اخبار

⁨تغییر مهم است نه نام آن

شرایط جهانی، منطقه‌ای و داخلی ایران به هر ناظری یک نکته را یادآور می شود: ضرورت تغییر برای انطباق موقعیت کشور با واقعیت‌های جدید. درک این ضرورت به همان اندازه اهمیت دارد که داشتن ایده‌ای پیرامون چگونگی پرداختن به آن. در این میان بدیهی است که تغییر سیاسی به عنوان گام نخست مطرح می‌شود. این هیچ رمز و رازی بر کسی نیست، اما درعین حال دشوارترین بخش از فرایند ایجاد برخی از دگرگونی‌های لازم و حیاتی در ایران می‌باشد.

فرمول ناممکن یا نامناسب

هرگونه تغییر سیاسی در ایران مستلزم درک واقعیت ساختار حاکم است. ساختاری پیچیده، غیر متعارف، چند لایه و غیر شفاف. گمانه‌زنی در مورد نوع ممکن این تغییر دشوار است؛ شاید بد نباشد که از روش حذفی بهره بریم، بدین معنا که نخست گزینه‌های ناممکن و نامحتمل بروز تغییر سیاسی در کشور را کنار بگذاریم تا آن چه می‌ماند ارزش فرضیه‌پردازی یابد.

در زیر برخی از گزینه‌های ایجاد تغییر سیاسی در ایران که در شرایط فعلی ناممکن یا شاید به زعم برخی نامناسب به نظر برسند ارائه می‌شوند:

۱)     هجوم خارجی و جایگزین‌سازی توسط بیگانگان: این گزینه به دلیل نداشتن استقبال اجتماعی و نیت‌های شر و منفی پشت آن، از بدترین احتمال‌ها بوده و محکوم به بی‌اعتنایی و کنار گذاشته شدن است. بوی مستقیم خیانت و وطن‌فروشی از آن بلند است و نتیجه‌ای بهتر از تجزیه‌ی کشور و تجربه‌ی سوریه و لیبی را ندارد.

۲)     براندازی با هدایت از بیرون: این حالت نیز به دلیل نبود شانس اجرایی و عملیاتی بیشتر شبیه به رویاپردازی است تا واقعیتی که بتوان نماد و نمودی از آن را در ایران یافت. چهار دهه ناکامی در این زمینه شاید گویای ناممکن بودن آن باشد. این فرمولی است که کار نمی کند.    

۳)     کودتا: این گزینه به دلیل یکدست نبودن ساختار نیروهای مسلح کشور عملی نیست. هر نیرویی که بخواهد در چنین حرکتی شرکت کند با مقابله و مقاومت سایر نیروها روبرو و به جنگ داخلی کشیده می‌شود. ضمن آن که وضعیت خراب کشور راه حل نظامی نمی‌طلبد. 

۴)     از طریق انتخابات آزاد: این حالت نیز هر چند ایده‌آل است اما با ماهیت منجمد و سخت نظام و لایه‌های عقب‌گرا و وحشت‌زده‌ی درون آن ممکن به نظر نمی‌رسد. حداقل این که گذر بلافصل از شرایط بسته‌ی حاضر به یک انتخابات آزاد و غیر دستکاری شده بسیار سخت و به همین دلیل نامحتمل به نظر می‌رسد.

۵)     از طریق قیام یا انقلاب: این حالت به صورت بالقوه ممکن و به زعم بسیاری حتی مطلوب است اما به دلیل خصلت‌های نوین جامعه‌شناختی-روانشناختی مردم ایران شرایط بالفعل شدن را ندارد. عناصر اصلی آن غایب هستند، از جمله نیروهای اجتماعی بهاپرداز، سازماندهی سراسری و رهبری مورد توافق. ایجاد این سه نیازمند فرایندی می‌باشد که در طول چهار دهه‌ی گذشته میسر نبوده است. براندازی یک حکومت نیاز به حضور فعال هر سه عنصر به طور همزمان و هماهنگ دارد، چیزی که در ایران دور از تحقق است.

 

فرمول‌های ممکن

با کنار رفتن این پنج طریق نامحتمل تغییر سیاسی می‌ماند دو امکان فرضی دیگر که در زیر بررسی می‌شوند: 

۱)     حرکت از بالا و از درون ساختار قدرت حاکم برای ایجاد تغییرات ضروری با هدف حفظ و بقای کلیت نظام در قالبی جدید. 

۲)     حرکت اجباری نظام با حضور ترکیبی از نیروهای بیرون و درون ساختار قدرت حاکم با همان هدف فوق. 

بد نیست هر یک از این دو را از حیث عملی بودن بررسی کنیم:

.    در سناریوی فرضی نخست، در بالاترین سطوح کشور نوعی از خودآگاهی نسبت به اضطرار غیرقابل پرهیز تغییر شکل می‌گیرد و بازیگران اصلی قدرت به یک درک مشترک از ضرورت تغییر می‌رسند. اعتماد به نفس و شجاعت برای این منظور لازم است، عناصری که در حال حاضر چندان یافت نمی‌شود و با توجه به حضور نفوذی‌های اسرائیل در ساختار حاکمیت، شکل‌گیری خودجوش آن سخت خواهد بود. اما با فرض تحقق آن، این استراتژی تغییر باید به بازتعریف ساختارهای حاکمیت و روابط میان آنها بپردازد تا از یک سو سبب شود که جامعه باور دارد تغییری در حوزه‌ی سیاست کشور رخ داده و از سوی دیگر، به طور عملی، دگرگونی‌های مهمی با هدف برقراری امنیت، ثبات و بهبود شرایط زندگی مادی جامعه پدید آید.  

این سناریو به طور نظری ممکن و میسر است چرا که نظام حاکم ابزارهای اجرایی این کار را در اختیار دارد، اما تمام ظرافت و حساسیت بحث در گرو آن است که ۱) آیا جرأت اقدام دارد یا خیر و اگر بلی، ۲) با چه هدفی دست به این کار بزند و سرانجام ۳) در مسیر اجرا تا چه حد نسبت به اهداف اولیه پایبند بماند. به عبارت دیگر، مشکلات و برخی ترس و هراس‌ها نباید کار را در نیمه راه فلج سازد و بتوانند با جرأت و تدبیر، روند تغییر را به سرانجامی برساند. در این صورت، یک سری از دگرگونی‌ها در ساختارها، روش و شکل مدیریت پدید می‌آید و اثرات مشخص و روشن خواهد داشت. این می‌تواند شروع کوچکی برای پایانی بزرگ باشد.

.    در سناریوی دوم در واقع یک نوع اجماع بین آنها که در حال حاضر قدرت را در دست دارند و مهره‌های قابل اطمینان دیگری که هم اکنون قدرت اجرایی خاصی ندارند صورت می‌گیرد. این دو می‌توانند در طیفی نه چندان گسترده اما از سوی دیگر نه خیلی محدود، به توافقی ضمنی یا آشکار برسند و بر اساس آن اقدام به بازطراحی نظام توزیع قدرت در کشور کنند. این کار اما نمی‌تواند در حد یک نمایش سطحی‌گرا از نرمش سیاسی باشد، باید کیفیت کارآمدی مدیریتی در کشور به نحو محسوسی بهبود یابد و مملکت از رفتن به سوی یک فاجعه‌ی احتمالی بازداشته شود. این مستلزم تغییر هم در شکل و هم در محتواست. نیازمند اتخاذ تصمیماتی مهم و سرنوشت‌ساز است. 

این مسیر دوم به طور بالقوه ممکن است و می‌ماند که آیا لایه‌های صاحب قدرت حاضر به تقسیم و مشارکت آن با سایر خودی‌های سابق و غیرخودی‌های کنونی هستند یا خیر. اگر این امر صورت گیرد می‌توان طیفی قابل توجه از نیروهای سیاسی داخل کشور و تابع آن، حتی بخشی از قشرهای اجتماعی مایل به یک گذار مسالمت آمیز و مهندسی شده را به میدان آورد و جو عمومی جامعه را بازسازی کرد. شرط موفقیت این روش، حفظ اجماع از یک سو و تامین کارآمدی برای برآیند نهایی آن است؛ چرا که بدون اثر مشخص و ملموس بر وضعیت اسف‌بار کشور و بهبود بخشیدن آن بعید است که چنین روشی بتواند معجزه‌ای در حال نزار مملکت به وجود آورد. شایسته‌سالاری موتور اصلی فرایند مورد بحث خواهد بود.

اما سؤال مهمی که در این میان مطرح می‌‌شود این است که در پیوند با این دو سناریوی محتمل، در این میان، نقش نیروهای مستقل و غیر دولتی تاثیرگذار مانند قشرهای روشنفکر، تحصیل کرده یا فعالان بخش خصوصی و در یک کلام، نخبگان غیردولتی چیست؟ 

نقش نیروهای غیردولتی

بدیهی است که هر گشایشی در فضای بسته‌ی سیاسی کشور می‌تواند بخشی از نیروهای اجتماعی تغییرطلب را با خود همراه سازد. نکته‌ی حساس در این است که اوضاع عمومی کشور به قدری وخیم و اسف‌بار است که این حرکت‌ها نمی‌تواند به صورت بیش از حد کوچک، جزئی، بطئی و آهسته صورت پذیرد. وضعیت کشور از هر نظر بحرانی است و نیازمند به تصمیماتی مهم و موثر به طور بلافصل دارد. فقط چنین تصمیماتی است که می‌تواند لایه‌‌های فرهیخته‌ی جامعه را -که از چرایی وعمق فاجعه‌ی سوءمدیریت چند ده ساله ی کشور خبر دارند- متقاعد سازد به راستی تغییری به سمت بهبود در حال انجام است تا به آن بپیوندند. این قشر فرهیخته دیگر نه متوهم است و نه قابل فریب دادن، حداقل نه به آسانی گذشته.

در واقع آن چه کشور به آن نیاز دارد، یک تغییر واقعی مدیریتی است و نه به طور صرف یک تغییر ظاهری سیاسی. این بافتار مدیریتی کشور است که باید به شکل عمیق زیر و رو شود و مملکت از تنبلستان کنونی به سرزمین کار و تلاش مبتنی بر تفکر خردورز علمی بدل شود؛ و این امر، با قرار دادن افراد کم‌سواد و کم‌کار و فاقد تجربه و مهارت مدیریتی ناممکن است. بنابراین، هر تغییری که بخواهد سبب ساز بهینه‌سازی شرایط شود باید توأم با تزریق حد بالایی از مهارت و کارآمدی در بالاترین سطوح مدیریتی کشور باشد. همان شایسته‌سالاری فن‌سالار.

این امر به طور مشخص به معنای سپردن اداره‌ی امور کشور به دست نخبگان است. به عبارت دیگر تمامی بدنه‌ی حکومتی در سطح وزارتخانه‌ها باید به افرادی کارآمد و ماهر سپرده شوند. تمامی مدیران رده‌های نخست و دوم ادارات دولتی باید از میان کسانی باشند که توانمندی حرفه‌‌ای بالایی دارند و قادر به کارهای خارق‌العاده برای ممانعت از فرو رفتن کشور در ابربحران باشند.

چنین بافتار دولتی بدون همراهی و پشتیبانی یک مجلس متشکل از نمایندگان باسواد و متخصص در امور مختلف ناممکن است. مجلس شورای اسلامی ناکارآمد، فاسد و نادان کنونی باید به مجلس شورای ملی کارآمد، مردمی و دانش‌ورز تبدیل شود. دانشگاه‌ها می‌توانند در این زمینه یاری‌رسانی کنند. اساتید با سواد دانشگاه می‌‌بایست جایگزین نمایندگانی شوند که به صرف آخوند و پاسدار بودنشان به مجلس راه یافته‌اند. مدیران با تجربه‌ی بخش خصوصی باید داوطلب نمایندگی مجلس شوند و با توضیح ایده‌ها و طرح‌های خود برای مردم رأی لازم برای ورود به مجلس را بیابند.

اهمیت تحزب 

در این میان احزاب سیاسی داخل کشور باید فعال شوند و احزاب جدیدی تولد یابند. این جا منظور حزب به معنای واقعی است نه فقط یک عنوان و شکل. شرایط باید برای فعالیت واقعی سیاسی در کشور مهیا شود تا تحزب بتواند در بطن فرایندی که در بالا توصیف شد نقش‌آفرینی کنند. احزاب باید با تهیه‌ی لیست‌هایی از فن‌سالاران قابل اعتماد به مردم این امکان را دهند که مجلس را پر از نیروهای کیفی متخصص کنند. چنین مجلسی است که می‌تواند نظرات کارشناسی بر لایحه‌های پیشنهادی دولت و نیز لایحه‌ی بودجه‌ی عمومی کشور ارائه دهد. مجلسی متشکل از افراد کارآمد که می‌تواند نقش نظارتی بر عملکرد قوه‌ی مجریه ایفاء کرده و به نیابت از مردم از آنها کار و کارنامه بخواهد. احزاب می‌توانند با موفقیت خود در قلب جامعه، نمایندگان خویش را در مجلس داشته و فراکسیون‌های مطلوب را پدید آورند.  

چنان چه می بینیم این مکانیزم‌های فرضی همگی در داخل کشور می‌گذرند. بدیهی است که این به معنای عدم تاثیر خارج از کشور نیست. حضور بیش از ۵ میلیون ایرانی در خارج به عنوان یک پشتوانه‌ی فکری، علمی، تخصصی و نیز مالی و مادی در این فرایند از اهمیت بالایی برخوردار است. اما این مستلزم درک شرایط داخل کشور و هماهنگ با آن عمل کردن است. صرف رویاپردازی‌های سیاسی یا امثال آن نمی‌تواند موثر باشد. وقت آن است که تغییرطلبان داخل و خارج از کشور، با به حاشیه راندن موقت سلیقه‌های سیاسی، بر سر ضرورت اعمال مدیریت کارآمد کلان بر کشور توافق داشته و با یکدیگر همکاری و هماهنگی کنند. این می‌تواند هم در سطح افراد باشد و هم در میان تشکل‌های سیاسی و غیرسیاسی. 

دشمن و منافع مشترک

درک این نکته که دشمنان ایران از اختلاف ما سوء‌استفاده می‌کنند بسیار مهم است. تمامی دولت‌های متخاصم و در رأس آنها اسرائیل تجاوزگر درصددند که هرگز ایرانی متحد و یکپارچه نباشد و همیشه اختلاف و شکاف میان دولت و ملت و نیز میان لایه‌های مختلف ملت در اوج خود باشد. این شکل‌بندی مطلوب اسرائیل در واقع همان فرمول ناکارآمدی و شکست و فاجعه برای کشورمان بوده و است؛ به همین خاطر باید از آن پرهیز کرد. برای این منظور، دادن ارجحیت به منافع ملی می‌تواند خط مشترک همه‌ی نیروهای داخل و خارج از کشور برای یافتن بسترهای همسویی باشد. 

فراموش نکنیم که یک ایران دمکراتیک و پیشرفته نمی‌تواند بدون عبور از یک مسیر ضروری و لازم به منصه‌ی ظهور رسد. این مسیر روشن است: آگاهی، آزادی، آبادی. نخست لازم است که یک درصدی‌های جامعه‌ی ایران بر اساس آگاهی با تعریف مشخص آن عمل کنند. آگاهی عبارت است از «قدرت تشخیص درست منافع جمعی». در حال حاضر ایران عزیزمان بیش از هر چیز به ایرانیان آگاه نیاز دارد. کسانی که می‌دانند منافع ملی کشور ما در چه است و چگونه باید آنها را تامین و تضمین کنیم. هر نیرویی که در خلاف این مسیر حرکت کند یا خائن است یا ناآگاه. تا زمانی که عنصر آگاهی در قالب نهادینه‌ی خود در مکانیزم‌های تصمیم‌گیری و قدرت در ایران مستقر نشود نمی‌توانیم به آزادی که شرط حیاتی لازم برای ثمردهی آگاهی است دست یابیم. نخست آگاهی، بعد آزادی. سپس، در سایه‌ی یک ایران در اختیار یک مدیریت آگاه و یک جامعه‌ی بهره‌مند از آزادی می‌توان به آبادی ماندگار ایران دست یافت. 

اهمیت منافع ملی 

وجود آگاهی، با تعریفی که آمد، سبب می‌شود منافع درازمدت ملت ایران در درجه‌ی نخست اولویت واقع شود. ما باید قدرت تشخیص درست این منافع را داشته باشیم تا بدانیم در مقطع کنونی ارجحیت را به چه دهیم. اگر بخواهیم برخی شاخص‌های کنونی این منافع ملی را برشمریم این گونه است: 

۱)     قدرت دفاعی بالا برای بازدارندگی دشمن از تهاجم و تخریب ایران. (ارجحیت نخست) 

۲)     حل و فصل مشکل آب و برق در قالب یک طرح سه مرحله‌ای کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت 

۳)     بازسازی تدریجی اقتصاد ایران برای بیرون کشیدن آن از رکود-تورمی، باز هم بر اساس مرحله‌بندی اقدامات کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت در دو سطح خرد و کلان و در حوزه‌های مشخص مالی، صنعت، تجارت و کشاورزی  

۴)     پایان بخشیدن به فساد گسترده‌ی ملی و اداری با شناسایی مکانیزم‌های تولید فساد و رانت‌خواری و رشوه‌خواری. حذف فساد و هرزدهی منابع یک گام حیاتی است 

۵)     بازسازی نظام آموزش عالی و بهبود کیفی نظام آموزش و پرورش و بازگرداندن تمامی نسل دور افتاده از آموزش به چرخه‌ی آموزشی 

۶)     بازتعریف بودجه‌بندی فعالیت‌های دولتی با هدف پایان بخشیدن به تمامی هزینه‌های غیر ضروری و غیر تولیدی و تمرکز بر روی فعالیت‌های ضروری و حیاتی تولیدی و سرمایه‌گذاری در کشور 

۷)     احیای اعتماد اجتماعی در حوزه‌ی اقتصاد برای بازیافت سرمایه‌های از دست رفته و به تدریج رونق بخشیدن به فعالیت‌های راکد ناشی از فرار سرمایه‌ها 

۸)     تشویق و تقویت گسترده‌ی فعالیت‌های نوآوری، ابتکارات و اختراعات و شرکت‌های نوپا در حوزه‌ی فعالیت‌های فن‌آوری نوین و دانش‌بنیان 

۹)     تقویت گسترده‌ی زیرساخت‌های ارتباطاتی در ایران برای داشتن اینترنت پرسرعت و توسعه‌ی اقتصاد دیجیتالی 

۱۰)     بهبود شرایط برای تبدیل گردشگری به منبع نخست درآمد کشور از طریق سرمایه‌گذاری روی زیرساخت‌های لازم در این حوزه 

۱۱)     تبدیل ایران به هاب (شبکه‌ساز) تجارت بین‌الملل با جلب سرمایه‌گذاری خارجی و داخلی 

۱۲)     احیای اضطراری شرایط اسف‌بار محیط زیست در یک طرح استراتژیک دولتی-مدنی با ارجحیت دادن به سازمان‌های غیر حکومتی فعال در حوزه‌‌ی محیط زیست و طرح‌های ماندگار برای احیای پایدار زیست بوم ایران 

۱۳)     تلاش برای ایجاد اشتغال سازنده و از بین بردن بیکاری آشکار و پنهان از طریق سرمایه‌گذاری‌های دولتی و غیر دولتی و تشویق سازمان‌یافته‌ی تعاونی‌ها 

۱۴)     برقراری حداقلی از نظام شایسته‌سالاری در تمامی سطوح برای بازکردن راه استقرار متخصصین در جایگاه‌های مدیریتی

این‌ها فقط نمونه‌هایی است از ارجحیت‌هایی که منافع ملی کشور در حال حاضر ایجاب می‌کنند. بدیهی است که حرکت در جهت برآورده ساختن این موارد دینامیزمی را در کشور پدید می‌آورد که با خود تغییراتی عمیق در تمامی حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به همراه خواهد داشت. مهم خروج از انفعال و آغاز کنشگری هدفمند است. 

بدیهی است که در این میان امور کلان استراتژیک و سیاست‌های راهبردی دولت در حوزه‌ی سیاست خارجی مورد بازتعریف قرار گرفته و به واسطه‌ی قدرت دفاعی بازدارنده‌ی کشور می‌توان در شرایطی برابر و بدون قبول زور و قلدری از جانب بیگانگان از منافع ایران دفاع کرد. 

به عنوان نتیجه گیری: 

شرایط در منطقه و ایران روز به روز شکننده‌تر می‌شود. با به تاخیر انداختن تغییرات لازم و ضروری از جانب حاکمیت، کشور هر چه بیشتر به سوی احتمال جنگ و یا بروز یک گرایش عصبی، خونین و شورشی به پیش می‌رود، امری که در صورت رخ دادن به سرعت از کنترل خارج شده و سرنوشت ایران را به دست تجزیه‌طلبان داخلی و خارجی خواهد سپرد. دراین میان، این گونه به نظر می‌رسد که واقع‌گراترین فرمول برای تغییر در ایران، ترکیبی از بروز اراده‌ی مشخص آن از بالا و هوشمندی عمل به موقع و پویا از پایین است. در صورتی که نظام برای بقای خود به سوی نوعی از تحرک حداقلی گام بردارد فرصتی پدید می‌آید که جامعه بتواند با ارجحیت بخشیدن به منافع ملی در این راستا از خود ابتکار عمل نشان دهد. این امر می‌تواند بر یک سری از ضرورت‌های آنی تاکید داشته باشد تا بستری برای پویاسازی مکانیزم‌های تغییر بیشتر باشد. از یک نقطه‌ای این امکان پدید می‌آید که بتوان به حوزه‌های بزر‌گتر و جد‌‌یتر پرداخت و در آنها تغییر را میسر ساخت. 

بنابراین، باید دستگاه ذهنی خود را طوری تنظیم کنیم که از هر موقعیت کوچک یا بزرگ برای بقای ایران و بعد تلاش برای احیای ایران بهره بریم. این همان ایده‌ی عبور از دوران ناکارآمدی چند دهه‌ی گذشته تحت نام «جمهوری اول» و گذر به یک دوران متفاوت به عنوان «جمهوری دوم» است. اما آن چه در این مقاله آمد در واقع شرایطی را توضیح می‌دهد که می‌تواند در قامت پیش‌زمینه و مقدمه‌ای بر چنین تحولی باشد. 

خود را درگیر نام‌هایی که برای تغییر در این سال‌ها در نظر گرفته‌ایم نکنیم: براندازی، سرنگونی، قیام، انقلاب، اصلاحات، جنبش، جمهوری دوم…. فراموش نکنیم، در شرایط اضطرار تاریخی برای کشور، آن چه مهم است تغییر است نه اسم آن. #

_________________________________________

برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید:  www.didgah.tv 

جهت اطلاع از نظریه‌ی «بی‌نهایت‌گرایی» به این کتاب مراجعه کنید:

«بی‌نهایت گرایی: نظریه‌ی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com

آدرس تماس با نویسنده: korosherfani@yahoo.com

ایکس (توییتر) :@KoroshErfani

leave a reply

> <<

Didgah.tv

خبرهای مهم

05 ژوئن 2026 2.16 ب.ظ

کورش عرفانی – ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ سرنوشت جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران هنوز معلوم نیست، اما وضعیت کشور در سایه‌‌ی این حمله‌‌ی نظامی به سوی دورانی مبهم در شرایط پساجنگ می‌رود. اقتصاد ایران…

29 مه 2026 4.37 ب.ظ

کورش عرفانی – ۸ خرداد ۱۴۰۵   با اعلام احتمال توافق شصت روزه‌‌ی ایران و آمریکا بار دیگر بارقه‌ای از امید برای پایان جنگ میان دو کشور مطرح شده است. در عین حال اسرائیل با قرار دادن ظاهری خود…

29 مه 2026 4.26 ب.ظ

        همایون صادقی –  ۸ خرداد ۱۴۰۵ چگونه از دست رفتن منابع و منافع کشور، امنیت نسل‌های آینده را به یغما می‌برد؟ تاریخ داوری بی‌رحم است. هرگاه حکومتی در یک برهه تاریخی به دلیل ضعف مفرط،…

25 مه 2026 9.40 ب.ظ

گزارش جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران – کورش عرفانی – ۲۵ مه ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی…

22 مه 2026 3.26 ب.ظ

کورش عرفانی – ۱ خرداد ۱۴۰۵ بسیاری بر این باورند که با گذر زمان انتخاب‌های ممکن برای طرف‌‌های درگیر جنگ ضد‌ میهنی اسرائیل و آمریکا علیه ایران در حال کاهش است. این امریست انکارناپذیر؛ اما…

15 مه 2026 2.07 ب.ظ

کورش عرفانی –  ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ شرایط کنونی جهان و ایران از یک خصوصیت دوگانه برخوردار است: بی‌ثبات‌ترین و بلاتکلیف‌ترین وضعیت از یک سو و مهمترین و سرنوشت‌سازترین از سوی دیگر. این ویژگی…

08 مه 2026 8.49 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ – ۸ ‌می۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…

08 مه 2026 2.37 ب.ظ

کورش عرفانی –  ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ با جهانی متفاوت روبرو هستیم که شرایطی نامشابه با گذشته‌ی حتی نزدیک خود دارد و درک آن نیازمند بازنگری در بسیاری از دستگاه‌های تحلیلی پیشین است. جنگ اسرائیل…

01 مه 2026 9.43 ب.ظ

برنامه کاوه آهنگر: کورش عرفانی – ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ – ۱ ‌می ۲۰۲۶  برای دیدن و یا دانلود فایل ویدیویی بر روی لینک زیر کلیک کنید. با عضویت در کانال یوتوب دکتر کورش عرفانی از رسانه مردمی دیدگاه…