بار دیگر موجی از اعتراضات سراسر ایران را فراگرفته است و به طور مداوم دست کم پنج روز است که ادامه دارد. این بار ریشههای حرکت به طور ملموس و مشخص مادی است. اعتراضات که با انگیزههای صنفی شروع شده بود به اعتراضات معیشتی تبدیل شده است و بارقهی قوی سیاسی را با خود یدک میکشد.
شانس موفقیت آن مثل همیشه تابع این خواهد بود که ۱) ادامه پیدا میکند یا خیر، ۲) تا چه حد انسجام درونی خواهد داشت و ۳) به چه میزان، از سازماندهی و هدایت و رهبری برخوردار خواهد بود.
هر یک از این سه برای تحقق ملزومات خود را دارند:
. اولین مورد نیازمند درک لایههای محروم جامعه از ضرورت حضور فعال و مشارکت مستقیم در جنبش است. امکان این امر به طور بالقوه وجود دارد اما بالفعل کردن آن نیازمند کار بیشتر است.
. دومی به هشیاری و درجهی «قدرت تشخیص درست منافع جمعی» یا همان «آگاهی» شرکتکنندگان مرتبط است.
. سومی بستگی به تحرک هدفمند و دخالت به موقع عناصر آگاه جامعه یا همان یکدرصدیهای فعال و هدایتگر دارد.
تامین این سه و دور نگه داشتن حرکت از دخالتهای توطئهآمیز دشمن (اسرائیل) نیاز به آن دارد که حرکت به سوی یک هدف مشخص، یک شعار واحد و یک رهبری دارای استراتژی پیش رود.
هیچ یک از این سه در حال حاضر به طور وسیع و یکپارچه و مشترک در جنبش اعتراضی کنونی موجود نیست، اما همهی اینها شانس پدیدار شدن و جا افتادن در درون جنبش را به طور بالقوه دارند.
بلوغ یک جامعه
باید دانست که سرنوشت هر جنبش اجتماعی در گرو درجهی بلوغ تاریخی جامعه است. جامعهی نابالغ جنبشهای ضعیف و قابل شکست و یا قابل انحراف مانند حرکت ۱۳۵۷ پدید میآورد و جامعه بالغ به حرکتهای موفق تولد میبخشد.
بلوغ تاریخی جامعه در پیوند با جنبش های اجتماعی شاخصهایی دارد از جمله ۱) نیروهای اجتماعی در حد کافی آمادهی شرکت در جنبش باشند. ۲) نیروهای نخبهی جامعه آمادهی هدایت جنبش باشند. ۳) برآیند عملکرد نیروهای تغییرطلب از تلاش نیروهای مخالف تغییر برای خنثی کردن آن بالاتر باشد.
جامعهی ایران از ۱۳۷۸ به این سو دست به قیامهای متعدد زده است و در هیچ یک از آنها به موفقیت دست نیافته است. باید دید که این بار در سایهی گذر این همه سال و تجربه و رویدادهای آموزنده سرانجام جامعه به این بلوغ تاریخی رسیده یا خیر. اگر رسیده باشد به معنای آن است که
۱) به مرور زمان نیروهای هر چه بیشتری وارد جنبش اعتراضی کنونی خواهند شد.
۲) به تدریج نیروهای نخبه و تغییرطلب جامعه هدایت حرکت را به دست خواهند گرفت و
۳) قدرت نیروهای تغییر طلب بر مجموع توان جریان ضد تغییر برتری مییابد.
زمان گویای همه چیز خواهد بود، اما بدیهی است که این روند را میتوان با درک و کنش خویش تقویت کرد و یا با تظاهر به عدم درک و انفعال خود، ضعیف ساخت. این بستگی به هر یک از ما دارد که با حضور یا عدم حضور فعال خود در این جنبش نشان دهیم که آیا جامعهی ایران به «بلوغ لازم» برای تبدیل حرکت اعتراضی کنونی به یک جنبش اجتماعی تغییرآفرین خواهد پیوست و یا این که باز هم باید چند ماهی تا چند سالی منتظر شویم. مشکل این جاست که دشمن، اسرائیل، در صدد حملهی نظامی و کشیدن آمریکا به کارزار نابودسازی ایران هستند. اگر جنبشی موثر در کار نباشد و جنگ رخ دهد، تغییر مثبت به نفع منافع ملت ایران شانس تحقق نخواهد یافت و جای خود را به زد و خوردهای محلی و تنازع بقاء و در نهایت، جنگ داخلی و تجزیهی ایران خواهد داد.
صحنه آماده شده است و باید دید که نیروهای اجتماعی تغییرطلب از یک سو و نیروهای ضد تغییر از سوی دیگر قبل از این که تهاجم نظامی اسرائیل آغاز شود چگونه عمل خواهند کرد.
شدنی است اگر بخواهیم. انتخاب با ماست.#
_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد