کورش عرفانی – ۷ فروردین ۱۴۰۵
جنگ اسرائیل و ایالات متحدهی آمریکا علیه ایران در چهارمین هفتهی خود یک واقعیت را آشکار ساخته است: برای این دو کشور پرشرارت، هیچ راه برونرفتی از بحرانهای ناشی از جنگ در کوتاه مدت وجود ندارد. دو کشور شروع کنندهی جنگ اینک در بدترین موقعیت تاریخ حیات خود به سر میبرند، چیزی که بسیار از دور از بهترین سناریوی خیالی است که در ابتدای تجاوز به خاک کشور ما برای خود تصور کرده بودند و اینک نیز با دروغ و تبلیغات میخواهند بگویند که به آن دست یافتهاند.
به نظر میرسد که جنگ، حتی اگر از حیث نظامی متوقف شود، در سه جبههی اقتصادی، سیاسی و تمدنی ادامه خواهد یافت. این جا با معنای دیگری از مفهوم «جنگ بیپایان» مواجه هستیم. هر دو دولت جنگافروز اینک باید آماده باشند که در ورای شکست نظامی که پذیرا شدهاند، ناکامی را در سه جبههی دیگر نیز به طور بیپایان تجربه کنند.
. در جبههی اقتصادی امپراتوری دلار و جایگاه جهانی سرمایهداری آمریکا رو به افول است. کشورها در تلاشند تا خود را از قید «پترو دلار»، یا همان معاملهی نفت با دلار آمریکا آزاد سازند. بسیاری از تعهدات مالی کشورها نسبت به اقتصاد آمریکا در حال متلاشی شدن است چرا که اعتماد به اقتصاد آمریکا کم و کمتر میشود. تورم فزاینده اقتصاد آمریکا را در خود گرفته و به سوی نارضایتیهای تند اجتماعی و حاصل ضررآفرین سیاسی آن میرویم. اقتصاد آمریکا از این پس نه تنها قادر به جذب سرمایهگذاری نخواهد بود، بلکه رقمهای کلان سرمایه از آن خواهند گریخت. از سوی دیگر، تمایل به همکاری اقتصادی با این کشور وابسته، بیثبات و تحت نفوذ صهیونیسم کاهش مییابد. سیستم مالی ایالات متحده بدون دلار -به عنوان ارز بینالمللی- و جایگزین شدن با «پترو یوآن» چین و یا روبل روسیه و نیز پول بریکس و نیز در رقابت با یوروی اروپا -که خود را از جنگ دور نگه داشته است- به سوی موقعیتی پرتزلزل و حتی فروپاشیدنی میرود.
آری! سرنوشت سیاه و تباهی در انتظار اقتصاد آمریکا در داخل و در سطح بینالمللی نشسته است.
. در جبههی سیاسی اسرائیل و آمریکا با فاجعهی محو هنجارها و نهادهای دمکراسی مواجهاند. سامانههای متداول سیاسی در این دو کشور فلج شده و به دلیل جنگ، دچار تنشها و اختلافات تند حزبی و جناحبندی خواهند شد. اعتبار و آبروی سیاسی آمریکا در جهان به عنوان یک مستعمرهی تحت انقیاد صهیونیسم زیر سؤال است و کسی حاضر نخواهد بود واشنگتن را به عنوان همتای سیاسی در موضوعات دو طرفه یا چند جانبهی سیاسی و دیپلماتیک در نظر گیرد. اینک کسی به حضور کمترین درجهای از عقلانیت سیاسی در تیم وحشی ترامپ باور ندارد و دنیا در حال فاصله گرفتن و ایزوله کردن این نوکران فاسد صهیونیسم در کاخ سفید میباشند. با سقوط اعتبار دیپلماتیک آمریکا، این کشور به جمع کشورهای دستهی دوم لیگ سیاسی بینالمللی سقوط خواهد کرد و هرگونه اقدام زورگویانه و نظامی دیگر برای به کسب جایگاه بهتر سبب پایینتر رفتن هر چه بیشتر آن خواهد شد. هرگونه تلاش جدی از جانب تیم تبهکار ترامپ، برای به تعویق انداختن انتخابات میان دورهای نوامبر 2026، ایالات متحدهی آمریکا را تا حد یک «جمهوری موزفروش» (Banana Republic) کاهش خواهد. ترامپ و تیم او با طراحی یک کودتا یا شبه کودتا در تلاشند تا از سقوط و استیضاح و دستگیری و محاکمهی خود بگریزند و در این راستا مصمماند تا مرز به راه انداختن یک جنگ داخلی خونین در آمریکا به پیش روند.
آری! آیندهی سیاه و فاجعهباری از حیث سیاسی در انتظار شرایط داخلی و خارجی آمریکا قابل پیشبینی است.
. در جبههی تمدنی اینک توحش ضد بشری ترکیب «قوم برگزیده» -یا همان صهیونیسم ضد بشر- و نژاد برتر -یا همان باورمندان نژادپرست به برتری مغز کوچک خود نسب به سایر نژادها- تبدیل به تهوعآورترین پدیدهی ضد تمدنی تاریخ معاصر شده است. سرمایهداری ابراهیمی هر آن چه را که از پلیدی و خباثت و شرارت و بیرحمی میشناسیم در خود دارد. نفرت از اسرائیل در فضای مجازی به ۹۲ درصد رسیده است و ایالات متحده اینک به عنوان گاو وحشی افسار گسیخته در بلورفروشی شکنندهی تمدن بشری مطرح میشود. در طول این جنگ، این دو، بازی را در مقابل متانت تاریخی تمدن ایرانی و شرقی باختهاند. این آغاز پایان عمر مجموعهی گنداب گرفتهی پر از خونریزی و تجاوز و کشتار و غارت استعمار غرب و تفالهی ضد بشر آن، صهیونیسم اسرائیل، است. این، پایان دوران تاریخی غرب و افتادن لوکوموتیو قطار تمدن بشر به دست شرق و در رأس آن، ایران است. یک بار دیگر، تعیین مسیر تاریخ به عهدهی کشور سازندهی تاریخ یعنی ایران افتاده است. سرزمینی که زبان و ادب و فرهنگ و هنر و تمدن را آفرید و به بشریت هدیه داد.
آری! آیندهی تاریک و افول مطلق در انتظار مجموعهی ضد تمدن آمریکا و اسرائیل یا همان سرمایهداری ابراهیمی است.
با بارز شدن ناکامی قابل مشاهدهی اسرائیل و آمریکا در جنگ علیه ایران، در تمامی جبههها (نظامی، اقتصادی، سیاسی و تمدنی)، اینک میماند که آیا این هیولاهای شاخ شکسته و مفلوک ضد بشر، شکست مفتضحانهی خود را قبول کرده و آمادهی افول غیر قابل پرهیز به سمت زبالهدان تاریخ میشوند و یا میخواهند، به عنوان بازندگان لجباز، جهان را به یک نزاع بینالمللی، یا همان جنگ جهانی سوم اتمی، بکشانند.
اگر شکست را بپذیرند، فرصتی برای احیای زمین و بشریت فراهم میشود و در این جریان، ایران و تمدن انسانمدار آن نقش محوری را بازی خواهند کرد؛ و اگر نپذیرند جهان به سوی آخرالزمانِ اتمی و محو انسان و موجود زنده از سیارهی زمین پیش خواهد رفت.
هر کدام که رخ دهد ما در این میان میدانیم که به عنوان ایرانی، مثل همیشه در این جنگ نیز، در جبههی اصالت و انسانیت و عقلانیت هستیم و به این واسطه، با روحیهای قوی و در کمال شادی و رضایت از خود، به کار و تلاش و مبارزهی بیامان برای نجات ایران، منطقه، جهان و بشریت ادامه خواهیم داد. یا پیروز می شویم و یا در صورت پایان اتمی عمر بشر در زمین، به عنوان موجودات پیوند خورده به اصالت وجود وهستی، جاودانگی را در قالب حیاتهای بینهایت تازه تجربه خواهیم کرد.#
_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد