ایران در حال حاضر یک تمامیت در بنبست است و راه حل حاضر و آمادهای برای آن قابل تصور نیست. برای یافتن راه برونرفت لازم است تغییراتی تدریجی و ناگهانی صورت گیرد تا گشایشی پدید آید.
به طور معمول در شرایط بنبست سه نوع تغییر قابل توجه هستند: کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت. این سه از یک منطق ساده پیروی میکنند: تغییرات کوتاه مدت مسیر تغییرات میان مدت را میگشایند و این آخرین بستر تغییرات دراز مدت را فراهم میکند. ترتیبی که در این روند وجود دارد یک تقدم و تأخر ضروری را با خود همراه دارد. تصور این که جامعهی در بنبست میتواند از یک یا دو مرحلهی آن پرش کند و به راه حل نهایی و بزرگ برسد بسیار خام و غیر واقعبینانه است.
تغییرات کوتاه مدت در واقع حرکتهایی کوچک هستند که فقط نقش بیرون کشیدن اوضاع از قفل موقعیتی را دارند. قفل که باز شد میتوان برخی اقدامات را در میان مدت برنامهریزی کرد.
با وجود کوچک بودن و محدود بودن خود، این قدمهای کوچک آغازگر تمام حرکتهای بزرگ و مهم میباشند، بدون آنها، بنبست به مرگ میانجامد.
به نظر میرسد که در ایران به طور مشخص اینک ضرورت این اقدامهای کوچک مطرح است. دلیلی هم که تمامی تلاشهای مکرر مردم برای یک کنش عظیم و دگرگونساز به جایی نمیرسد این است که این قدمهای خرد صورت نپذیرفته و هر بار جامعه تلاش میکند که با پرش از روی آنها خود را به نقطهی نهایی برساند.
واقعبین باشیم!
در وضعیت کنونی جایی از مملکت نیست که آسیب اساسی ندیده و توان ایفای یک نقش مهم را بدون طی کردن مراحل سه گانهی بالا داشته باشد. در هیچ یک از حوزههای چهارگانهی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی چنین پتانسیلی برای یک عمل بزرگ و مهم وجود ندارد. همهی آنها اما مستعد قدمهای خرد، کوچک و در عین حال حیاتی برای ایجاد پویایی درونی و آماده شدن برای کنشهای بزرگتر هستند.
چیزی که بسیار اهمیت دارد این است که این قدمهای کوچک باید فکر شده، محاسبه شده و جهتدار باشد. نمیتوان هر حرکتی را به این حساب گذاشت. گامهای خرد باید بخشی از یک نقشهی راه دراز مدت و سازنده باشند تا بتوان به واسطهی مسیردار بودن آنها، شرایط را برای قدمهای بعدی آماده کرد. باید هدفی را دنبال کرد.
به عبارت دیگر باید بدانیم که چه کارهایی در کوتاه مدت میتواند شرایط کشور را از بنبست مطلق کنونی خارج کند. این کارها باید تعریف شده و با دقت و صبر و حوصله و مدیریت و کارشناسی همراه باشد. وقتی با این کیفیت اقدامی کردیم میتوانیم از آن نتیجهی ماندگار داشته باشیم.
دلیل این که اسرائیل و آمریکا فشار را بر ایران افزایش دادهاند این است که نمیخواهند چنین فرصت گشایشی در اختیار کشور قرار گیرد. فشار و تهدید روان جامعه را به هم میریزد، ترس و انفعال را حاکم میسازد و به این ترتیب مسیر سه مرحلهای بالا را از همان ابتدا ناممکن میسازد. وقتی جامعهای دچار وحشت و ناامیدی و حس انتظار منفعل شد، دست به هیچ اقدامی نمیزند، و این بیتحرکی است که سببساز مرگ آن تمامیت میشود.
رژیم آخوندی نشان داده است که هیچ درکی از این منطق حاکم بر حرکت استراتژیک ندارد، به همین خاطر هیچ اقدام مثبتی برای برونرفت از بنبست به عنوان قدمهای کوچک در عرصههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برنمیدارد. حداکثر تلاش آن در چارچوب اقدامات دیپلماتیک و نظامی است تا بتواند زمان بخرد تا در طول آن زمان فرصت پیدا کند باز هم کار خاصی انجام ندهد. این همان فرمول کشنده است.
از آن سوی، جامعه نیز در شوک کشتار و احتمال جنگ و فقر و بدبختیهای روزانه و تنازع بقاء گرفتار است و هیچ کنش جمعی برنامهریزی شده و هدفمندی برای طی قدمهای کوچک را در دستور کار خود ندارد. این هم بخش دیگری از فرمول مرگآفرین تمامیت ایران است.
ترکیب ایستایی بالا (حکومت) و پایین (جامعه) خبر از آیندهی خوبی برای کشور نمیدهد. ادامهی این وضعیت تمامی سامانههای مادی و روانی مملکت را فرسوده و ویران خواهد کرد و هیچ چیز از میهنمان به جای نخواهد گذاشت.
یک بار دیگر این بر عهدهی کسانی است که این وضعیت را درک کرده و نسبت به تغییر آن متعهد هستند. آنها باید وارد عمل شوند و جامعه را نه به قدمهای بزرگ و ناممکن، بلکه به برداشتن گامهای کوچک و ممکن تشویق کنند. هر کس در هر حوزهای که فعال است میتواند دست به چنین کاری بزند. دربارهی کارهایی خرد و جزیی اما مثبت و شدنی فکر کنیم و در صدد باشیم که با ایجاد حداقلی از پویایی، جامعه را از این انفعال مخرب و نابودگر بیرون بکشیم.
انتظار به تنهایی مشکلگشا نیست. حرکت هیجانی و جاهطلبانه ره به جایی نمیبرد. افسردگی و اضطراب مفید نیستند. تنها پیروی از منطق حرکتی که موثر است میتواند به ما کمک کند. منطقی ساده: با قدمهای کوچک تغییرات کوتاه مدت را سبب شویم، بعد به سراغ گامهای مهمتر برای تحقق تغییرات میان مدت رویم و وقتی شرایط مناسب شد به سوی قدمهای بزرگ و مهم و ساختاری در دراز مدت بپردازیم.
چه جنگ شود چه نه، این منطق پابرجاست و تنها راه ماست.#
_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد