جامعهی ایران از مطالباتی که در ردهبندی معروف مازلو در ردههای بالا قرار داشت اینک به خواستهای مستقیم مندرج در پایینترین ردهی این هرم تقلیل یافته است. مردم آب، غذا و هوا برای تنفس میخواهند و این چیزی است که در کشور کمیاب و در برخی موارد نایاب شده است. فاجعه در راهست.
رابطهای مستقیم میان سطح کیفی مطالبات و میزان خشونت مندرج در روش مطالبهگری وجود دارد. هر چه خواستها انتزاعیتر و نظریتر و جنبهی غیرحیاتیتر داشته باشند روش مطالبهگری آرامتر و مدنیتر میباشد. به طور مثال، تغییرات سیاسی برای کسب آزادی مطبوعات، آزادی سیاسی و امثال آن. به همین ترتیب، در دستیابی به مطالبات ابتداییتر و حیاتیتر، سطح خشونت در حرکتهای اجتماعی و اعتراضات بالا میرود، چرا که معترضین دیگر با خواست یک حق شهروندی یا حقوق بشری مواجه نیستند، با موضوع بقا و ادامهی حیات زیستی و فیزیکی خود روبرو هستند.
این روند در سراسر جهان تست شده است: انقلابهای مخملی و رنگین برای آزادیهای سیاسی و مدنی و تغییرات و رفرمهای لازم برای استقرار یک دمکراسی متعارف بود. اما جنگ داخلی در سوریه و یمن بر سر آب بود.
با یک چنین مدل نظری میتوان یک همبستگی نسبی میان نوع کیفی مطالبات از یک سو بر مبنای تقسیمبندی پیشنهادی هرم مازلو و از سوی دیگر درجهی رادیکالیسم جنبشهای اجتماعی برقرار ساخت:
هر چه انگیزهی شرکتکنندگان در یک جنبش مادیتر و پایهایتر باشد، امکان چرخیدن آن حرکت به سوی رادیکالیسم بیشتر خواهد بود.
این امر یک رابطهی مکانیکی را عنوان نمیکند، حکایتگر رابطهای پویاست که میتواند تغیرهای بسیار به خود ببیند اما در عین حال، در کلیت خود صادق است.
مورد ایران
بر این اساس باید گفت که در تمام جنبشهای اعتراضی گذشتهی ایران ما شاهد حضور ترکیبی از این انگیزهها بودهایم که در نهایت میروند در آستانهی جنبش اعتراضی احتمالی بعدی شکل واحدی به خود بگیرند و بر روی صرف انگیزههای مادی و معیشتی تمرکز کنند. این اتفاق خبر از رادیکالیسمی میدهد که نمونهی آن در هیچ یک از جنبشهای اعتراضی سی سال اخیر در ایران شناخته شده نبوده است.
ما باید بدون کمترین تردیدی بر این موارد دارای ماهیت اقتصادی، عنصر فروپاشی اقلیمی را نیز اضافه کنیم که حاصل مستقیم بیتوجهی و سوء مدیریت حکومت صهیونیستی آخوندها بوده است. مشکلات آب و هوایی، کم آبی، قحطی، گرما، آلودگی و آتشسوزیها میلیونها نفر ایرانی را در مقابل خطر از دست دادن «همه چیز» قرار میدهد : خانه و کاشانه، کار و زندگی و هستی و شهر و حیاتشان. این آن انگیزهای است که ایرانیان را در کنار فقر مادی و بیچارگی معیشتی به میدان رادیکالترین حرکت اعتراضی نیم قرن اخیر در ایران خواهد کشید.
شورش سهمگین
اشارهی ما به جنبشی خونین است که به طور بالقوه زیرپوست جامعه موج میزند و ممکن است هر آن به دلیل اتفاقی به شکل یک شورش رادیکال بیرون بزند. باید آماده بود.
توصیههای نگارنده برای «مدیریت شورشها» و «تبدیل شورش به جنبش» به بیش از بیست سال پیش باز میگردد. از آن زمان عنوان کردیم که این تنها وظیفهی قشرهای آگاه جامعه است که از یک امر خبرنکردنی خبردار باشند و خود را برای برخورد با آن آماده سازند. شورشها ناگهانیاند، قویاند، رادیکال هستند، رهبری و هدایت از پیش تعیین شده ندارند. اما در عین حال قابل هدایت و مدیریت هستند، اگر باشد نیرویی که خود را برای این کار آموزش داده، سازماندهی و مجهز کرده باشد.
آمادهی رهبری شورشها شویم
هدایت شورشها به معنای تبدیل کردن آنها از یک حرکت کور و مخرب و پرتلفات به سوی یک جنبش هدفمند، ناتخریبگر و کم تلفات است. چیزی که اگر رخ دهد میتواند منجر به یک تغییر بنیادین مثبت و سازنده در کشور تبدیل شود. برای این منظور نیروی آگاه جامعه میبایست بداند که برای برای رهبری شورشها به رهبر نیاز دارد. موارد زیر را مد نظر داشته باشیم:
۱) یک رهبر را از قبل برای مطرح کردن میان شورشیان در نظر گرفته باشید.
۲) نام رهبر را میان شورشیان عنوان کرده و آنها را به پیروی از آن دعوت کنید.
۳) با کمک چند نفری یک تیم عملیاتی هدایتگر تأسیس کنید.
۴) این تیم باید بداند چگونه میتوان یک جمع شورشی را تحت مدیریت درآورد.
۵) مراکز مهم رژیم را شناسایی و جمع شورشی را به سوی تصرف آن ببرید.
۶) مکان را با حداقل تخریب و تلفات تصرف کرده و تحت مدیریت و حفاظت نیروهای خود قرار دهید.
۷) این کار را تا موقع سقوط کلیت رژیم پیش برید.
۸) رهبر مورد نظر خود را سوار بر قدرت نیروهای شورشی کنید تا سامانههای ابتدایی یک نیروی آلترناتیو را شکل بخشیده باشید.
۹) مدیریت خرد و میانی شهرها و خیابانها و مکانها و راهها را بر عهده گیرد و امنیت و خدمات را در آنها برقرار سازید.
۱۰) راه را برای استقرار رهبر مورد نظر خود بر رأس یک حکومت موقت هموار سازید.
اینها حداقلی از دانش و راهنماییهاست که باید بدانیم، بیاموزیم و برای عمل کردن به آنها تدارک ببینیم. توجه داشته باشیم که به محض آغاز شورشها تمامی عوامل دشمنان و بیگانگان در کمین نابودسازی ایران شروع به کار خواهند کرد. از جمله شبکهی زیتون اسرائیل زیر نظر باند احمدی نژاد. و یا شبکه موساد ساختهی لشکر طیبهی خراسان در افغانستان زیر نظر طالبان. آماده شویم تا با ساختاربندی شبکههای محلهای از پایین ادارهی امور مانند توزیع خوراک و آب و سوخت و امنیت محلات را برعهده بگیریم و کشور را از افتادن به دست نیروهای آشوبگر دشمن که هدفی جز تجزیهی خاکمان ندارند نجات دهیم.
شدنی است اگر بخواهیم.#
_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد