کورش عرفانی – ۶ شهریور ۱۴۰۵
به جهانی پا گذاشتهایم که در آن ارزشها رو به افول و خباثت و شرارت رو به فزون است. این، شرایط جهانی است که اندیشههای پلید صهیونیسم، سرمایهداری و نژادپرستی برای بشریت آفریدهاند. اکثریت غالب مردم در تمامی کشورها به نوعی از مسخ ناپیدای اجتماعی دچار شدهاند که آنها را به عملهها و نکرههای نظامی که تدارک نابودیشان را میبیند تبدیل کرده است. میلیاردها انسان از خود بیگانه چرخهای ماشینی را میچرخانند که در نهایت قرار است آنها را از میان بردارد.
سرمایهداری ابراهیمی، ترکیبی از غارتگری سنتی سرمایهداری و آدمکشی نژادپرستانهی صهیونیستها، اینک مجموعهای اهریمنی را خلق کرده است که با خود آیندهای سیاه و تباه برای کل بشریت تدارک میبیند.
ربع دوم قرن بیست و یکم، بدون هیچ تردیدی، پایان بخش جهانی است که صدها سال آن را میشناسیم و از زمانی که توانستهایم شرح حال و تصاویر آن را ضبط کردهایم. دنیای از قرن ۱۸ تا پایان ربع اول قرن بیست و یکم میرود که در همین دو دههی پیش رو غیر قابل شناسایی شود.
دو عنصر اساسی این تغییر را شکل خواهند بخشید: جنگهای ناتمام و رو به فزونی از یک سو و تغییرات اقلیمی مخرب از سوی دیگر.
جنگهای بیپایان برای پایان دادن به عمر بشر
جنگهای ناتمام در حال حاضر یگانه ابزار اصلی سرمایهداری ابراهیمی برای تامین بقای خود است. ابزار سلطهگری پیش از این اقتصاد بود، اما با تخریب زمین، ته کشیدن منابع طبیعی و رسیدن به بنبستهای ذاتی سرمایهداری که ناشی از توزیع ناعادلانهی ثروتها بود، اینک جنگ و بمباران و نسلکشی و آدمکشی به موتور محرکهی یک نظام محکوم به مرگ تبدیل شده است. آمریکا و اسرائیل به عنوان قطبهای اصلی سرمایهداری ابراهیمی بساطی به راه انداختهاند که از این پس برای کسب ثروت، «تولید» نمیکنند، «غارت» میکنند. برای این منظور نیاز دارند به یک ماشین نظامی قدرتمند و ویرانگر و یک بهانه. با این دو میتوانند به سراغ هر کشور و ملت و سرزمینی بروند و هر آن چه را که بر روی زمین و زیرزمین و دریا دارد غارت و چپاول کنند. دلیل این که به بهانهی فعالیتهای اتمی به سراغ کشور ما آمدند نیز همین است. یا دیکتاتوری را بهانهای برای اشغال و چپاول ونزوئلا.
ماشین نظامی اسرائیل و آمریکا اینک در خاورمیانه و آمریکای لاتین به این کار مشغول است و بیتردید دامنهی آن به سایر نقاط جهان هم خواهد رسید. بر این مبنا، تمدن بشری رو به افول رفته و در نهایت، در قالب یک جنگ جهانی تمام عیار، به حیات و وجود بشر روی زمین خاتمه خواهند بخشید.
آخرالزمان اقلیمی و زمان آخر برای اقلیم قابل تحمل برای بشر
عنصر دوم یا همان تغییرات اقلیمی حتی بسیار جدیتر از مورد اول است. زیرا روند آن شدیدتر ویرانگرتر است و از همه مهمتر این که دیگر کنترل آن در دست کسی نیست. این تغییرات اقلیمی بلایی بر سر اقتصاد جهانی خواهند آورد که دیگر صرف نخواهد کرد به تولید هیچ کالا یا محصولی دست بزند، چرا که هزینهی آن به قدری بالاست که نبود تولید سودمندتر خواهد بود تا هر گونه تولیدی.
اکوسیستمها و محیط زیست بشر توسط سرمایهداری ابراهیمی و تولید غیرعقلانی و مصرفگرایی دیوانهوار به نحو غیرقابل باوری آسیب دیده است و طبیعت در پاسخ به این رفتار احمقانه، شرایط حیات انسان روی زمین را ناممکن خواهد ساخت. گرمایش، کمبود آب، قحطی، خشکسالیهای ماندگار، کمبود مواد خوراکی و تولید کشاورزی، رویدادهای شدید آب و هوایی مانند بارشهای سنگین، توفندههای خانمانبرانداز، سیلهای تخریبگر، رانش زمین، آتشسوزیهای گسترده، گرمای شدید و غیر قابل تحمل و امثال آن نخست میلیونها و بعد میلیاردها انسان را از داشتن آب و غذا و مکانی برای زندگی محروم خواهند ساخت.
میلیونها قربانی شرایط غیر قابل تحمل اقلیمی باید از زادگاه خود مهاجرت کنند و هست و حیات مناطقی که به آن مهاجرت میکنند را به چالش بکشند. این امر سبب تنشهای فراوان محلی، منطقهای و ملی میشود و در نهایت به بحرانهای بزرگ بینالمللی دامن خواهد زد. این امر جنگهای بسیاری را کلید زده و یا تشدید خواهد کرد.
زمانبندی یک انقراض
پس، سرنوشت جهان از این پس تابع این دو عامل خواهد بود: جنگهای تمدنبرانداز سرمایهداری ابراهیمی و رویدادهای تمدنبرانداز اقلیمی. این دو با هم مرتبطند و همدیگر را تشدید کرده و به نقطهی اوج خواهند رساند.
با آغاز روند فعالِ برچیدن تمدن بشر به واسطهی این دو عامل، در حال حاضر فقط بحث زمان است که اضمحلال تمدن و محو وجود نژاد بشر از روی زمین عینیت و مادیت خواهد یافت. تنها چیزی که قدری سخت قابل پیشبینی است زمان دقیق وقوع این رویداد مهم تاریخی، یعنی محو موجود بشری از روی زمین است؛ آن را نمیدانیم، اما در مورد حتمی بودن این روند جای تردید هر چه کمتری باقی مانده است.
راه ناموجود نجات
آیا راه نجاتی موجود است؟ واقعیت این است که برای هیچ یک از این دو معضل، راه حل آسان وجود ندارد.
خنثی کردن عنصر تخریبگر سرمایهداری ابراهیمی نیاز به بسیج جهان برای از بین بردن ماشین جنگی و منابع اقتصادی این سیستم اهریمنی دارد. امری که معادل جنگ جهانی سوم -به احتمال زیاد اتمی- است و با خود، سرعت بخشیدن به روند نابودی تمدن بشر را به دنبال خواهد داشت.
برای خنثی کردن عنصر تخریبگر تغییرات اقلیمی نیز بسیار دیر است و هیچ توافق، راهکار مشترک و ارادهی جدی برای آن نیز وجود ندارد. بنابراین، روند گرمایش و آلودگی و آسیبرسانی زمین افزایش یافته، به واسطه جنگ و ویرانی و فقر تشدید میشود و با سرعت گرفتن دگرگونیهای شدید اقلیمی به سوی پایان دادن به حضور بشر و موجودات زنده در زمین پیش خواهیم رفت.
تنها امیدواری میتواند این باشد که در مسیر انقراض انسانها از روی زمین، به طور تصادفی و از طریق شانس، اقلیتی کوچک از نوع بشر زنده بماند و بتواند در یک بازهی چند قرنه برای خود تمدنی جدید بسازد. تمدنی که اگر قرار باشد ادامه یابد باید خود را از دو پدیدهی اهریمنی مذهب ابراهیمی و سرمایهداری ویرانساز دور نگه دارد.#
______________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) : @KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد