برخی رویدادها از گستره و طول مدت خود فراتر میروند و تاثیری مهم و ماندگار به جای میگذارند. جنگ دوازده روزه میان اسرائیل و ایران از این نوع رویدادها بود. حرکتی که نشان داد کشوری پهناور با نزدیک به ۱۰۰ میلیون ساکن خود و تاریخی ده هزار ساله میتواند توسط یک تمامیت کوچک اما شرور، مخرب و قلابی به خطر بیافتد. این شوکی عظیم بود که ایران و ایرانی را بیدار کرد تا به طور جدی در مورد آسیبپذیری خویش بیاندیشد
تحلیلهای سطحی و ضعیف دلیل این امر را در حد ضعف دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور و یا ضعف سامانههای پدافند هوایی و امثال آن میدانند. اما برداشتهای عمیقتر، کلیت ساختارهای مملکت را در این امر دخیل دانسته و نگاهی همه جانبه به موضوع دارند. گروه نخست، راه حل را در تقویت هر چه بیشتر مراقبتهای امنیتی و پدافندی میداند، در حالی که درک دوم، ضرورت یک تغییر گسترده در تمامی ساختارهای چندگانهی سیاسی، اقتصادی، امنیتی، اجتماعی، فرهنگی، اطلاعاتی و نظامی کشور را مطرح میسازد
اگر کشورمان تنها به سوی راهکارهای دستهی نخست رود، بدیهی است که دیر یا زود بار دیگر از همان سوراخ گزیده میشود و این بار به مراتب بدتر و وخیمتر. اسرائیل به عنوان دشمن تاریخی ایران در کمین فرصت است. پس چارهی واقعی کار در رفتن به سوی نگاه دوم است، آن جا که تغییر درکلیهی نهادها و ساختارها و سازوکارهای حاکم بر کشور مطرح است؛ و نیک میدانیم که حوزههای سیاست، اقتصاد، جامعه، فرهنگ و قدرت نظامی به همدیگر مرتبط بوده و از یکدیگر تاثیر میپذیرند
اما انتخاب این رویکرد دوم نیازمند پاسخ به یک پرسش است: چگونه این تغییر همه جانبه و گسترده را انجام دهیم؟
برای این منظور نیاز به یک ایدهی ساده، روشن و قابل انجام داریم. ایدهای که بتواند با در نظر گرفتن واقعیتها به یک پروژه تبدیل شود. پروژه همان طرح عملی برای پیاده کردن یک ایده است. تا به حال ایدههای تغییر در ایران به طور عمده مبتنی بر پیشنهادات نظری جالب بوده و به طرح عملی تبدیل نشدهاند
بررسی یک مثال
دیدیم که در روزهای گذشته نامهای از جانب میرحسین موسوی انتشار یافت که در آن وی خواهان برگزاری انتخابات مجلس موسسان برای تغییر قانون اساسی شده بود. به دنبال آن ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر از ایرانیان داخل و خارج از کشور طی بیانیهای اعلام کردند که
«ما نیز بر این باوریم که گام نخستین و ضروری برای عبور از شرایط بحرانی کنونی، برگزاری همهپرسی آزاد جهت تشکیل مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی جدید است؛ قانونی که بر مبنای دموکراسی، حاکمیت ملی و موازین حقوق بشری تنظیم شده باشد»
این خود میتواند مقدمهای باشد برای روندی که در بالا آوردیم. این به طور صرف یک ایده است که برای تحقق نیاز دارد به پروژه تبدیل شود. برای این منظور، اینک از میان این چند صد نفر، میبایست کمیتهای برای پیگیری این مطالبه تشکیل شده و به دنبال عملیاتی و اجرایی کردن آن باشد. آیا چنین خواهند کرد؟
خواهیم دید. اما مسلم است که هیچ ایدهای تا زمانی که به معنای حرفهای کلمه به یک پروژه تبدیل نشود نمیتواند برای خود دو عنصر مهم نیروی انسانی و امکانات مادی را فراهم سازد. آیا این نامه و بیانیه نیز در حد ایده و حرف باقی خواهند ماند؟
نگارنده در سالهای گذشته چندین بار در این راستا پیشنهادی را مطرح و حتی در زمینهی تحقق آن فعالیتهایی را نیز با همراهان خود آغاز کرد. این جا و در این شرایط حساس کشور به این ایده باز میگردیم تا تناسب آن را برای شرایط مشخص کنونی در کشور بررسی کنیم
گذر ممکن به شرط عمل
در بسیاری از کشورها با طی شدن یک دوره و رسیدن به بنبست در وضعیت موجود، تلاش میکنند که پروندهی آن دوره را ببندند و آغازگر یک عصر تازه باشند. برای این منظور، با تغییراتی در چارچوب و مبانی شکلبندی قدیمی حاکم، هر آن چه را که در گذشته منفی و نازا بوده مورد بازنگری و اصلاح قرار میدهند و هر آن چه را که مثبت بوده نگه داشته و تقویت میکنند و سپس، ابتکارات تازه بر آن افزوده میشوند
این، چارچوب کلی و نظری ایدهای است که میتوان در قالب یک نظام مبتنی بر «جمهوریت» مورد استفاده قرار داد. این امکان وجود دارد که دوران پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ و آغاز جمهوری اسلامی در کشور را تا مقطع حاضر به عنوان دوران «جمهوری اول» به پایان بریم و آن گاه، با ایجاد تغییرات لازم، عصر تازهای را بر مبنای یک قانون اساسی اصلاح شده آغاز کنیم به نام «جمهوری دوم» ایران
جمهوری اول شامل همین چهل و شش سالی است که توام با فقر و فساد و استبداد و اعدام بوده و جمهوری دوم، میتواند دوران متفاوتی مبتنی بر مردمسالاری و قانونسالاری باشد. این یک امر به طور بالقوه شدنی است که برای تبدیل به واقعیت بالفعل نیاز به اراده و تلاش هدفمند دارد. ایدهی تشکیل جمهوری دوم فکر روشن و سادهای است که با الهام از تجارب کشورهایی مانند فرانسه و مکزیک و امثال آن اجازه میدهد در ایران نیز سنت پایان بخشیدن به یک دوران نامطلوب را در یک قالب سازنده و پیشرونده برنامهریزی و مدیریت کنیم
مزیت این روش در این است که از آشوب و فروپاشی ساختاری کشور -در شرایطی که اسرائیل به عنوان دشمن اصلی و سایر متحدین او به عنوان دشمن فرعی در انتظار فرصتی برای تجزیهی ایران هستند- جلوگیری میکند. وضعیت تباه کنونی سوریه اینک پیش روی ماست تا دریابیم چگونه هر حرکت غیرمردمی که از خارج تحریک و پشتیبانی شود به یک فاجعهی تاریخی ختم میشود. این چیزی است که جناح راست و وطنفروش اپوزیسیون ایران در خدمت اربابان خود در تلآویو و لندن میخواهد
در مقابل این طرح شوم و پلید، ایدهی گذر از جمهوری ناکارآمد اسلامی به عنوان جمهوری اول و آغاز دوران حکومت نخبگان و فنسالاران منتخب مردم، به عنوان جمهوری دوم، قابل اتکاء و در دسترس است. برای این منظور نیاز به اقدام و عمل داریم و بس. پیش از آن باید چند گزارهی پایه را مد نظر قرار داد
۱) پایان جمهوری اول و آغاز جمهوری دوم نیازمند تغییرات مهم در قانون اساسی است
۲) تغییر قانون اساسی از طریق مجلس مؤسسان قانون اساسی است
۳) برای تشکیل مجلس مؤسسان قانون اساسی نیاز به انتخابات آزاد میباشد
۴) انتخابات آزاد باید توسط دولت و با نظارت شهروندان صورت گیرد
این گزارهها به عنوان بدیهیات این روند مطرح است. اما بسیاری به درستی عنوان خواهند کرد که نظام جمهوری اسلامی به طور داوطلبانه به پای برگزاری چنین انتخاباتی نخواهد رفت، پس باید روشی یافت که از طریق آن حاکمیت کنونی مجبور به انجام این کار شود
چالش اصلی در ابتدای کار همین چگونگی وادارسازی نظام حاکم به پذیرش ضرورت برگزاری انتخابات آزاد برای تشکیل مجلس مؤسسان قانون اساسی با نظارت مردمی است. برای این منظور باید چند واقعیت را در نظر داشت
– این کار احتیاج به یک تشکیلات دارد تا روند را از ابتدا تا انتها مدیریت کند. این تشکیلات دربرگیرندهی یک مدیریت مرکزی و یک شبکهی مدیریتی میباشد
– روند مورد بحث دربرگیرندهی تکنیکهای مختلف است
. برگزاری گردهمآییهایی از نخبگان اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و یا اقتصادی برای روشنسازی این خواست به عنوان مطالبهی جمعی
. برگزاری تجمعات شهروندی در شهرها و روستاهای سراسر کشور برای مطرح کردن این خواست
. استفادهی گسترده از رسانههای اجتماعی اینترنتی برای همگانیسازی ایده
. برگزاری تظاهرات در شهرها، استان ها و در سراسر کشور برای اعلام حمایت گسترده از این خواست
. اعتصابهای صنفی موردی یا سراسری برای فشار آوردن به دولت در جهت پذیرش پیشنهاد
. ارائهی اولتیماتوم به دولت برای پذیرش این خواست تا یک زمان معین
. در ورای آن زمان، سازمان دادن حرکتهای بزرگ و سراسری اعتراضی به همراه اعتصاب سراسری نامحدود
. آمادگی برای مقابله با روشهای مختلف سرکوبگری
در صورتی که یک تشکیلات دارای برنامه و هدف مشخص، توان اجرایی و مدیریتی خود را پشت سر این فرایند قرار دهد، در این تردیدی نیست که در یک جایی، نظام جمهوری اسلامی پس از مشاهدهی ناکامی سرکوب و بی اعتنایی، در نهایت، مجبور به پذیرش این خواست خواهد شد
جان کلام
آن چه نگارنده بر آن سفارش میکند این است که از وقت و فرصت موجود حداکثر استفاده را ببریم و در صدد باشیم که امثال این ایدهها و پیشنهادها را هر چه زودتر و هر چه دقیقتر ۱) به پروژه تبدیل کنیم. ۲) برای اجرای پروژه نیروی انسانی و پشتیبانی مالی فراهم کنیم و ۳) اجرای پروژه را از ابتدا تا انتها مدیریت کنیم
تنها در صورت بیرون آمدن از چنبرهی ترس و تنبلی است که ایران شانس نجات خواهد داشت
_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
آدرس تماس با نویسنده: korosherfani@yahoo.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani

