارمندان. (به منظور پیشگیری از درگیری داخلی، باید میان ارتش کلاسیک و ساختارهای امنیتی عقیدتی تفکیک قائل شد و سازوکار ویژه «خلع سلاح و ادغام» برای نیروهای امنیتی در ساختار ملی تعریف شود).
• تشکیل شورای امنیت انتقالی با حضور نمایندگان نیروهای مسلح.
• منع هرگونه خشونت و تسویهحساب سیاسی.
پیام روشن باید این باشد: گذار سیاسی به معنای حذف فیزیکی یا طرد اجتماعی نیست، بلکه بازتعریف قواعد بازی سیاسی است.
۲. مشارکت سازمانیافته اپوزیسیون در ساختار تصمیمگیری
هیچ انتقال پایداری بدون مشارکت نیروهای منتقد شکل نمیگیرد. تجربه لهستان در سال ۱۹۸۹ نمونهای موفق از مذاکره بین حکومت مستقر و مخالفان بود. «میزگرد ملی» امکان انتخابات نیمهآزاد و ورود تدریجی اپوزیسیون به ساختار رسمی قدرت را فراهم کرد، بدون آنکه ارتش یا ساختار اداری فرو بپاشد.
پیشنهاد عملی:
• تشکیل «مجمع گفتوگوی ملی» با حضور نمایندگان طیفهای مختلف سیاسی. (این مجمع باید شامل نمایندگان واقعی جنبشهای مدنی و نهادهای صنفی نیز باشد تا مشروعیت کافی برای مذاکره داشته باشد).
• تعیین جدول زمانی برای انتخابات مجلس مؤسسان.
• تضمین آزادی فعالیت احزاب و رسانهها در چارچوب قوانین حقوق بشر.
• نظارت نهادهای بیطرف داخلی و بین المللی بر فرآیند انتخابات.
پیام به مخالفان باید این باشد که مسیر تغییر از طریق نهادهای قانونی و صندوق رأی میگذرد، نه از طریق حذف و بیثباتسازی.
۳. اولویت اقتصاد و بازسازی برای جلب اعتماد عمومی
برای اکثریت مردم، مسئله اصلی امنیت اقتصادی و ثبات معیشتی است. تجربه ویتنام پس از جنگ طولانی نشان داد که تمرکز بر اصلاحات اقتصادی و بازسازی میتواند انسجام اجتماعی ایجاد کند. همچنین بازسازی در آلمان پس از جنگ جهانی دوم نشان داد که ثبات اقتصادی، موتور مشروعیت نظام سیاسی جدید میشود.
پیشنهاد عملی:
• تلاش فوری برای آتشبس و کاهش تنش خارجی. (ایجاد «ستاد مدیریت بحران اقتصادی» برای مدیریت جیرهبندی منابع، جلوگیری از قحطی و حفظ زنجیره تامین کالاهای اساسی در زمان جنگ).
• ایجاد صندوق بازسازی ملی با سازوکار شفاف مالی.
• تمرکز بر اشتغال جوانان و تثبیت ارزش پول ملی.
• اصلاح تدریجی ساختارهای اقتصادی با حمایت از اقشار آسیبپذیر.
پیام به مردم عادی باید ساده و روشن باشد: زندگی روزمره، اشتغال و رفاه در اولویت نخست قرار دارد.
۴. حفظ تمامیت ارضی و تقویت وحدت ملی
در شرایط خلا قدرت، خطر شکافهای قومی و منطقهای افزایش مییابد. تجربه هند پس از استقلال نشان داد که با ترکیب تمرکز ملی و واگذاری اختیارات اداری به ایالتها میتوان تنوع قومی را در چارچوب وحدت ملی مدیریت کرد.
پیشنهاد عملی:
• تأکید رسمی همه نیروهای سیاسی بر اصل ایران واحد.
• افزایش اختیارات اجرایی استانها در چارچوب قانون اساسی. (تدوین فوری نقشه راه برای مدلهای حکمرانی محلی، مانند تمرکززدایی اداری و مالی یا تقسیم قدرت سیاسی).
• مشارکت نمایندگان اقوام و مذاهب در شورای انتقالی.
تمامیت ارضی نباید موضوع رقابت سیاسی باشد؛ بلکه باید نقطه اشتراک همه جریانها تلقی شود.
چارچوب اجرایی پیشنهادی
۱. اعلام آتشبس و تشکیل شورای انتقال ملی.
۲. تضمین امنیت بدنه نظام و نیروهای مسلح (با تفکیک وظایف و خلع سلاح ساختارهای امنیتی جنایتکار).
۳. آغاز گفتوگوی ملی رسمی (با مشارکت نهادهای مدنی).
۴. تدوین قانون انتخابات و برگزاری مجلس مؤسسان.
۵. اصلاح قانون اساسی از طریق همهپرسی.
۶. تمرکز بر بازسازی اقتصادی (مدیریت ستاد بحران) و جذب سرمایه.
۷. نهادینهسازی اصل عدم انتقام و آشتی ملی (برپایی دادگاههای عادلانه برای جنایتکاران).
نتیجهگیری
گذار موفق در شرایط بحران، نه با حذف کامل گذشته، بلکه با مدیریت آن ممکن میشود. تجربههای تاریخی نشان میدهد که ثبات زمانی حاصل میشود که هر سه گروه اصلی — بدنه حاکم، مخالفان و مردم عادی — در آیندهای مشترک ذینفع باشند.
امنیت برای بدنه حاکمیت، مشارکت برای اپوزیسیون، توسعه برای مردم، و وحدت برای کشور؛ این چهار ستون میتواند ایران را از بحران جنگ و خلأ رهبری به سمت ثبات و بازسازی هدایت کند.
همایون صادقی

