با آغاز تجاوز اسرائیل جنایتکار به ایران در روز جمعه، بیست و سوم خرداد ۱۴۰۴ برابر با سیزدهم ماه ژوئن 2025، بخش دیگری از تاریخ خاورمیانه رقم خورد. ورود احتمالی ایالات متحدهی آمریکا به این معرکه میتواند آن را به بخشی سرنوشتساز از تاریخ جهان تبدیل سازد. در این هفتمین روز از جنگ که این مقاله نگارش میشود واضح است که تصور باطل پیروزی سریع و زودرس، اسرائیل را در تلهی نافرجام خود گرفتار کرده است و مجموعهی صهیونیستی اینک با بحرانی روبروست که شاید بشود گفت در عمر ۷۷ سالهاش تجربه نشده بود. این تصور پوچ میرود که به یک اشتباه مرگبار برای صهیونیسم اسرائیل تبدیل شود.
دو موضوع سبب ارتکاب خطای محاسباتی نتانیاهو و دستیارانش شده است: سرمستی موفقیتهای آسان در مقابل نیروهای ضعیف شبه نظامی و یا در مقابل دولتهای در معرض فروپاشی مثل سوریه و لبنان و دیگران در منطقه در طول سالهای گذشته و دیگر، باز کردن حساب بیش از حد روی پشتیبانی «حتمی» آمریکا.
مورد نخست با این واقعیت روبرو شد که در مقابل یک مجموعهی عظیم که به شکل یک دولت-ملت سازمان یافته است و نه یک گروه شبه نظامی محدود و اسیر در یک جغرافیای کوچک، اسرائیل شانس کمی دارد که با استفاده از استراتژی جنایتکارانهی هزار ضربه چاقو بتواند به پیروزی دست یابد. چرا که میبیند در ازای هر ده ضربه هم که شده یک چاقو دریافت میکند. این بدنهی اسرائیل را ضربهپذیر کرده و اینک، برای نخستین بار، در مقابل قدرتی است که میتواند همسان او به وی آسیب وارد کند. در حالی که حماس و حزبالله چنین توانی را در این سطح نداشتند، ایران از این قدرت برخوردار است که قلب پایتخت اسرائیل را به موشک ببندد و مراکز مهم اقتصادی و نظامی آن را مورد هدف قرار داده و کشور را به سوی نوعی فلج و هراس و ورشکستگی روانی و مالی و نظامی بکشاند.
مورد دوم نیز به این مشکل برخورد کرده است که آمریکا دیگر همان آمریکای 2001 و 2003 نیست تا با یک توطئهی صهیونیسم به جنگ با افغانستان و عراق برود و برای منافع اسرائیل هزاران کشته، دهها هزار مجروح و تریلیونها دلار هزینه را پذیرا شود. آمریکای 2025 یک آمریکای از نفس افتاده و مقروض است که دارای شکافهای عمیق داخلی است. علاوه بر آن دیگر تصویر خوبی از اسرائیل جنایتکار و دزد هم ندارد و حاضر نیست برای منافع مشتی تبهکار و جنایتکار صهیونیست مانند نتانیاهو به پای جنگی برود که عاقبت آن جز سیاهی و تباهی برای ملت آمریکا و فراتر از آن نیست.
سرنوشت جنگ
هفت روز بعد از آغاز تجاوز صهیونیسم اسرائیل به ایران، سرنوشت جنگ به این پارامتر وابسته است:
۱-آیا اسرائیل میتواند دست به حرکتی بزند که جبرانگر ناکامی آن در مقابل یک قدرت دولتی باشد؟ آیا میتواند با بمباران هستهای یا زدن سر رهبری قدرت حکومتی در ایران به هدف خود، که ایجاد آشوب و جنگ داخلی و قحطی و تجزیهی کشور است دست پیدا کند؟ تجزیه و نابودی ایران چیزی است که منظور اصلی اسرائیل را در بر میگیرد. اگر ایران به این وضعیت دچار شود، جنگ به کل کشورهای خلیج فارس و خاورمیانه کشیده خواهد شد. اسرائیل بر آنست که از این طریق منطقه را شخم زده و مکانهای مناسب آن را برای تشکیل «اسرائیل بزرگ» تصرف کند. بعد از آن هم خواهان نابودی پاکستان و ترکیه است.
۲-برای این منظور، اسرائیل به طور حتم به حضور نظامی آمریکا نیاز دارد. لابی قدرتمند اسرائیل در آمریکا در حال فشار بر کاخ سفید است تا واشنگتن را به این جنگ خانمانبرانداز خود بکشانند. جنگی که با وارد ساختن قدرتهای بزرگ منطقهای و بعد جهانی اوج تازهای میگیرد و سپس به یک جنگ جهانی اتمی منقرضساز بشریت تبدیل خواهد شد.
از آن جا که تا زمان نگارش این مقاله هنوز معلوم نیست کلیت این جنگ به چه سویی میل کند نمیتوانیم با اطمینان در این مورد اظهار نظر کنیم، اما این امکان هست که بر اساس هر دو احتمال تحقق و عدم تحقق هر یک از این امکانهای نامبرده به گمانهزنی بپردازیم؟
چهار حالت فرضی قابل تصور است:
۱-اسرائیل دست به حملهی اتمی/شبه اتمی علیه ایران میزند و آمریکا نیز با تمام قدرت نظامی خود به ایران حملهور میشود.
۲-اسرائیل دست به حملهی اتمی/شبهاتمی علیه ایران میزند اما آمریکا از حیث نظامی وارد عمل علیه ایران نمیشود.
۳-اسرائیل دست به حملهی اتمی/شبهاتمی علیه ایران نمیزند، اما آمریکا با تمام قدرت وارد جنگ علیه ایران میشود.
۴-اسرائیل دست به حملهی اتمی/شبهاتمی علیه ایران نمیزند و آمریکا نیز به جنگ ساختهی اسرائیل وارد نمیشود.
سناریوی اول همان احتمالی است که از دل آن تجزیه و نابودی ایران، خاورمیانه و جنگ بزرگ منطقهای به عنوان مقدمهی جنگ جهانی اتمی بیرون خواهد آمد. احتمال اجرایی این سناریو بستگی مستقیم به اوجگیری وخامت سرمایهداری آمریکا از یک سو و صهیونیسم اسرائیل از سوی دیگر دارد. اگر اتاقهای فکر این دو، فرار سرمایهداری ابراهیمی از نابودی را در گرو جنگ ببینند شاهد این مورد خواهیم بود و در انتهای آن، باید با حیات و زندگی بر روی سیارهی زمین خداحافظی کنیم.
سناریوی دوم در صورتی است که آمریکا حاضر به بازی خوردن توسط اسرائیل نباشد. در این صورت ممکن است صاحبان دکان صهیونیسم که ورشکستگی خود را میبینند در یک حرکت جنونآمیز آخر به بمباران هستهای/شبههستهای ایران روی آورند که حاصل آن نیز مشابه همان مورد نخست است با قدری تغییر و تاخیر.
فراموش نکنیم که در این دو سناریو، علیرغم تصور غلطی که میگوید اسرائیل و آمریکا میتوانند جهان را به آتش بکشند و خود بمانند، هر دو جزو قربانیان اصلی و پردرد این فاجعهی تاریخ بشر خواهند بود.
در سناریوی سوم، که مطلوب صهونیسم است، اسرائیل دست به بمباران اتمی نمیزند ولی آمریکا در خدمت او به جنگ با ایران میرود. این مورد نیز پتانسیل قوی داشتن سرنوشتی مشابه دو مورد اول را دارد. این بدیهی است که با آغاز عملیات نظامی آمریکا در ایران برای از بین بردن تاسیسات اتمی، واکنشهای حکومت ایران، در قالب جنگ نامتقارن، به سرعت ایالات متحده را به یک جنگ تمامعیار منطقهای وارد و اقتصاد جهانی را به محاق بحران خواهد کشاند. واکنش قدرتهای بزرگ جهانی و منطقهای تنشها را تشدید و جنگ در اوکراین/اروپا و نیز نزاع احتمالی تایوان/آسیای جنوب شرقی، دنیا را به سوی یک جنگ جهانی، اما در فرایندی قدری طولانیتر و مرحله به مرحله پیش خواهد برد. سرنوشت بشری در این سناریو نیز تباه و نا مطمئن خواهد بود.
اهمیت مورد بعد
سناریوی چهارم اما حرف و حدیث متفاوتی میطلبد. این مورد در واقع حکایتگر پایان هر چه زودتر جنگ و قبول مستقیم یا غیرمستقیم یک شکست مفتضحانهی تاریخی و خانمانبرانداز برای صهیونیسم اسرائیل خواهد بود. این شکستی است که قبول آن صهیونیسم جنایتکار را ادب کرده و افسار و پوزبند به آن خواهد زد. این همچنین همان مرحلهای است که بسیاری از آن به عنوان «آغاز پایان اسرائیل» نام میبرند. با قبول این شکست، راست افراطی صهیونیست در اسرائیل به بحران عظیم داخلی دچار شده و تلآویو در مقابل انتخابهای سخت و دردناک قرار میگیرد: یا رها ساختن پروژهی پربلاهت و تبهکارانهی اسرائیل بزرگ و قبول واقعیت زندگی در کنار سایر ملتهای خاورمیانه، از جمله ملت شریف فلسطین، به عنوان یک کشور معمولی و یک کوتولهی سیاسی و نظامی و اقتصادی و یا عدم پذیرش این اجبار و همچنان جفتکپرانی و گردنکشی. در این صورت اسرائیل در باتلاقی که در آن افتاده فروتر خواهد رفت تا از سرانجام از نقشهی خاورمیانه محو شود.
از آن سوی، در چارچوب این احتمال چهارم، آمریکا به عنوان قدرتی که وارد بازی آدمخواران اسرائیلی نشده است موفق خواهد شد تا حدی آبرو و اعتبار از دسترفتهی خود به عنوان سگ دستآموز اسرائیل را بازسازی کرده و استقلال رای از خود نشان دهد. این امر به واشنگتن کمک خواهد کرد در صحنهی جهانی نیز نقش مثبتی را ایفاء کند. از جمله در حل مسئلهی خاورمیانه، جنگ روسیه و اوکراین و تنشزدایی با چین بر سر مسئلهی تایوان.
مهمترین بخش مورد نظر برای ما مردم ایران در این میان سرنوشت کشورمان است در صورت تحقق مورد چهارم، چرا که در هر سه سناریوی نخست چیزی جز مرگ و تخریب و نابودی نصیب ما و بعد مردم منطقه و سپس کل ساکنان زمین نخواهد شد.
در سناریوی چهارم، مجموعهای به اسم ایران، در ورای تنشها و تضادهای داخلی میان دولت و ملت، بسیار قدرتمندتر از گذشته جلوه خواهد کرد و بسیاری از کسانی که برای آن نقشههایی شوم در سر پرورانده بودند مجبور به بازنگری در طرحهای شیطانی خویش خواهند شد. ایران برای مدتها به عنوان یک قدرت بزرگ منطقهای در امنیت به سر خواهد برد و این امنیت بیرونی -که البته باید به طور مداوم تقویت و تحکیم شود- فرصتی برای بازنگری جدی در معادلات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی داخل کشور به وجود خواهد آورد. این فرصت در صورتی تحقق پیدا میکند که نیروهای مردمی از آگاهی، هشیاری و نیز سازماندهی و رهبری برخوردار باشند.
نگارنده در این روز جمعه سیام خرداد ۱۴۰۴، به همین بسنده میکند تا بینیم در ساعات و روزها و هفتههای آینده چه خواهد گذشت و کدام یک از این چهار سناریو دست بالا را پیدا خواهد کرد. در مورد سه سناریوی تخریبگر چیز زیادی برای نوشتن و گفتن نخواهد بود، اما برعکس، برای سناریوی آخر، حرف و نکته بسیار خواهد بود.
تا آن موقع باید با هشیاری مراقب اوضاع باشیم و با حفظ وحدت ملی و همبستگی اجتماعی از ایران و ایرانی حفاظت و حمایت کنیم. هر کاری که از دستمان بر میآید را باید در داخل و خارج از کشور صورت بخشیم تا از احتمال گسترش جنگ و نابودی میهن جلوگیری کنیم.#
_________________________________________
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریهی «بینهایتگرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بینهایت گرایی: نظریهی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
آدرس تماس با نویسنده: korosherfani@yahoo.com
ایکس (توییتر) :@KoroshErfani
[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

