اخبار

مدیریت کارآمد: کلید گشایش قفل بن‌بست تاریخی ایران

ایران با چالش‌های متعددی مانند کمبود آب، برق، تورم، رکود، تهدید حمله‌ی نظامی و امثال آن مواجه است، اما شاید بیش و پیش از هر مشکلی ضعف مدیریت مطرح باشد. بارها از «ناترازی مدیریتی» به عنوان مهم‌‌ترین ناترازی حاکم بر کشور نام برده شده است. این معضل چند ده ساله‌ی کشور است. 

نطفه‌ی بحران مدیریتی در کشور زمانی گذاشته شد که همزمان با کسب مالکیت بر ثروت نفت خود، ایران از داشتن تیم مدیریتی قادر به استفاده‌ی بهینه از این ثروت محروم شد. کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در واقع آغاز انداختن ایران به یک روند تخریب‌گر تاریخی بود که تا همین امروز ادامه دارد. جا‌به‌جایی قدرت در سال ۱۳۵۷ که نام «انقلاب» بر آن گذاشته شد سبب وخیم‌تر شدن آن روند بود و نه نقطه‌ی آغازین آن. 

تزریق درآمد نفتی به ویژه از زمانی که قیمت آن در اوایل دهه‌ی هفتاد میلادی -یا همان اوایل دهه‌ی پنجاه خورشیدی- در ایران رو به افزایش گذاشت، کشور را به طور غیر منتظره‌ای به سوی کسب میلیاردها دلار درآمد هدایت کرد. میهن ما در جهت بهره‌برداری درازمدت  از این پول از ساختارهای مدیریتی مناسب برخوردار نبود. تمرکز تصمیم‌گیری‌ها در دست فرد شاه و نبود یک ساختار نهادینه‌ی تخصصی برای کارشناسی تصمیم‌گیری‌ها، کشور را به سوی مصرف‌گرایی کاذب، خریدهای غیر ضروری، ضعف سرمایه‌گذاری‌های اساسی و عدم تمرکز بر روی زیرساخت‌های ضروری اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و البته سیاسی کشاند. 

ایران به مثابه بدنی بود که به جای رشد همگون و همسان همه‌ی اعضای آن، شاهد رشد بیش از حد برخی از آنها بود. این امر نوعی بدقوارگی ساختاری را سبب شد که از دل آن هم انقلاب بیرون آمد و هم تمام فاجعه‌ی چهل و شش سال اخیر. با رشد اقتصادی کاذب ناشی از چند برابر شدن درآمدهای نفتی، به دلیل افزایش قیمت نفت از ۲ تا ۳ دلار به ۱۶ تا ۱۷ دلار در هر بشکه، کشور قربانی بیماری هلندی شد و واردات گسترده‌ی کالاهای مصرفی و نیز گسترش صنایع مونتاژ یک تحرک بی‌سابقه‌ی اقتصادی اما سطحی و ناپایدار را باعث شد. در حالی که اقتصاد به سوی رشدی عظیم در برخی از حوزه‌ها  می‌رفت، بخش‌های دیگر در جامعه در سکون و درجازدن ناشی از بی‌فکری مدیریتی باقی ماندند. این عدم تناسب به دشمنان ایران اجازه داد که به راحتی با ابزارهای احساسی مانند مذهب و آرمان‌گرایی‌های پوچ سیاسی، جامعه را علیه‌ی حاکمیت یک جانبه‌گرای شاه بسیج کرده و قدرت را به نیروهایی به مراتب عقب مانده‌تر و کهنه‌گراتر بسپارند. ایران به مسیر قهقرا پرتاب شد. 

فقر مدیریتی رو به تشدید در کشور سبب شد که در دهه‌های بعد، حتی افزایش چند برابری قیمت نفت و تابع آن، درآمدهای هنگفت نفتی، چیزی جز ضرر و زیان بیشتر به کشور وارد نسازد. مدیریت آشوب‌زده، غیرکارشناسی و دچار فساد عمیق رژیم آخوندی، آخرین ضربه‌ها را به پیکر ایران وارد ساختند و آن را در سراشیبی سقوطی قرار دادند که اینک به مراحل حاد و جدی آن رسیده است. 

در شرایط کنونی نیز از آن جا که مشکل پنجاه ساله‌ی کشور، یعنی ضعف عمیق مدیریتی همچنان پابرجاست، کمترین شانسی برای بیرون کشیدن کشور از اضمحلال وجود ندارد. این روند تخریب‌گر ادامه خواهد یافت تا جایی که از ایران و ایرانی چیزی به جای نخواهد ماند. هرگونه تغییری که نتواند بحران اصلی کشور، یعنی بحران مدیریت را حل و فصل کند، قادر به حل هیچ یک از بحران‌های دیگر هم نخواهد بود. رفع مشکل مدیریت پیش شرط حل مشکلات کشور است. 

بحران مدیریت 

این امر به آن باز می‌گردد که در اداره‌ی امور هر تمامیتی، داشتن امکانات مادی و مالی یک موضوع است، چگونگی بهره بردن از آن موضوع دیگری است. کم نیستند کشورهایی که به دلیل منابع فراوانی که طبیعت در اختیارشان گذاشته ثروتمند بودند یا هستند، اما وضعیت این کشورها همچنان وخیم و در صف کشورهای توسعه نیافته می‌باشند. این فقط به ضعف مدیریت باز می‌گردد. وقتی ندانیم که از آن چگونه باید بهره بریم، ثروت تبدیل به بلای جان می‌شود. 

این امر در ایران رخ داده است. در صد سال گذشته، به استثنای دوره‌های کوتاهی مانند زمان صدارت مصدق بر نخست‌وزیری کشور، مملکت ما در بالاترین سطوح اداره‌ی امور خود در دست بله‌‌قربان‌گوها، بیسوادان، چاپلوسان، مفتخوران، کوته‌بینان، منفعت‌طلبان و دزدان بوده است. ثروت‌ها به باد رفته‌اند، ایران فقیر و ویران شده و شانس نجات آن هر روز کم و کمتر می‌شود. 

چه باید کرد؟ 

تا زمانی که در این کشور نظام مدیریتی کلان به دست افرادی لایق و میهن‌دوست نیافتد هیچ تغییر مثبتی رخ نخواهد داد و مملکت به سوی ویرانی کامل خواهد رفت. این تغییر مدیریتی نیاز به این دارد که جریانی از مدیران مبرز شکل گیرد؛ کسانی که هم تخصص دارند و هم علاقه‌ی به بهره‌برداری از تخصص خود برای سربلندی کشور. این جریان می‌بایست در بیرون از حوزه‌های سنتی و متداول قدرت یا سیاست شکل گیرد تا بتواند به دور از آن چه به عنوان موانع اعمال مدیریت عقلانی و ضرورت محور نقش می‌آفرینند به کار اصلی خود بپردازد. 

این جریان باید فراسیاسی باشد؛ این واژه‌ای است که به سختی معنا می‌پذیرد، به ویژه در شرایط کشور ما که، به روایتی، همه چیز سیاسی است. منظور از فراسیاسی، غیرسیاسی بودن نیست. چون چیزی به اسم «غیر سیاسی» در ایران نمی‌تواند وجود داشته باشد؛ منظور توانایی تدوین چارچوبی است که در آن تمام کسانی که دو ویژگی مشترک دارند بتوانند خود را بیابند: ۱) پذیرفته‌اند که مشکل ایران مدیریتی است نه سیاسی. ۲) نسبت به محوریت منافع ملی بر هرگونه منفعت دیگر تردیدی ندارند. 

این دو ویژگی می‌تواند کسانی را گرد هم آورد که بدون دور ریختن نظرگاه‌های سیاسی خود، آن را آگاهانه کنار می‌گذارند تا به امر مهم‌تری بپردازند و آن همانا ضرورت داشتن یک مدیریت خوب و توانمند بر کشور در ورای یک باور سیاسی خاص می‌باشد. این‌ها افرادی هستند که نمی‌خواهند از ابزار مدیریت برای پیاده کردن هیچ هدف سیاسی از قبل تعیین شده بهره برند، بر عکس، درصددند که مدیریت، ابزاری برای تامین پیشرفت عمومی کشور برای تمامیت ملت ایران باشد. 

این جا ما از جریانی صحبت می‌کنیم که تشکیل آن نیازمند ایرانیانی است که هر چند حالا هم حضور و وجود دارند، اما هرگز به فکر یافتن یکدیگر در قالب یک جمع سازمان‌یافته نبوده‌اند. تنها بحث تازه‌ای که در این جا مطرح است تصمیم این افراد به پیدا کردن یکدیگر و کار کردن با هم برای ایجاد این جریان مهم هستند: کسانی که می‌دانند برای نجات ایران باید بافت مدیریتی کشور تغییر کند و برای این منظور آماده‌اند تا دانش و تخصص خود را در اختیار بگذارند. 

آیا ممکن است که این افراد بتوانند بدون هیچ‌گونه جهت‌گیری سیاسی در چنین کاری گردهم آیند؟ 

پاسخ مثبت است به شرط آن که نجات ایران و باور به این که این نجات از طریق مدیریت کارآمد تحقق پیدا می‌کند نقطه‌ی مشترک همه‌ی آنهایی باشد که در این جریان شرکت می‌کنند. 

این‌ها کسانی هستند که می‌دانند هرگونه تصوری برای استقرار یک نظام سیاسی دلخواه، به طور مثال یک دمکراسی لائیک، در ایران بدون برقراری و اعمال یک مدیریت کارآ برای دست‌کم پنجاه تا صد سال آینده ناممکن است. بنابراین نیک می‌دانند که هرگونه بازی سیاسی از جانب خودشان یا سایر نیروهای دخیل در کار، معادل بیچارگی ایران خواهد شد. به همین خاطر این جریان خود را آماده می‌کند که یک تکنوکراسی را در ایران مستقر سازد. یک حکومت فن‌سالار که تنها در صدد است این موضوعات حیاتی و مهم کشور را برای چند ده سال آینده دنبال کند: 

۱)     بازسازی منابع طبیعی ایران به نحوی که نیازهای حیاتی مردم ایران را تامین کند. 

۲)     بازسازی امنیت و دفاع ایران به نحوی که دشمن از بیرون یا در درون نتواند عمل کند. 

۳)     بازسازی اقتصاد ایران به نحوی که بتواند در کار تولید، توزیع و مصرف، اقتصاد را با مدل پایدار به پیش برد. 

۴)     بازسازی سیاست در ایران، به نحوی که در عرصه‌ی خارجی صلح و امنیت و در سطح داخل احترام به حقوق بشر و حقوق مدنی را تامین سازد. بحث دمکراسی و آزادی‌ها و انتخابات آزاد موضوعات ثانوی این حوزه است.

۵)     بازسازی جامعه، به طریقی که بتوان مشکلات اجتماعی عمده مانند فاصله‌ی طبقاتی، طلاق، اعتیاد، خشونت و نبود اجتماعی را مهار کرد. 

۶)     بازسازی فرهنگ، به شکلی که هنر و خلاقیت و تفکر در ایران شانس رشد آزاد پیدا کند. 

این کل ماموریت جریان فن‌سالار در ایران است برای چند ده سال آینده. این جریان در قالب یک تشکل فراسیاسی می‌تواند از میان مدیران خوب و زبده‌ی ایرانی تشکیل شود و با تعیین ماموریت و هدف برای خویش راهکارهای سازمان‌یابی و اجرایی خویش را تدوین کند. 

نگارنده به عنوان پیشنهاد دهنده‌ی این ایده آماده است با هر هموطن دیگری که به این دو اصل ساده باور دارد در این زمینه همکاری کند: 

۱)     درد تاریخی ایران نه سیاسی است نه اقتصادی نه اجتماعی و نه حتی فرهنگی، مدیریتی است. 

۲)     یک مدیریت خوب باید در پی آن باشد که منافع ملی ایران را به بهترین شکل ممکن تامین کند. (منافع ملی به طور طبیعی دربرگیرنده‌ی تمامیت ارضی و وحدت ملی کشور است).

همه‌ی ایرانیانی که دانش و کارآمدی بالایی دارند با هر عقیده و گرایش سیاسی با باور به این دو نکته می‌توانند در این راه پیش قدم شوند. همین دو نکته کافیست: یک) نیاز به فن‌سالاری داریم. دو) فن‌سالاری باید در خدمت منافع ملت ایران باشد. 

این شاید در نهایت آن راهکاری باشد که با فرار از کلیشه‌های شکست خورده‌ی متداول بتواند زمینه‌ساز حرکتی باشد که نه فقط تغییر را سبب شود بلکه بداند می‌خواهد با تغییر چه کند. 

تغییر در قالب پروژه 

دیدن تغییر در ایران به مثابه یک پروژه‌ی قابل مدیریت، این آن هدفی است که جریان مدیریت نجات‌بخش ایران می‌تواند دنبال کند. هدف آن است که در ورای تمام سلیقه‌های سیاسی و ایدیولوژیک -که امر دگرگون‌سازی شرایط ایران را در یک بن‌بست قرار می‌داد- این بار بتوان از رسیدن به بن‌بست خودداری کرد. به عبارت دیگر به سراغ طرحی برویم که تغییر را ممکن سازد نه ایده‌ای که تغییر را ناممکن کند. 

برای این منظور بهتر است از همان ابتدا بنای کار به گونه‌ای چیده شود که راه را برای ورود و عمل موانع و مشکلات شناسایی‌شده ببندد. بعد باید آمادگی داشته باشیم تا موانع غیر قابل پیش‌بینی را نیز در صورت بروز مدیریت کنیم. 

این‌ها برخی از نکاتی است که باید مد نظر قرار گیرد: 

۱)     بحث «قدرت برای قدرت» مطرح نیست. طرح تغییر برای کسب و حفظ قدرت نیست، برای استفاده از قدرت در جهت رفع مشکلات است. 

۲)     «عدم خشونت» پایه‌ی کار است. این طرح قرار نیست از کسی انتقام بگیرد یا خشونت اعمال کند. در پی آن است که مشکلات عمده‌ی کشور را در فضایی سالم حل و فصل کند. 

۳)     «همه چیز منفی نیست». این طرح بر این باور است که می‌توان نکات مثبت موجود را حفظ کرد و جنبه‌های منفی را اصلاح کرد. بنابراین، هدف آن زیر و رو کردن همه چیز نیست، هدف اصلاح آن چیزی است که کار نمی‌کند. 

۴)     «دربرگیرندگی» مهم است. طرح شامل تمامی لایه‌های مختلف جامعه‌ی ایران است و قشری یا کسی را منها و منزوی نمی‌کند. 

۵)     «به درازمدت بیاندیشیم». طرح برای کوتاه‌مدت و گرفتن سریع نتیجه از کار نیست. هر چند بسیاری از اقدامات کوتاه مدت برای پاسخ به شرایط اضطراری مد نظر است اما در نهایت، طرح یک نقشه‌ی درازمدت برای استقرار شرایط توسعه‌ی پایدار زیست‌محیطی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی است. 

۶)     «استقرار دمکراسی در کوتاه‌مدت ناممکن است». طرح به اهمیت استقرار نظام دمکراتیک در ایران باور دارد، اما در قالب یک فرایند درازمدت و پس از بهبود ساختاری کشور در حوزه‌های مختلف. هر قول و وعده‌ای در مورد ورود به یک دمکراسی نهادینه باید بر واقعیت‌ها سوار باشد نه آرزوها. 

۷)     بر اساس «ارجحیت‌ها» عمل کنیم. این طرح به دنبال آن خواهد بود که به هر چه که برای حیات مردم و حفظ تمامیت ایران ضروری است در درجه‌ی نخست پاسخ دهد. تمامی خواست‌ها و مطالبات دیگر بر اساس تعیین درجه‌ی ارجحیت و ضرورت خواهد بود. به این ترتیب اموری مانند تامین آب، برق، خوراک، امنیت کشور در رأس لیست ارجحیت‌ها هستند و به تدریج به امور دیگر پرداخته خواهد شد. 

نتیجه‌گیری: 

ایران قربانی سوء‌مدیریت است. راه نجات آن در استقرار و اعمال مدیریت موثر و روشمند است. تاکنون مدیریت کشور زیر سلطه‌ی سیاست بوده است، باید برای دهه‌ها، سیاست در مهار مدیریت باشد؛ برای این منظور می‌بایست کسانی که قادرند در ورای مرزبندی‌های سیاسی، در قالب یک حاکمیت تکنوکرات عمل کنند، گردهم آیند و فن‌سالارترین دولت تاریخ ایران را تشکیل دهند. 

این می‌تواند در قالب یک جریان مدیریتی از ایرانیانی باشد که ۱) مدیریت می‌دانند، ۲) باور دارند درد کشور مدیریت است و ۳) می‌خواهند از دانش خود برای بیرون کشیدن کشور از وضعیت کنونی اقدام کنند. 

آن چه در بالا آمد توضیحاتی ابتدایی است در این مورد که در صورت استقبال هموطنان می‌تواند تکمیل شود.#

_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید:  www.didgah.tv 
جهت اطلاع از نظریه‌ی «بی‌نهایت‌گرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بی‌نهایت گرایی: نظریه‌ی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
آدرس تماس با نویسنده: korosherfani@yahoo.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani

leave a reply

> <<

Didgah.tv

خبرهای مهم

10 جولای 2026 10.32 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۱۹ تیرماه ۱۴۰۵ – ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶ –  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…

10 جولای 2026 3.56 ب.ظ

کورش عرفانی – ۱۹ تیر ۱۴۰۵   ایران در چنبره‌ای از مشکلات بیرونی و درونی به سوی سرنوشتی نامشخص در حرکت است. نیرویی که بتواند کشور را از این سرگردانی تاریخی نجات دهد و در مسیری روشن و مشخص قرار…

09 جولای 2026 1.38 ق.ظ

گزارش جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران – کورش عرفانی – ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ –  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه…

06 جولای 2026 10.04 ب.ظ

گزارش جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران – کورش عرفانی – ۶ ژوئیه ۲۰۲۶ –  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه…

03 جولای 2026 10.29 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۱۲ تیرماه ۱۴۰۵ – ۳ ژوئیه ۲۰۲۶ –  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…

03 جولای 2026 7.47 ب.ظ

کورش عرفانی – ۱۲ تیر ۱۴۰۵     نظام سرمایه‌داری جهان را به نقطه‌ای رسانده است که تغییراتی سخت و مهم تبدیل به یک واقعیت ناگزیر شده‌اند. اما آن چه از این امر مهم‌تر است، تبدیل شدن این…

01 جولای 2026 9.41 ب.ظ

گزارش جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران – کورش عرفانی – ۱ ژوئیه ۲۰۲۶ –  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه…

29 ژوئن 2026 9.49 ب.ظ

گزارش جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران – کورش عرفانی – ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی…

26 ژوئن 2026 9.03 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۵ تیرماه ۱۴۰۵ – ۲۶ ‌ژوئن ۲۰۲۶ –  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…