کورش عرفانی – ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
با جهانی متفاوت روبرو هستیم که شرایطی نامشابه با گذشتهی حتی نزدیک خود دارد و درک آن نیازمند بازنگری در بسیاری از دستگاههای تحلیلی پیشین است. جنگ اسرائیل و ایالات متحدهی آمریکا علیه ایران و نتیجه آن، تا به همین جا، موقعیتی را رقم زده که زایندهی گزارههایی تازه است. این گزارهها به سهم خود از ثباتی نسبی برخوردارند اما امتیاز آنها در به روز بودنشان است.
شرایط جهانی جدید
در پایین برخی از این گزارههای عمومی در پیوند با شرایط جهانی را مرور میکنیم:
. جهان به یک دنیای چند قطبی تبدیل شده است.
. جهان فاقد نظام حقوق بینالمللِ دارای پشتوانه اجرایی است.
. به طور عملی منطق زور به طور آشکار و علنی بر روابط جهانی حاکم است.
. قویترها قوانین خود را دیکته میکنند، ضعیفترها یا میپذیرند و به خدمترسانی به آنها میپردازند (ونزوئلا) یا باید مقاومت کنند (ایران، کوبا). مقاومت ممکن است به نتیجه برسد و برای آنها استقلالی نسبی را به همراه آورد و یا آنها را در هم کوبد و به مرز نابودی بکشاند (فلسطین، لبنان).
. در جهان دیگر هیچ نهادی برای محافظت کردن عملی از حقوق ضعیفترها در مقابل قویترها باقی نمانده است.
. فقط با قدرت است که میتوان در مقابل زورگویی قدرتمندان ایستادگی کرد.
. منظور از قدرت، ترکیبی از قدرت نظامی، اقتصادی، سیاسی، فنآوری و حتی اجتماعی است.
. هیچ دولت-ملت ضعیف و نامنسجم در جهانی این گونه دوام نخواهد آورد.
. پیوستن به یکی از قطبهای بزرگ جهان برای محافظت از خود معادل واگذاری بخشی از استقلال خود است. آن چه مهم است این است که این واگذاری استقلال تا چه حد، در چه شکلی و در چه حوزههایی باشد.
کشور ما ایران باید با در نظر گرفتن گزارههای فوق برای خود یک «استراتژی بقاء و توسعه» هوشمند، واقعگرا و عملی را جستجو کند. «بقاء» در مقابل دشمن مانند دو دولتی که برای نابودی آن آمدهاند و «توسعه» برای قویتر شدن در ایستادگیهای آینده.
شرایط منطقهای جدید
اما علاوه بر گزارههای کلان بالا، به دلیل شرایط خاص منطقهای که ایران در مقابل آن قرار دارد پارهای از گزینههای خاص را هم باید در نظر گرفت:
. اسرائیل یک ماشین نظامی است که در پی جنگهای بیپایان است.
. هدف از جنگهای بیپایان تصرف خاورمیانه، ساختن اسرائیل بزرگ، تصرف تدریجی جهان و استقرار حکومت جهانی یهود میباشد.
. انفعال اعراب تا مدتها ادامه خواهد داشت و این راه را برای نفوذ دشمن به منطقه باز میکند.
. اسرائیل کنترل کامل ابر قدرت آمریکا برای کسب حمایت در جنگهای بیپایان را در اختیار دارد.
. سرنوشت اسرائیل و آمریکا پارادوکسوار به هم گره خورده است. رشد آمریکا رشد اسرائیل است و سقوط آمریکا سقوط اسرائیل.
. جنگهای بیپایان اسرائیل فقط در صورتی پایان مییابد که یا اسرائیل از بین برود و یا حمایت آمریکا از اسرائیل.
انتخابهای مهم
با ترکیب این دو سری گزینهها در مییابیم که ایران میبایست در انتخاب پایههای تدوین استراتژی بقاء و توسعهی خود نکات زیر را منظور کند:
. برای خود از میان قطبهای جهانی متحدانی را پیدا کند.
. ضمن اتحاد با این قطبها، استقلال خود را به هیچ عنوان از میان نبرد.
. اسرائیل را به عنوان دشمن همیشگی مستقیم و غیر مستقیم خود در نظر گیرد.
. آمریکا را به عنوان کشوری فاقد استقلال رأی و عمل و تصرف شدهی دشمن همیشگی خود اسرائیل در نظر بگیرد. (تا زمانی که تحولی عمیق در آمریکا سبب رهایی از سلطهی صهیونیسم شود.)
. در مقابل اسرائیل و آمریکا خود را به مراتب قویتر و ضربهناپذیر سازد.
. متحدان منطقهای این دو قدرت را به سوی خود جلب و یا آنها را با خصلت بازدارندگی خویش از همکاری و همسویی با دشمن بر حذر دارد. تشکیل یک جبههی منطقهای بازدارنده لازم به نظر میرسد.
شرایط داخلی جدید
دستیابی به اهداف تاکتیکی فوق در «استراتژی بقاء و توسعه»ی ایران نیازمند هوشمندی، درایت، مدیریت عالی و جدیت بسیار است. اما آن چه بیش از این اهمیت دارد تقویت بنیادین شرایط داخل ایران است تا پدیدهای به اسم دولت-ملت بتواند در معنای کامل و نیز کارکردی خود ظهور کند. جدایی میان دولت و ملت بزرگترین شکاف و ضعف برای تامین استراتژی بقاء و توسعهی ایران است.
این پارهای از نکاتی است که در داخل ایران باید مد نظر قرار گیرد:
. انسجام جامعه باید تقویت و بازسازی شود. فاصلهی طبقاتی باید به شدت کاهش یابد. برای این منظور با ضبط ثروتهای باد آوردهی ثروتمندان و اخذ مالیاتهای سنگین از طبقهی پردرآمد، بخش عمدهای از ثروت غارت شده در این چهل و هفت ساله گذشته بایستی به پایین منتقل شود. عدم توجه به این نکته تضاد طبقاتی را به جنگ طبقاتی تبدیل خواهد کرد.
. فضای سیاسی کشور باید باز شود و امکان مشارکت نیروها و تشکلهای جدید در عرصههای انتخاباتی فراهم شود.
. شرایط اقتصادی باید به سوی سرمایهگذاریهای بنیادین، دانشمحور، شغلآفرین و غیرمصرفی در قالب مدل «توسعهی پایدار» حرکت کند. سه حوزهی دولتی، تعاونی و خصوصی باید در قالب همکاریهای محوری مشترک وارد حوزهی اجرای پروژههای کلان در عرصهی زیرساختها شوند.
. شرایط فرهنگی باید به سوی شکوفایی خلاقیتها و استعدادها در یک ایران رها شده از خفقان و ترس باشد.
. قدرت دفاعی و نظامی ایران باید به نحو قابل توجهی افزایش یافته، مدرنیزه شده و خصلت قوی بازدارندگی پیدا کند.
نتیجهگیری
تدوین و اجرای یک استراتژی بقاء و توسعه با در نظر گرفتن واقعیتهای فوق یک فعالیت مشترک دولت از بالا و ملت از پایین است. در بالا باید نگاهها و سیاستهای حکومتی نسبت به همهی عناصر یاد شده مورد بازنگری جدی و اساسی قرار گیرد. حاکمان باید بدانند که ایران یا با تغییر میماند یا با عدم تغییر از میان میرود.
و در پایین باید شهروند ایرانی از نقش تماشاچی و منتظر و منفعل خارج شده و در قامت بازیگر و کنشگر حاضر در صحنه ظهور کنند. تنها در صورتی که هر دو تمامیت دولت و ملت برای تقویت و عظمت ایران به این جریان بپیوندند میتوان امیدوار بود که چنین استراتژیی ممکن و میسر باشد.
آیندهی ایران از این پس در دستان تک تک ایرانیان در سراسر کشور عزیزمان است. هر کس که عشق به ایران دارد باید برای بزرگی و پیشرفت و تقویت آن کوشا باشد. در سایهی تلاش جمعی است که ایران تغییر میکند و ایران تغییر کرده برای همیشه جاودان خواهد ماند: یک ایران آزاد و آباد.#
______________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد