کورش عرفانی – ۲۶ تیر ۱۴۰۵
جنگی که از یک سال پیش توسط اسرائیل و آمریکا علیه ایران آغاز شد با توقفهای چند ماهه ادامه دارد و از مرز یک سال هم عبور کرده است. هیچ چشماندازی برای پایان این جنگ قابل تصور نیست چرا که دلایل بنیادینی که آن را باعث شدهاند بر سر جای خود بوده و به نوعی گسترش هم یافتهاند. دلایلی که وخامت هم پیدا کردهاند.
آیندهی ایران را باید در چارچوب یک جنگ درازمدت که شانس بالقوهی تبدیل به یک جنگ بزرگ منطقهای و حتی جهانی دارد بررسی کنیم. آیندهای که، بیش از آن چه به عملکرد حکومت غیرمردمی ایران ربط داشته باشد، به اوضاع به هم ریختهی سیستمی بزرگتر باز میگردد که این جنگ و جنگهایی که در راهند یکی از نیازهای مبرم آن است.
هیولایی به اسم سرمایهداری ابراهیمی
این سیستم را میتوان «سرمایهداری ابراهیمی» نامید. ترکیبی از ساختار اقتصادی سرمایهداری و ساختار فکری صهیونیسم. هر دو رابطهی تنگاتنگ و متقابل و علت و معلولی دارند. این سیستم در شرایط کنونی دو مسیر را میتواند در پیش گیرد: یا سرمایهداری و صهیونیسم به طور ساختاری و جداییناپذیر ادغام و یک تن واحد میشوند که در این صورت سیستم تبدیل به خطرناکترین دشمن حیات بشر و موجودات زنده در سیارهی زمین خواهد شد. و یا سرمایهداری برای نجات آیندهی اقتصادی خود، به اجبار، خط و عملکرد خویش را از صهیونیسم جدا خواهد ساخت.
در حال حاضر در درون آمریکا و اروپای غربی نبردی شدید میان سرمایهداران و سیاستمداران غیر صهیونیست و سرمایهداران و سیاستمداران صهیونیست در جریان است. نبردی سیاسی، رسانهای، تبلیغاتی که چاره ای ندارد جز این که در ادامه به یک نبرد امنیتی، نظامی، طبقاتی، اجتماعی و در یک کلام، وجودی، تبدیل شود.
صهیونیسم آگاه است که بازی مشروعیت را به طور کامل باخته است. کشتار مردم خاورمیانه و به ویژه نسلکشی در نوار غزه و نیز اشغالگری و خشونت در کرانهی باختری و سپس، تخریب گستردهی لبنان و در نهایت، حمله به ایران و تهدید کشورهایی مثل ترکیه برای همگان مشخص ساخته است که یک تمامیت هیولاصفت فاقد هرگونه مشابهت و تجانس با تمدن بشری در اسرائیل شکل گرفته و در حال وارد شدن به فازهای بسیار خطرناک حیات و عملکرد خود است. جهان از تمامیت صهیونیستی نفرت دارد اما آنها میخواهند با تصرف قدرت سیاسی در کشورهای مختلف و نیز با اهرم اقتصاد و نظامیگری وجود منحوس و منفور خویش را به جهان تحمیل کنند. برای اسرائیل دیگر مهم نیست که مورد نفرت جهان است، چرا که این نفرت متقابل است. اسرائیل یه طور طراحی شده و با نقشه و برنامه میخواهد بشر را از صفحهی زمین محو و با تصرف کل سیاره، همهی منابع آن را در چارچوب «حکومت جهانی نژادپرست یهود» در اختیار قوم خود گیرد.
در مقابل، بخشی از سرمایهداری که میبیند این نقشهی پلید صهیونیستها چگونه در حال نابودسازی صلح جهانی و فروبردن جهان در جنگی تخریبگر است در تلاش است شاید بتواند خود را از این گرداب اسرائیل ساخته نجات دهد. این جناح سرمایهداری در حال آخرین سعی و کوشش است که، به طور مثال، انتخابات دمکراتیک در کشورهای آمریکای شمالی و اروپای غربی را به عنوان آخرین نهاد حافظ صلح داخلی و مدنی در ممالک این مناطق حفظ کند. اما در مقابل صهیونیستها به طور فعال برآنند تا با تحریف و دروغپراکنی و به مسلخ بردن فرایندهای انتخاباتی و دمکراتیک، شانس ظهور هر گونه دولت منتخبی که بخواهد منافع ملی را به منافع مافیاهای صهیونیست ترجیح دهد از میان برد.
این روند از میان بردن صحت و سلامت انتخابات از چندی پیش در کشورهای آمریکای جنوبی آغاز شده است و دستکاریها و تقلبها و حقهبازیها و نیز پولپاشی صهیونیستها سبب شده که یکی بعد از دیگری دولتهای پرواسرائیلی در این کشورها با کاندیداهایی که یا یهودیالاصل پنهان هستند و یا نوکران خریداری شدهی لابیهای صهیونیست پشت پرده، به چنگ شبکهها وابسته به اسرائیل بیافتد. صهیونیستها در پی آن هستند که چنین مدلی را در آمریکا، کانادا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، اسپانیا و ایتالیا و نیز استرالیا به اجرا بگذارند تا یک جبههی یک دست در اختیار صهیونیسم متشکل از کشورهای عمدهی سرمایهداری غرب شکل گیرد. پیشبینیهای برخی این است که آمریکا بزرگترین قربانی این تاکتیک جدید صهیونیسم خواهد بود و با زیر سؤال رفتن صحت و سلامت انتخابات کنگره در نوامبر 2026، وارد فاز آشوب، درگیری، خونریزی، بازداشتهای فلهای، کودتا و حتی جنگ داخلی و تجزیه خواهد شد. موفقیت اسرائیل در آمریکا معادل نابودسازی دمکراسی در این کشور و تبدیل آن به یک دیکتاتوری نظامی است که قرار است علاوه بر کشتار داخلی، تمامی کشورهای مورد نظر اسرائیل مانند ایران و ترکیه و پاکستان را تار و مار کند.
اسرائیلیهای همه جا حاضر
نفوذیهای اسرائیل همه جا هستند. هم در آمریکا هم در آلمان و هم در ایران. آنها یهودیان آشکار و پنهانی هستند که از شبکههای مخوف صهیونیستی خود دستور میگیرند و بر علیه منافع ملی مردم کشورهای مختلف و در جهت تامین پلیدترین نقشههای ضد بشری و ضد زمین اقدام میکنند. یا نامشان دونالد ترامپ است یا محمود احمدی نژاد.
به دلیل این عملکرد مخرب صهیونیستها، سیارهی ما در حال سوختن است. بزرگترین ضربههای غیرقابل بازگشت و غیرقابل جبران به طبیعت و محیط زیست وارد شده و بدون آن که اکثریت مطلق مردمان جهان بدانند وارد فاز انقراض بشر و موجودات زنده شدهایم. فازی که از همین تابستان 2026 آغاز گشته و ظرف فقط چند سال بزرگترین آشوب تمدنی بشر را باعث خواهد شد.
سرمایهداری ابراهیمی نیک آگاه است که این روند محو حیات کلید خورده و توقفناپذیر است؛ به همین دلیل در صدد است که با استفاده از جنگ، بیماریها و فنآوریهای مخفی ضد بشر مانند مهندسی آب و هوا، بیآبی و قحطی، روند منقرض ساختن ۹ میلیارد انسان و نیز حیوانات را به زعم خود مورد «مدیریت» قرار دهد. «مدیریت انقراض بشر»، ایدهای است که کسانی مانند ایلان ماسک، به عنوان نماد این سرمایهداری ابراهیمی، به طور جدی مورد توجه قرار داده و در صددند تا همزمان با حرکت به سوی پایان حیات روی زمین، امکان استقرار «قوم برگزیدهی خدا» در مریخ و ماه را فراهم کنند. چرا که زمین خواهد سوخت و برای میلیونها سال موجودی زنده در آن پدیدار نخواهد گشت.
ضرورت گسترش افق دید
در این شرایط، محدود کردن نگاه خویش به صرف آن چه در خاورمیانه، خلیج فارس و ایران میگذرد میتواند ما را از دیدن تصویر بزرگ محروم سازد؛ باید هر دو را مد نظر داشت. باید موضوع را جهانی دید و درک کرد و عمل و کنش جمعی را به صورت موردی و محلی مدیریت کرد.
ایرانیان باید بدانند که حملهی به ایران نه اولین جنایت سرمایهداری صهیونیستی آمریکا و اسرائیل است و نه آخرین آن. این یک روند مداوم است که بعد از آغاز در نوار غزه به ایران کشیده شده و بعد از ایران هم به سایر کشورهای منطقه و بعد کل آسیا و اروپای شرقی و سپس تمامی جهان کشیده خواهد شد. این یک رویداد نیست، یک زنجیرهی رویدادهاست.
یگانه شانس بشر
اما فراموش نکنیم که این روند تخریبگر هیولای اسرائیلیون یک تیغ دولبهی تاریخی است. یا دشمنان بشر، یعنی صهیونیسم و سرمایهداری ابراهیمی، به موفقیت دست مییابند که در این صورت، هر شکل از حیات انسان، حیوانات و گیاهان در پی یک جنگ جهانی اتمی برای میلیونها یا میلیاردها سال از میان خواهد رفت. و یا بشریت در سرکوب این گرایش خونخوار و ضد زندگی موفق خواهد شد که در این حالت، جهان وارد دور تازهای از حیات تاریخی خود خواهد شد: جهانی بدون صهیونیسم و بدون سرمایهداری ابراهیمی. البته که آن جهان، ویران و کم جمعیت و به شدت آسیب دیده خواهد بود؛ اما با این وجود، مجموعهی موجودات زنده، اعم از انسان، حیوان و گیاهانی که باقی خواهد ماند شانس این را خواهند داشت که حیات تاریخی متفاوتی را نسبت به لجنزار صهیونیستی-سرمایهداری کنونی تجربه کنند و جهان و تمدن نوینی را بسازند. تمدن، با حضور صهیونیسم، معنی ندارد.
تمام تلاش ما ایرانیان باید این باشد که میهن عزیز ما با مقاومت و هوشمندی و شجاعت و درایت خود، سهمی در آن جهان متفاوت آینده داشته باشد. چرا که فلسفه و فرهنگ و تمدن ایرانی بهترین و قویترین محتوا و ضمانت تاریخی برای خوشبختی انسان و موجودات زنده در یک دنیای رها شده از خباثت و پلیدی اهریمن ابراهیمی خواهد بود. تولد انسانیت در گرو دفن تفکر ابراهیمی است.#
______________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد