کورش عرفانی – ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
ایالات متحدهی آمریکا نمایندهی یک سیستم اقتصاد جهانی است که دیگر قابل دوام نیست. انحصار سیاسی آن در صحنهی بینالمللی از دو دهه پیش به چالش کشیده شده است و اینک در یک جهان چند قطبی هستیم، اما از حیث اقتصادی برای واشنگتن حیاتی است که جایگاه برتر (هژمونیک) خود را حفظ کند؛ این کار اما آسان نیست. قدرتهای دیگر اقتصادی مانند چین در حال بالا آمدن هستند و دیر یا زود مقام نخست اقتصادی آمریکا را به چالش خواهند کشید. مشکل اصلی آمریکا در این روند در از دست دادن موقعیت بینظیری است که به دلیل استفاده از دلار در مبادلات جهانی رایج است. با زیر سؤال رفتن این امر، اقتصاد آمریکا به یک سراشیب تند وارد خواهد شد.
آمریکا برای پرهیز از این فاجعه تصمیم گرفته است که از ابزارهای تهاجمی مانند تحریمهای اقتصادی، فشار مالی، محاصرهی دریایی و در نهایت، تهدید و حملهی نظامی استفاده کند. این تصمیمی است گران که نمیتواند دوام زیادی داشته باشد. لشگرکشیهای آمریکا به این سوی و آن سوی دنیا پیوسته به فضاحتهای نظامی و شکستهای پرهزینهی اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است. بسیاری از تحلیلگران در این رفتار آمریکا نشانهای از ضعف میبینند تا قدرت. حتی یک بودجه یک و نیم تریلیون دلاری برای پوشش دادن به چنین استراتژی غلطی میتواند کافی نباشد.
در آخرین مورد از این استراتژی آشکارساز ضعف، جنگ با ایران که به سفارش اسرائیل و با محاسبه سودآفرینی کوتاهمدت برای آمریکا آغاز شده بود به یک مثال پردردسر درس گرفتنی تبدیل شده است. اقدامی کوچک و سریع به یک تهدید بزرگ و ماندگار برای مجموعهی سرمایهداری ابراهیمی در آمریکا تبدیل شده است و هیچ کس در مورد آیندهی سیاهی که در انتظار ترامپ و تیم صهیونیستهایی که او را در کاخ سفید مستقر کردند ایدهی مشخصی ندارد اما برخی مانند پروفسور جفری ساکس سرنوشت آمریکا در مقابل ایران را به سرنوشت یونان در مقابل اسپارتها تشبیه میکنند که عاقبتی جز شکست و فروپاشی نداشت.
آیا پایان امپراتوری سرمایهداری صهیونیستی شروع شده است؟
بسیاری بر این باورند که بلی و وضعیت اسفبار درونی آمریکا را به عنوان نمادی از آغاز روند فروپاشی آن بازشناسی میکنند. جنگ تعرفهها نشان داد که اقتصاد آمریکا دیگر قادر به رقابت سالم نیست و میخواهد با باجگیری و زور از اقتصادهای دیگر جهان ادامه حیات دهد. تهدید مستقیم کشورهایی مانند ونزوئلا، کانادا، گرینلند (دانمارک)، پاناما، اسپانیا ماهیت تهاجمی و غیردیپلماتیک رویکرد آمریکا را آشکار ساخت. آشفتگی مدیریتی، فساد و دزدی و رشوهخواری و نیز فروریزش زیرساختارها در درون آمریکا به خوبی نشان میدهد که امپراتوری دیگر نمیتواند در ورای منافع شخصی و مافیایی و ساختن سالن پذیراییهای مجلل برای کاخ سفید برای مردم هزینه کند. فاصلهی طبقاتی در آمریکا به اوج تاریخی رسیده است و پنح درصد در بالای هرم طبقاتی اینک بیش از ۹۵ درصد ثروت را در اختیار دارند. دولت به یک تمامیت فاسد تحت کنترل مافیای صهیونیست مستقر در کاخ سفید تبدیل شده است و آیندهی انتخابات سطحیگرای آمریکا اینک زیر سؤال است.
بخش عمدهای از بلاها و مصیبتهایی که بر سر سرمایهداری آمریکا میآید به دلیل نفوذ عمیق صهیونیسم دروغپرداز و غارتگر در تار و پود هستی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این کشور است. ایالات متحده به مثابهی یک آزمایشگاه بزرگ برای شبکهی صهیونیستی عمل میکند که میخواهد در آن محصولی را پرورش دهد که از طریق آن بتواند نسل بشر را از زمین برداشته و «حکومت جهانی نژادپرست یهودی» را بر زمین حاکم کند.
حمایت و پشتیبانی وسیع و بیقید و شرط آمریکا از اسرائیل برای تمام جنایتهای آن در طول نیم قرن گذشته به خوبی گویای میزان نفوذی است که صهیونیستها در سراسر ارکان قدرت در این کشور دارند. کشاندن آمریکا به جنگ با ایران شاید آخرین کارت بزرگ یهودسالاران حاکم بر آمریکا برای استفادهی ابزاری از قدرت اقتصادی و سیاسی و نظامی این کشور است. صهیونیستها میدانند که «امپراتوری» رو به فشل شدن میرود و میخواهند قبل از آن که به طور گسترده و درازمدت فلج شود، یک بهرهی اساسی از آن برده باشند؛ برای این منظور آنها آمریکا را به یک جنگ خونین با ایران کشاندند و انتظار دارند در نهایت به بهای درونپاشی امپراتوری، دشمن تاریخی اسرائیل، ایران، ویران شود.
هدف حملهی مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران آن بود که بتوانند قدیمیترین تمدن روی زمین را به سوی ریشهکنی بکشانند و با ایجاد یک آشوب بزرگ منطقهای در آسیای جنوب غربی، شرایط استقرار سلطهی سرمایهداری ابراهیمی بر آسیا را با فلج کردن و محاصرهی چین صورت بخشند. این نقشه اما غلط از آب درآمد. در این کار تا این جا موفق نبودند و نقشهی ذخیره (Plan B) آنها چیزی جز بمباران هستهای ایران نیست که با خود آغاز جنگ جهانی سوم و نابودسازی حیات روی سیارهی زمین را به دنبال خواهد داشت.
اگر بنا به هر دلیلی به سوی این سناریوی شوم و پلید که به همراه تغییرات اقلیمی زمین، نسخهی مرگ کامل بشر و بشریت است نروند، باید آماده باشند که یکی از سیاهترین دورههای حیات خود را تجربه کنند. چرا که عملکرد سرمایهداری صهیونیستی یعنی آمریکا و اسرائیل در سالهای اخیر به تمامی ملتهای جهان یک درس مهم داد: این سیستم توسط دیوانگان جنایتکار اداره میشود. کسانی که کمترین ارزش و اهمیتی برای جان و کرامت انسان و طبیعت قائل نیستند. آنها تمامی قوانین و مقررات و حقوق بینالملل را زیر پا گذاشتهاند و برای هیچ نهاد بینالمللی و هیچ تعهدی احترامی قائل نیستند.
آری! تمام پردهها در مورد ماهیت پلید و ضد تمدن اسرائیل و آمریکا افتاده است. چهرهها و دستها رو شده است و اینک، جهان در پی ایمنسازی خود از شر این دو هیولایی است که نمایندهی همان مفهوم «اهریمن» در فلسفهی ایرانی هستند. «اهریمن» تلاش دارد جهان را به تاریکی بکشاند. تاریکی یعنی بمباران، کشتار، محاصرهی اقتصادی، محاصرهی نظامی، ترور و بچهکشی. و اینها به طور دقیق همان کاری است که اسرائیل و آمریکا در نوار غزه، کرانهی باختری، لبنان، سوریه، سودان، یمن و ایران به آن مشغولند. زوج پلید اسرائیل و آمریکا کمر به آن بستهاند که زمین را به آتش بکشند، چرا که دریافتهاند آفتاب عمرشان به لب بام تاریخ رسیده است. یا باید کشتی بشریت را غرق کنند و یا از آن بیرون انداخته خواهند شد.
به همین خاطر، قابل پیشبینی است که جهان از حالا به بعد به یک دورهی نوین تاریخ پا گذاشته است: دورانی که در آن سرمایهداری ابراهیمی، به عنوان آسیبرسانترین پدیدهی کل تاریخ بشر، در آستانهی تعیین تکلیف است. یا باید وا دهد و بمیرد تا بشریت شانس رشد و پیشرفت پیدا کند و یا باید جهان را به آتش تباهی و جنگ بکشاند و با خود بمیراند. در حالی که مرگ صهیونیسم اسرائیل و سرمایهداری فاسد ضد بشر و ضد محیط زیست آمریکا بزرگترین منفعت را برای بشریت به همراه خواهد داشت، پیروزی شوم آنها معادل محو حیات در زمین خواهد بود. به یاد آوریم که در فلسفهی ایرانی، مبارزهی اهورامزدا، برای مانع شدن از پیروزی اهریمن، در این خلاصه میشود که نور باقی بماند و تاریکی بر جهان حاکم نشود. تاریکی همان محو حیات و زندگی است که سرمایهداری ابراهیمی به آن مشغول است: انسانها را می کشد، حیوانات را قتل عام میکند و طبیعت را آلوده کرده و به آتش میکشد.
جبههبندی برای هر انسانی
در چنین شرایطی هر انسانی، با درکی روشن از این دو جبههی خیر و شر میتواند تصمیم بگیرد در کنار و در خدمت کدام یک از این دو باشد: تفالهخوار و مزدور جبههی اهریمن تا زندگی را از کرهی زمین محو کند و یا سرباز وفادار جبههی اهورامزدا، برای دفاع از جان انسانها و محیط زیست و جانداران دیگر. این جاست که در مییابیم اهمیت بقای ایران به عنوان آغازگاه این نبرد در طول تاریخ در کجاست. فلسفهی دفاع از نور یا همان زندگی با حضور در جبهه ی اهورامزدا از سرزمین ایران میآید. سرزمینی که ترجمهی نامش «کشور شرافتمندان» است. ایران به معنای سرزمین انسانهای شریف است و شریف یا دارای شرافت کسی است که به آن چه از دیگری به او داده شده احترام میگذارد. «شرافت در لغت به معنای بزرگواری، بلندمرتبگی، ارجمندی و اصالت است و در اصطلاح به مجموعه اصول اخلاقی و ارزشهای درونی گفته میشود که انسان را در مسیر راستی، عدالت، صداقت و احترام به دیگران نگه میدارد.» این جایگاه انسان ایرانی بوده و است.
صد البته در طول تاریخ سپاه اهریمن بارها به سوی سرزمین شرافت تاختهاند تا آن را ویران و مردمانش را از بین ببرند: اسکندر هیولاصفت، تازیان سازمانیافته توسط یهودیان شبه جزیرهی عربستان، مغولان آدمخوار خزری، جنایتپیشگان ابراهیمی روتچلید از بریتانیا و نیز صهیونیستها و تازهمسلمانان یا همان دشمنان قسمخوردهی ایران. هزاران سال است که این نیروهای شرور از بیرون و درون درصدد بودهاند شعلهی شمع انسانیت را که در ایران روشن است خاموش کنند. تاکنون نتوانستهاند و پرسش این است که آیا از این پس میتوانند؟
ما ایرانیان در طول تاریخ ده هزار سالهی خود نشان دادهایم که به هر قیمت که بوده، حتی به قیمت جان و سر خود را به بالای دار بردن، از این آتش تمدن که برای بشریت صلح و دوستی و مهر و راستی به ارمغان آورده دفاع کردهایم. ما ایرانیان ده هزار سال است نگهبان حیات بشر بودهایم و به این واسطه بوده که تمدن بشری شکل گرفته و دوام آورده است. آیا اکنون هم میتوانیم چنین کنیم؟ امروز هم میتوانیم به این نقش تاریخی خود جواب دهیم؟ نقشی که ایفای آن در شرایط سخت هجوم آدمخواران و آدمکشان اسرائیلی و آمریکایی از یک سو، خیانت بسیاری از همسایگانمان در منطقه از سوی دیگر و نیز خنجرهایی که تازهمسلمانان و نفوذیهای اسرائیل در درون حاکمیت به ما میزنند، بسیار سخت است. آری! شرایط کنونی به راستی دشوار است، اما منحصر به فرد نیست. ما پیش از این نیز در دورههای تاریخی دشوارتری قرار داشتهایم و هر بار، سربلند و با افتخار از آزمونهای سخت و تلخ روزگار بیرون آمدهایم. این بار نیز میتوانیم.
سفارش به هموطنان عزیزمان پیوسته این بوده و است: سرنوشت یک کشور یا در دست خودش است یا دشمنانش.
سرنوشت کشور باید در دست ملت ایران باشد و این مهم روی نمیدهد اگر منفعل و منتظر و تماشاچی باشیم. باید دست به کار شویم و در هر کجا و هر سطحی که میتوانیم نقشی فعال و تاثیرگذار در قویتر ساختن ایران و ایرانی ایفاء کنیم. این با نشستن و نگاه کردن و حرف زدن و امیدوار به بروز معجزه بودن فرق دارد. این یعنی برخورد توأم با هوش و ابتکار عمل و اراده. در هر عرصهای که میتوانیم در هر کجا که ممکن است. با ساختن اقتصادی پویا و تولیدگر، با داشتن جامعهای متحد و همبسته، با داشتن سیاستی که مجبور به حساب پس دادن به مردم باشد و با فرهنگی که در آن عشق و فداکاری برای بقای انسان تقویت میشود. ما ابزارهای لازم را برای این منظور داریم: مثلث دیالکتیکی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک، موتور اصلی حرکت مثبت در جهان است. کافیست این سه ضلعی پویا را در دستور کار قرار دهیم تا پیوسته از اندیشههای مثبت خود حرف بزنیم و به واسطهی سخن نیکوی خود کار سازنده انجام دهیم. این فرمول سه عنصری هم پیروزی در مقابل اهریمن است و هم نسخهی تامین خوشبختی هر انسان، جامعه و کل بشریت. در مقابل سپاه اهریمن یا همان ترکیب اسرائیل و آمریکا که جز اندیشههای پلید ندارد، جز از شرارت نمیگوید و جز غارت و کشتار نمیکند، ما قادر خواهیم بود، با تزریق خصلت نیکویی در هر سه اینها قوی و مستحکم و شکستناپذیر باشیم. چرا که فراموش نکنیم در فلسفهی ایران آن چه «نیک» گفته میشود همانا انطباق اندیشه و گفتار و کردار است با تمام قوانین اصالتمند حاکم بر هستی که در خود سازندگی و عشق و حیاتبخشی را دارند. هر موجود هوشمندی که خود را با این قانومندیهای هستی انطباق دهد قوی و سازنده و مثبت خواهد بود.
امروز نه زمان افسردگی است و ناامیدی و نه زمان خواب و رویابافی. زمان به کار بستن فرمول سه ضلعی پیروزی و بیداری و تلاش است.
سرمایهداری ابراهیمی رو به افول است. بسیاری از ملتها و دولتها در سراسر جهان در حال مقاومت در مقابل این تمامیت هیولاصفت هستند: دولت-ملت چین، دولت-ملت روسیه، دولت-ملت کرهی شمای، دولت-ملت اسپانیا، دولت-ملت کوبا، ملت آلبانی، ملت فلسطین، ملت لبنان. اینها نمونههایی است از این که ببینیم در این نبرد تاریخی تنها نیستیم. به تدریج میلیونها نفر در حال پی بردن به ماهیت پلید سرمایهداری ابراهیمی هستند و میروند که به این جبههی مبارزهی اهورامزدا علیه اهریمن بپیوندند. ما ملت ایران با مقاومت خود در حال حاضر رهبری این مبارزه را برعهده داریم. ما نشان دادیم که حتی وقتی دو ارتش بزرگ جهان به سراغ کشورمان میآیند، از ما توسری میخورند و تحقیر شده باز میگردند. اینک نیز باید این نقش پیشاهنگ خود را ادامه دهیم. ملتهای بسیاری در سراسر جهان با چشمان پر از شگفتی، امید و انتظار به این قدرت بیمانند ملت ایران نگاه میکنند و میخواهند ببینند آیا دوام میآوریم و پیروز میشویم یا خیر. آنها میخواهند از مقاومت و دلاوری ما بیاموزند و الهام بگیرند. البته آنها اگر تاریخ میخواندند نیک میدانستند که مقاومت در مقابل اهریمن کار تاریخی ایران و ایرانی بوده است؛ نقش وجودی تمدن ایران ایستادگی در مقابل اهریمن و تاریکی بوده است و اینک نیز تودهنی زدن به سرمایهداری ابراهیمی کاری است که ما آغاز کردهایم و بیتردید آن را با موفقیت به پایان خواهیم برد.
دشمن متزلزل
آثار شکاف و ترک در قلب سرمایهداری فاسد آمریکا دیده میشود و انتخابات بعدی یا برگزار نمی شود و این کشور را به جنگ داخلی و تجزیه میکشاند و یا برگزار میشود و ضربهای محکم به باند صهیونیست مستقر در کاخ سفید از طریق کنار زده شدن ترامپ وارد خواهد شد. اقتصاد آمریکا زیر بار فشار قیمت انرژی، تورم، خروج طلا از آمریکا و نیز عدم استقبال از اوراق قرضهی دولتی این کشور در حال فرو رفتن به یک بحران و رکود بیسابقه است. همهی اینها به همت ارادهی ایران برای ایستادگی، قدرتنمایی و کنترل بازار انرژی از طریق محدودیت در تنگهی هرمز.
از یاد نبریم:
. بساط اسکندر تجاوزگر را ایرانیان به هم زدند.
. هجوم رومیان وحشی به سوی شرق را ایرانیان به یک فاجعهی شکست نظامی کشاندند.
. روند گسترش استقرار فرهنگ یهودسالاران عرب به اسم اسلام را ایرانیان متوقف کردند.
. لشگر آدمخواران خزری مغول و چنگیز را ایرانیان تار و مار ساختند.
. امپراتوری نفتی بریتانیا را دکتر محمد مصدق به پایین کشید.
پس، این بار هم مسئولیت تسریع اضمحلال تمامیت ضد بشر سرمایهداری ابراهیمی برعهدهی ما گذشته شده است و میبایست با افتخار و قدرت از پس آن برآییم. این نبردی است پرشکوه، پرمسئولیت و بسیار مهم برای نجات نسل بشر. ما ایرانیها این بار هم این مسئولیت تاریخی را پذیرفته ایم و از پس آن بر خواهیم آمد. بیتردید.#
______________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) : @KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد