کورش عرفانی – ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
در حالی که جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران دومین ماه خود را آغاز کرده است، هدف اصلی آن به تدریج روشنتر میشود: «برگرداندن ایران به عصر حجر». این کاریست که تمامیت صهیونیستی، به عنوان دشمن انسان و ایران، در پی آن بوده و است. آمریکا نیز به عنوان سگ دستآموز اسرائیل در خدمت این جنایت تاریخی است. بخش عظیمی از کشورمان تا همین جا ویران شده و باقی آن نیز در ادامهی جنگ به ویرانی کشیده خواهد شد. این امری بدیهی است.
اما این عملیاتِ بازگرداندنِ مهدِ تمدن بشر به دوران پیشاتمدن نمیتواند بدون هزینهای سنگین برای هر دو عامل آن باشد. هم اسرائیل و هم آمریکا بابت این کار، شرایط اضمحلال و انحلال خود را هم مهیا کردهاند؛ صحبت بر سر سقوطی است که میرود با درد و رنج بسیار برای صدها میلیون نفر از ساکنان زمین همراه باشد.
اسرائیل در این فرایند خود را به عنوان دشمن انسان و منفورترین پدیدهای که تاریخ بشر به خود دیده و شناخته تقلیل داد. چنین تمامیتی نشان داد که هیچ تجانسی با نوع بشر و زندگی دنیای متمدن ندارد. ایران کار خود را کرده و ماهیت این هیولا را در چشم جهانیان نمایان ساخته است، از این جا به بعد این کار یک دنیای پی برده به خباثت این مجموعهی جنایتکار است که شر آن را از سر خود باز کند. فرایندی که زمان میبرد، هزینه دارد، اما بدون تردید انجام خواهد شد.
آدمخواران صهیونیست، پس از نسلکشی در غزه، با جنگی غیر اخلاقی و ضد انسانی علیه میهنمان نشان دادند که یک غدهی خطرناک عفونی سرطانی و چرکین در پیکر بشریت هستند که شایستگی بقاء به عنوان یک کشور را ندارند و باید مورد جراحی تاریخ قرار گیرند.
اسرائیل از این پس در یک پارادوکس وجودی اسیر شده است:
. اگر بخواهد به عنوان یک کشور بماند باید به کشتار و جنگ و جنایت ادامه داده و آن را دامن بزند و
. اگر به این کار اقدام کند، نماندن خود را شتاب بخشیده و سریعتر و قاطعتر حذف خواهد شد.
آری! این جنگِ با ایران بود که صهیونیسم را سرانجام پس از ۸۰ سال در این پارادوکس مرگآفرین فرو برد:
اسرائیل بدون جنگ نمیماند و با جنگ از بین میرود.
وضعیت آمریکا نیز به عنوان سرباز پیادهی ارتش جنایتکار اسرائیل از این بهتر نیست. آنها نیز با همدستی احمقانهی خود با اشغالگران ضد بشر، در چنبرهی سقوط افتادهاند. تمامی اعتبار آمریکا در جهان از دست رفته است و کشورهای دوست و غیر دوست این مملکت را از این پس به عنوان سرزمین احمقهای خود فروختهی نوکر اسرائیل میدانند. افرادی مغرور و کودن که کشورشان توسط لابی اسرائیل تصرف شده و از آنها به عنوان بردههای ابله کار میکشد تا برای صهیونیسم غارت کنند و دست به جنایت بزنند. آمریکا دیگر آبرو و اعتبار و وزن و ابهتی ندارد.
حاصل این نوکری کور و سخیف این است که آمریکا نیز خود را محکوم به یک پارادوکس سقوط کرده است:
. اگر در خدمت اسرائیل به نوکری و مزدوری ادامه دهد دچار وضعیت وخیم منجر به سقوط خواهد شد، و
. اگر در خدمت اسرائیل عمل کند، لابی اسرائیل از درون آن را به سوی اضمحلال و سقوط هل میدهد.
آری! این جا نیز این جنگ با ایران بود که آمریکا را در این پارادوکس ساقط ساز فرو برد:
آمریکا یا باید برای اسرائیل بجنگد و بمیرد یا توسط توطئهی اسرائیل از بین برود.
موقعیت بالا را نباید دست کم گرفت. در مورد دو قدرت اهریمنی تاریخ صحبت میکنیم که بیش از صد سال است جهان را گروگان گرفته و آن را به صحنهی جنگ و کشتار و غارت و خونریزی و اشغالگری و مرگ و نسلکشی تبدیل کرده اند. محیط زیست زمین را از بین بردهاند، میلیونها نفر را کشتهاند و صدها میلیون نفر را در رنج و درد و غم قرار دادهاند.
این جنگ میرود که به حیات هر دو منبع اصلی شر و خباثت و پلیدی در جهان خاتمه دهد: ۱) تمامیت صهیونیستی ضد بشر و ۲) سگ هار دستآموزِ ضد اخلاقِ آن.
هر دو با هم به قعر زبالهدان تاریخ خواهند پیوست.
البته این مهم حاصل نمیشود مگر پس از تخریب اساسی و زیربنایی ایران؛ به بهای مرگ و رنج ایرانیان و نیز شرایط فاجعهبار برای مردم منطقه و جهان. اما در پس تمام این سختیها، جهانی سر بر خواهد آورد بدون دو منبع تزریق شرارت در آن. دنیایی رها شده از دست سرمایهداری ابراهیمی که شانس آن را خواهد داشت به کرهی زمین آسیب دیده و روابط ضربه خوردهی میان انسانها و ملتها و مملکتها بپردازد، آنها را بازسازی و نوسازی کند و دنیایی نو را در صلح و آشتی و ترقی بسازد.
این شانس بازسازی زمین و انسان را بشریت مدیون ملت ایران خواهد بود که در حال حاضر مشغول پرداخت سنگینترین بهای تاریخی برای این منظور است. اما اگر با عقلانیت -و نه احساس- به این موضوع بنگریم میبینیم ارزشش را دارد، چرا که در واقع، مردم ایران با فدا کردن امروز خود، فردای بشر را نجات میدهند. از این روی است که مقاومت ملت ایران فقط برای نجات ایران نیست، برای نجات انسان است.
و بدیهی است که در فردای این جنگ ویرانگر و خونین، باز هم ققنوس ایران از خاکستر خود بر خواهد خاست تا در جهانی متفاوت، تاریخ نوین خویش را رقم زند. جهانی که به عمر اهریمن -یا همان سلطهی تاریکی و مرگ- خاتمه داده و اهورامزدا -یا همان سالاریت نور و زندگی- در آن استوار شده است. جهان ایرانی، جهانی پر از عقل و عشق. ما ایرانی خواهیم داشت که از این ویرانی مطلق سر بر خواهد آورد و بار دیگر بر قلهی سرفراز تمدن بشری خواهد ایستاد: یک ایران آزاد و آباد.#
_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani