در شرایطی که تمامی شاخصهای کلان حیات اقتصادی و اجتماعی در کشور رو به وخامت است، شوربختانه، درجا زدن، عدم تحرک و ناتوانمندی از ویژگیهای هر دو طرفِ دولت و ملت ایران شده است. نوعی از فلج تاریخی که یادآور دورههای تاریک و سیاه تباهی کشور در عصر غارت آن توسط مغولان و یا حراج آن توسط سلطنتِ ایران فروش قاجار است.
نسخههای پیشین پیچیده شده برای ایجاد تغییر و تحول در ایران یکی بعد از دیگری بیاعتبار و به فراموشخانهی تاریخ سپرده میشوند. در نهایت میماند واقعیت لخت و عریانِ دولتی که هیچ چیز ندارد به ملت بدهد و ملتی که هنوز باور ندارد دولت چیزی ندارد به او بدهد.
این نازاترین حالت تعامل میان دولت و ملت آن قدر ادامه خواهد یافت تا به فاجعه ختم شود. در آن شرایط، که آخر خط این بازی مخرب خواهد بود، میماند دهها میلیون گرسنه و بیآب و بیپول و بیخانمان که به خیابانها می ریزند تا در کشوری که به فقر و ورشکستگی و ناترازی و آشوب دچار شده، شاید چیزی برای زنده ماندن پیدا کنند. این همان شورش اسیدهای معده است که، وقتی به راه بیافتد، بر سر راه خود نه از تاک نشان میگذارد و نه از تاکنشان.
فاصلهی زیادی تا آن جا نداریم، هر چند که به قولی، تا چند دقیقه قبل از سقوط دیکتاتوریها، همه چیز خوب به نظر میرسد.
یک ایران شورشی در راهست، اما این شورش قیامی علیه ظلم و ستم و استبداد و فساد نیست ، خیزشی است از سر ناچاری برای نان و آب. منتظر یک جنبش سیاسی سازمانیافته و هدفمند و قابل رهبری نباشیم، این یک حرکت معیشتی کور و هیجانی است. بازیگران آن، طبقهی متوسط و دمکراسیخواه و و طالب لائیسیته یا سکولاریسم نیستند. آن طبقه دیگر موجود نیست، شرکتکنندگان در شورش، محرومینی هستند که در دریای فقر و گرسنگی و بیچارگی مطلق در حال غرق شدنند و متوجه میشوند که دیگر حتی آبششهایی که در خود رشد داده بودند به دادشان نمیرسد. پس میآیند که هر طور شده نان پیدا کنند.
شورشهای آینده خشن و خونین خواهند بود، از هر دو طرف. پایینیها بالاییها را میکشند که نان به دست آورند و بالاییها پایینیها را قتل عام میکنند که زنده بمانند. مرجع و منبعی برای ایجاد صلح و آرامش نخواهد بود چرا که کسی نیست که بتواند، در پی یک آرامش فرضی، آن چه را که دهها میلیون شورشی میخواهند به آنها بدهد، یعنی آب و نان و کار.
از زمانی که آغاز شوند، این شورشهای معیشتمحور با دخالت عوامل بیگانه، به ویژه توطئههای اسرائیل، به جنگهای قومی و منطقهای و استانی تبدیل شده و از دل آن، یک جنگ داخلی گسترده بیرون میآید که تمامیت ارضی ایران را زیر سؤال برده، حکومت مرکزی را از میان برداشته و شرایط تجزیهی دائمی ایران را فراهم خواهد ساخت.
این سناریوی محتمل در حال شکل گرفتن است. زیر پوست جامعه دیگر چیزی در جریان نیست جز ناامیدی و سرخوردگی و خشم و نفرت. این عصبانیت فراگیر ایرانیان انباشتی بیسابقه پیدا کرده است و اگر بیرون بزند تر و خشک را با هم خواهد سوزاند و تا مرز محو تمامیت ارضی و وحدت ملی کشور پیش خواهد رفت. در این میان بود یا نبود جنگ مستقیم با اسرائیل چیز زیادی را عوض نمیکند فقط ممکن است موضوع را قدری جلو یا عقب بیاندازد.
در این آخرین ایامی که قبل از شروع این سناریو در آن به سر میبریم، چشمهی خلاقیت ذهنی جمعی ایران خشک و نوعی فضای ابهامپردازی و کلیگویی و شکوه و فحاشی و قیل و قال حاکم شده است. کسی راهکاری ندارد. نه برای این که حتی خلاقیت ذهنی فردی ایرانیان هم ته کشیده، بلکه به این دلیل ساده که زمان مناسب برای یافتن راهکارهای حرکت جمعی سپری شده است. مردمی خسته و فرسوده و عصبی و بیاعتماد، در جامعهای اتمیزه و از هم پاشیده و فاقد ارادهی همگانی، باور و حوصلهی حرکت جمعی برای تحقق هیچ راه حلی را ندارند.
کشور در ترکیبی از ایستایی مصلحتی، فلج داوطلبانه و زمینگیر شدن اجباری به سر میبرد و گویی کسی را توش و توان عمل، از نوع ساده یا قهرمانانه نمانده است. ضد-قهرمان، به واسطهی پیروزی موقت در تنازع بقاء، احساس قهرمان بودن دارد.
با آغاز شورشها البته یک تحرک عظیم و گذرا در عرصهی سیاسی و جامعه رخ خواهد داد، اما این که طرح و برنامهی مشخصی برای عمل گسترده و سرنوشتساز وجود داشته باشد بسیار بعید است.
درست به مثابه فرونشست سرزمین ایران -که ناشی از برداشت افراطی آبهای زیرزمینی است- جامعهی ایران نیز به دلیل محرومیت افراطی از آزادی و تفکر و مسئولیتپذیری و توجه به سرنوشت جمعی، آمادهی فرونشست است.
نتیجه این که، نه برای اولی دیگر راه حلی هست نه برای دومی!
تنها امید صاحب این قلم این است که در نتیجهگیری خود اشتباه کرده باشد.#
_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد