کورش عرفانی – ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
در میانهی جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، شرایطی پدیدار شده است که شکنندگی جبههی دشمن را به خوبی آشکار میکند: کمبود مهمات، آشفتگی سازماندهی، به هم ریختگی استراتژیک، ضعف باورنکردنی در سلسله مراتب فرماندهی، آسیبپذیری در مقابل حملات متقابل ایران و نیز از دست رفتن اعتماد و کنترل در منطقه و جهان. همهی اینها سبب بروز آتشبس موقتی شده است که میتواند، در صورت بهرهبرداری هوشمندانهی ایران، تبدیل به فرصتی برای یک موقعیت پایدارتر شود.
در فاصله هر آتشبس بدیهی است که هر دو طرف در پی تقویت خود هستند تا بتوانند، در صورت بروز جنگ، به طور موثرتر عمل کنند. این تقویت البته که شامل وجه نظامی و دفاعی و امنیتی است، اما نباید آن را فقط به این جنبه کاهش داد. موضوع هم چنین دربارهی شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، زیست محیطی و حتی فرهنگی هر دو طرف است. به همین خاطر، برای حفظ کیان ملی عزیزمان ایران، میبایست به فکر آن باشیم که از فرصتهای کوتاه و یا میان مدت، اما پیوسته موقتِ آتشبس به نحوی بهره بریم تا بتوانیم کشوری آن چنان قوی داشته باشیم که دشمن، اسرائیل، دیگر خیال دستدرازی و حمله و تجاوز به آن را نداشته باشد.
برای این منظور باید نقطه ضعفها را شناخت و روی آنها کار کرد.
برطرفسازی ضعفها
بدون کمترین تردید در رأس همهی آنها اقتصاد است. چگونه میتوان اقتصاد ایران را تقویت کرد؟ بدیهی است که در مملکتی که نهادهای کلان اقتصادی تا خرخره زیر سیطرهی تراستیها و الیگارشهای یهودسالار در پیوند با دولت آخوندی است، همهی نگاهها برای هر نوع بهبودی در شرایط به سوی بالا میرود و همه منتظرند که «دولت کاری کند». اما هدف از این مقاله تکرار بیهودهی این آرزو و رویا نیست. هر چه بیشتر در این باره بگوییم سرخوردهتر میشویم، چرا که بالاییها -که ما از آنها انتظار معجزه داریم- خود در ردیف دزدها و غارتگران یا همدستان آنها هستند.
واقعگرایی ایجاب میکند که گزارهی پایهای خود را برای تغییر، تغییر دهیم. به این ترتیب که از ایدهی نازای «دولت باید کاری کند تا وضع اقتصاد خوب شود» بیرون بیاییم و به یک گزارهی سازندهی تازه فکر کنیم: «مردم باید اقتصاد را طوری تنظیم کنند تا دولت وادار به کاری شود». این تغییر ساده، تمامی معادلهی قدرت در جامعه را دگرگون میسازد. از یک جامعهی منفعل منتظر با نگاه به بالا، به یک جامعهی فعال و پویا و متکی به خود باز میگردیم.
کسی تردید ندارد که اقتصاد ایران به طور گسترده و عمیق زیر سیطرهی نهادهای دولتی است، اما تا زمانی که این امر را به شکل مطلق ببینیم، کاری انجام نمیدهیم. مثل بسیاری دیگر از واقعیتهای نامطلوب، تا زمانی که فرد یا جامعه آنها را در حالت مطلق و ثابت ببیند هیچ کار مهمی برای دگرش آنها صورت نمیبخشد. تغییر با باور به امکانپذیری تغییر به وجود میآید، بر اساس این باور است که ذهن خلاق گشته و راهکار مییابد. این باور هم یک نکتهی کلیدی با خود دارد و آن این که هر مشکلی نسبی است و نسبیت مشکل، امکان یافتن راه حل برای آن را مطرح میسازد.
پس، در درجهی نخست باید باور داشته باشیم که تغییر ساختار اقتصادی ایران از پایین ممکن است. به چه صورت؟ با فکر کردن و انجام آن چه از ما بر میآید، نه با صحبت در مورد آن چه از ما بر نمیآید. به طور مثال
. چند جوان تحصیلکرده یا دارای تخصص و تجربه که از بیکاری رنج میبرند، میتوانند جدای از هم، عذاب کشیده و بیکار و افسرده بنشینند و منتظر معجزهی تحول بازار کار و یافتن شغلی باشند. اما انتخاب دیگرشان این است که همین حالا کنار هم قرار گیرند و در قالب یک شرکت استارتآپ یا یک تعاونی تولیدی یا خدماتی، به یکدیگر یاری رسانده و فعالیتی را به شکل جمعی آغاز کنند. این جمع باید منتظر مشکلات و چالشهای فراوان و عدیده باشد، اما به طور دقیق برای تجربه کردن و مواجه شدن با این مشکلات و چالشهاست که چنین کاری را شروع کردهاند. با آموختن تجربههایی از این دست است که میتوانند بدانند نقاط ضعف و قوت سیستم کاری و اقتصادی کجاست و چه باید کنند، نه با خانه نشستن و سیگار کشیدن و قرص اعصاب مصرف کردن.
. چند کاسب که دچار کمبود فروش هستند میتوانند با یکدیگر در قالب یک انجمن صنفی مشورت کرده و راهکارهای مثبتی برای بازفعالسازی بازاریابی از طریق تکنیکهای جدید، کاهش قیمتها، ارائهی خدمات بهتر، تسهیلات فروش و یا تبلیغات بهتر پیدا کننند.
. شرکتها و تولیدیهایی که سفارش کمتر میگیرند میبایست با ایجاد شبکههایی به یکدیگر برای یافتن مشتریان جدید یاری رسانند و یا سفارشها و قراردهای بزرگتری را در قالب همکاری با هم پیدا کنند.
. افرادی که صاحب سرمایه هستند میتوانند با ایجاد بانکهای سرمایهگذاری تعاونی بر روی طرحهای پیشنهادی جوانان که دارای شانس موفقیت است، در قالب تشکیل یک تعاونی تولیدی، پول بگذارند و به آنها یاری برسانند و با آنها مشارکت کنند.
. به همین ترتیب که حتی در حوزهی مصرف نیز، شهروندان میتوانند با تلاش جمعی و تماس و هماهنگی با یکدیگر در بایکوت کردن گرانفروشان و وادارسازی آنها به کاهش قیمت تلاش کنند. قدرت انتخاب مصرفکننده ابزار نفوذ آنها در تصمیمگیریهای اقتصادی است. ترجیح خرید کالاهای ساخت داخل بر خارج سرنوشت تولیدیها را دگرگون میسازد.
این نمونه ها فقط برای آن بود که ببینیم در عرصهی اقتصاد، به عنوان یک مثال، دست بازیگران غیردولتی و شهروندان خالی نیست و شانس های فراوانی برای فعال شدن، تولیدگری، کسب درآمد و سود و ایفای نقش مهم و موثر در اقتصاد وجود دارد. این همان مدیریت اقتصاد از پایین است که پیش از این در مقالات خود اشاره کرده بودیم. این جایی است که جامعه منتظر نمیماند، به پیش میرود و راه باز میکند.
بازسازی جامعه
همین روحیه را میتوان در عرصههای اجتماعی یا همان زندگی روزمره در جامعه داشت.
. با تغییر رفتار و برخورد خود با یکدیگر میتوان جوّی را دامن زد که آدمها را به جای مشتی مردهی متحرک در کنار یکدیگر به انسانهایی با روحیه و پرنشاط تبدیل سازد، شهروندانی که فضاهای جمعی را به فرصتهایی برای برقراری ارتباط سازنده و پویاساز یکدیگر تبدیل میکنند. در مترو و اتوبوس و تاکسی و قهوهخانه و محل کار و کلاس و محله، میتوان با تزریق روحیهی دوستی و احترام و صمیمیت، روح جمعی را صیقل زد و انسانها را از خماری و خستگی و فرسودگی بیرون کشید.
آری! این نیازی به دولت ندارد.
. میتوان به افراد گرفتار و دچار کمبودهای مالی و مادی یاری فکری رساند. میتوان به یکدیگر کمک کرد که مشکلات را بهتر مدیریت کنند.
. میتوان فاصلههای اجتماعی را به نحوی هوشمندانه و پایدار کاهش داد.
. میتوان تعاون و همبستگی و اتحاد میان مردم را تقویت کرد.
. میتوان حس احترام متقابل و همحسی و همدردی با یکدیگر را تعمیق کرد.
هیچ کدام از اینها وابستهی به دولت نیست و همگی به اراده و روحیه و انتخاب تکتک شهروندان در شهر و روستا و محل کار و درس و سایر فضاهای اجتماعی مربوط است.
مثالها در تمامی عرصهها فراوان است و نیاز به ذکر تمامی آنها نیست. به ایدهی اصلی بپردازیم: تقویت ایران از پایین.
توانمندسازی شهروندی ایران
این آن ماموریت مهمی است که تاریخ ایران بر عهدهی تکتک شهروندان گذاشته است. سپردن آیندهی این سرزمین کهن به مشتی دزد و تازه به دوران رسیدهی حاکم بر قدرت نه عقلانی است نه منطقی. آن چه لازم داریم بر عهده گرفتن این مسئولیت است توسط خودمان، توسط ما شهروندان ایرانی، ما علاقمندان به داشتن یک ایران قوی و قدرتمند، یک ایران آزاد و آباد.
برای این منظور به فکر آن باشیم که «برای تقویت ایران از پایین، از ما چه بر میآید»؛ بپرسیم «من شهروند چه میتوانم بکنم تا ایران نیرومندتر شود؟». وقتی به طور جدی و فعالانه به این پرسش پاسخ دهیم میبینیم که شمار امکانهایی که در اختیار ماست بسیار بزرگتر از آن چیزی است که تصور میکردیم.
فراموش نکنیم، با قدمهای کوچک است که میتوان کارهای بزرگ را به سرانجام رساند. بنابراین باید تلاش کنیم که با انباشت همین اقدامات کوچک من و تو ایران بماند و آن قدر قوی شود که دشمن دیگر هرگز هوس آمدن به سراغ ما را نکند.
بازدارندگی فقط نظامی نیست،
. اقتصادی هم است، با یک اقتصاد قوی و تولیدگر و پایدار و شکوفا؛
. اجتماعی هم است، با داشتن یک جامعهی همبسته، متحد، شاد، پشتیبان یکدیگر و همحسی عمیق میان شهروندان،
. سیاسی هم است، با داشتن مشارکت شهروندان در تعیین سرنوشت خود و تحمیل ارادهی خویش بر حاکمان به طریق حرکتهای ماندگار و سازمانیافته،
. فرهنگی هم است، با فرهنگی انسانمدار، صلحطلب که تضاد ماهووی خود را با ضد فرهنگ انسانستیز دشمن، اسرائیل، به نمایش میگذارد.
. زیستمحیطی هم است، با حفاظت از منابع طبیعی و به کارگیری آنها در قالب الگوی توسعهی پایدار.
جان کلام این که اگر میخواهیم فرصتهای کوتاه آتشبس و امثال آن به موقعیتهای ماندگار امنیت و صلح و پیشرفت کشور تبدیل شود، باید قوی و قویتر و قویترین باشیم. تنها راه، قوی شدن است چرا که در نظام جهانی کنونی «ضعیف پایمال است». برای تقویت خویش نیز باید هم در عرصههای نظامی و امنیتی و دفاعی مجهز و پیشرفته و پویا باشیم و هم در تمامی حوزههای دیگری که حیات جمعی ایران و ایرانیها را شکل میدهد: اقتصاد تولیدگر، جامعه شکوفا، سیاست مشارکت محور، فرهنگ خلاق و آزاد، محیط زیست حفاظت شده و ترمیم شده.
تنها در سایهی ساختن چنین مجموعهای است که ایران باقی خواهد ماند و دشمن، اسرائیل، آرزوی نابودی کشور و تمدن ما را با خود گور لجن گرفتهی صهیونیستی خویش خواهد برد.
فراموش نکنیم، ایران ماندگار شده است چون ایرانیان آن را ماندگار ساختهاند. امروز هم وقت خوشبینی و بدبینی نیست، وقت امکانبینی است تا تشخیص دهیم آن چه را که شدنی و امکانپذیر است و آن را پیگیری کنیم.
شدنی است اگر بخواهیم.#
______________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
ایکس (توییتر) : @KoroshErfani
مقالات مرتبط
در همین مورد